Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 84259
تعداد مشاهدات : 1139

تفسير صريح يك آيه در غدير

تفسير صريح يك آيه در غدير 1. سوره زخرف: آيه 28 متن روايت‏ موقعيت تاريخى‏ 2. سوره يس: آيه 12 متن روايت‏ موقعيت تاريخى‏ 3. سوره مائده: آيه 55 متن روايت‏ موقعيت تاريخى‏ 4. سوره زمر: آيه 56 متن روايت‏ موقعيت تاريخى‏ موقعيت قرآنى‏ 5. سوره غافر: آيه 40 متن روايت‏ موقعيت قرآنى‏ موقعيت تاريخى‏ 6. سوره انعام: آيه 82 متن روايت‏ موقعيت تاريخى‏ 7. سوره مجادله: آيه 22 متن روايت‏ موقعيت تاريخى‏ 8. سوره اعراف: آيه 38 متن روايت‏ موقعيت تاريخى‏ 9. سوره ملك: آيات 8- 11 متن روايت‏ موقعيت تاريخى‏ 10. سوره نساء: آيه 47 متن روايت‏ موقعيت تاريخى‏ موقعيت قرآنى‏ 11. سوره مرسلات: آيات 16- 19 متن روايت‏ موقعيت تاريخى‏ موقعيت قرآنى‏ 12. سوره توبه: آيه 61 متن روايت‏ موقعيت تاريخى‏ موقعيت قرآنى‏

تفسير صريح يك آيه در خطبه  غدير

1. سوره زخرف: آيه 28

2. سوره يس: آيه 12

3. سوره مائده: آيه 55

4. سوره زمر: آيه 56

5. سوره غافر: آيه 40

6. سوره انعام: آيه 82

7. سوره مجادله: آيه 22

8. سوره اعراف: آيه 38

9. سوره ملك: آيات 8- 11

10. سوره نساء: آيه 47

11. سوره مرسلات: آيات 16- 19

12. سوره توبه: آيه 61


توضیح  آیات 


تفسير صريح يك آيه در غدير

در غدير 18 آيه قرآن به صراحت تفسير شده است. به اين معنى كه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله متن آيه را جداگانه فرموده و قبل يا بعد از آن به تفسيرش پرداخته است. اين موارد در مقابل آياتى است كه به صورت تضمين در كلام و اقتباس در خطابه حضرت آمده است. آيات مزبور را به ترتيب اهميت جايگاه اعتقادى آن در پيام غدير ذكر مى‏كنيم:

1. سوره زخرف: آيه 28

وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ‏.

آن را موضوعى باقى در نسل او قرار داد تا شايد باز گردند.

متن روايت‏

مَعاشِرَ النّاسِ، الْقُرْآنُ يُعَرِّفُكُمْ انَّ الْائِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ، وَ عَرَّفْتُكُمْ انَّهُمْ مِنّى وَ مِنْهُ، حَيْثُ يَقُولُ اللَّهُ فى كِتابِهِ: «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ».

اى مردم، قرآن به شما مى‏شناساند كه امامان بعد از على فرزندان او هستند و من هم به شما شناساندم كه امامان از نسل من و اويند. آنجا كه خدا مى‏فرمايد: «امامت را مطلبى باقى در نسل ابراهيم قرار داد». [1]

موقعيت تاريخى‏

آينده امت از نظر كسانى كه مردم بايد به آنان مراجعه كنند و از آنان دستور بگيرند در اواخر خطبه محكم كارى و دقت بيشترى را اقتضا مى‏كرد. مرجع شناخت حلال و حرام و معروف و منكر مسئله مهمى بود كه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله با استناد به قرآن پايه آن را محكم فرمود و از هر گونه انحرافى نجات داد.

اين مهم در قالب آيه‏اى كه امامت را منحصر در نسل حضرت ابراهيم عليه السلام مى‏داند، در سايه ادبيات بلند قرآن در كوتاهترين جمله بيان شده است. از آيه 26 اين سوره نام حضرت ابراهيم عليه السلام به ميان مى‏آيد كه توحيد را بر اساس فطرت خويش نزد خاندانش علنى ساخت. بلافاصله خداوند چنين موحّد والا مقامى را لايق آن دانسته كه امامت در نسل او باشد.

2. سوره يس: آيه 12

إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ‏.

ما مردگان را زنده مى‏كنيم و آنچه پيش فرستاده‏اند و بر جاى گذاشته‏اند را مى‏نويسيم؛ و هر چيزى را در امام مبين جمع كرده‏ايم.

متن روايت‏

ما مِنْ عِلْمٍ الّا وَ قَدْ احْصاهُ اللَّهُ فِىَّ، وَ كُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ احْصَيْتُهُ فى امامِ الْمُتَّقينَ، وَ ما مِنْ عِلْمٍ الّا وَ قَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِيّاً، وَ هُوَ الْامامُ الْمُبينُ الَّذى ذَكَرَهُ اللَّهُ فى سُورَةِ يس: «وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ».

هيچ علمى نيست مگر آنكه خداوند آن را در من جمع كرده است و هر علمى كه آموخته‏ام در امام المتقين جمع نموده‏ام، و هيچ علمى نيست مگر آنكه آن را به على آموخته‏ام. اوست امام مبين كه خداوند در سوره يس ذكر كرده: «و هر چيزى را در امام مبين جمع كرديم». [2]

موقعيت تاريخى‏

در اوائل خطبه و آنگاه كه سخن از معادن علم پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله است تا مردم در آنچه نياز دارند به آنان مراجعه نمايند با قاطعيت مى‏فرمايد: «حلالى نيست مگر آنچه خدا و رسولش و امامان حلال كرده باشند و حرامى نيست مگر آنچه خدا و رسولش و امامان بر شما حرام كرده باشند. خداوند عز و جل حلال و حرام را به من شناسانده، و آنچه پروردگارم از كتابش و حلال و حرامش به من آموخته به او سپرده‏ام». [3]

تا اينجا مقدمه زيبايى بر تفسير آيه‏اى است كه در قلب قرآن- يعنى سوره يس- پس از بيان رسالت پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و اتمام حجت بر بندگان با نبوت آن حضرت مطرح شده‏

است. براى آنكه معلوم شود طبق اين آيه عصاره علم اولين و آخرين على بن ابى طالب عليه السلام است، حضرت به بيان كامل جوانب آن مى‏پردازد. ابتدا مى‏فرمايد: تمام علوم پروردگار نزد من است و عيناً كلمه «احصاء» را كه در آيه است درباره خود به كار مى‏برد. آنگاه مى‏فرمايد: همه علومى كه نزد من است در امام متقين است و بار ديگر كلمه «احصاء» را به كار مى‏گيرد تا اذهان را متوجه آيه نمايد. آنگاه يك باره لحن كلام را به صراحت مى‏كشاند و سخن خود را به عبارتى ديگر تكرار مى‏فرمايد كه «هر علمى را به على آموخته‏ام» و به وضوح مى‏فرمايد: «منظور از امام مبين كه خداوند اعلان فرموده هر چيزى نزد او جمع است، كسى جز على نيست».

سلام بر تواى امام مبين كه خداوند در قلب قرآن معدن علومت خوانده و ما قدر يادگارهاى كلامت را نمى‏دانيم. هيهات كه ديگران به چنين گنجى دست يابند و ما تماشاگر باشيم.

 

3. سوره مائده: آيه 55

إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ‏.

صاحب اختيار شما خدا و رسولش هستند و كسانى كه ايمان آورده و نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات مى‏دهند.

متن روايت‏

وَ هُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ. وَ قَدْ انْزَلَ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى‏ عَلَىَّ بِذلِكَ آيَةً مِنْ كِتابِهِ هِىَ:

«إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»، وَ عَلِىُّ بْنُ ابى طالِبٍ الَّذى اقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ هُوَ راكِعٌ يُريدُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فى كُلِّ حالٍ.

او (على) صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش است، و خداوند در اين باره آيه‏اى از كتابش بر من نازل كرده: «صاحب اختيار شما خدا و رسولش هستند و كسانى كه ايمان آورده و نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات مى‏دهند»، و على بن ابى طالب است كه نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات داده و در هر حال خداوند عز و جل را قصد مى‏كند».  [4]

موقعيت تاريخى‏

در مراحل آغازين خطبه در حالى كه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله دستور ابلاغ ولايت على عليه السلام را با آيه «بلِّغ» اعلام مى‏فرمايد، يادآور مى‏شود كه خداوند قبلًا در قرآن اين ولايت را به اطلاع شما رسانده است، و سپس آيه نازل شده در خاتم بخشى اميرالمؤمنين عليه السلام را بر مردم مى‏خواند. معناى اين كار آن است كه «ولايت» در آيه‏ «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ‏ ...» دقيقاً همان ولايتى است كه در غدير بيش از يك ساعت درباره آن سخنرانى شده است. براى تكميل اين تفسير مصداق معين آن را نام مى‏برد و مى‏فرمايد: «على بود كه در حال‏

ركوع زكات داد»، و بر همه روشن مى‏فرمايد كه از اين آيه هم ولايت به معناى خاص اراده شده و هم صاحب اين ولايت شخص خاصى است.

4. سوره زمر: آيه 56

أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ‏.

اينكه نفسى بگويد: اى حسرت بر آنچه درباره جنب خدا تفريط و كوتاهى كردم، اگرچه از مسخره كنندگان بودم.

متن روايت‏

مَعاشِرَ النّاسِ، انَّهُ جَنْبُ اللَّهِ الَّذى ذَكَرَ فى كِتابِهِ الْعَزيزِ، فَقالَ تَعالى‏ مُخْبراً عَمَّنْ يُخالِفُهُ:

«أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ».

اى مردم، على جنب اللَّه است كه خداوند در كتاب عزيزش ذكر كرده و درباره كسى كه با او مخالفت كند فرموده: «اى حسرت بر آنچه درباره جنب خدا تفريط و كوتاهى كردم».  [5]

موقعيت تاريخى‏

در حالى كه خطبه به مرحله حساسِ بلند كردن اميرالمؤمنين عليه السلام بر سر دست پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله نزديك مى‏شود، آن حضرت مردم را به شدت از مخالفت على عليه السلام بر حذر مى‏دارد و اين مهم را با الفاظ مختلفى يادآورى مى‏كند.

موقعيت قرآنى‏

از تعبير دقيقى كه در اين فراز ديده مى‏شود مى‏توان استفاده كرد كه چند آيه قبل و بعد اين آيه نيز درباره مخالفين اميرالمؤمنين عليه السلام است، زيرا حضرت مى‏فرمايد:

«خداوند درباره كسى كه با او مخالفت كند اين آيه را فرموده» و از آنجا كه ضماير و خطاب‏ها در اين چند آيه يك سياق را مى‏رساند، بايد گفت: حضرت همه آيات را تفسير فرموده است. پس جا دارد يك دور كامل آيات را ذكر كنيم و با تفسير پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله معنى كنيم تا بدانيم خداوند در قرآن چه خطاب شديد اللحنى درباره آنان آورده است:

وَ أَنِيبُوا إِلى‏ رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ، وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ بَغْتَةً وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ، أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ، أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدانِي لَكُنْتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ، أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ، بَلى‏ قَدْ جاءَتْكَ آياتِي فَكَذَّبْتَ بِها وَ اسْتَكْبَرْتَ وَ كُنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ‏.

(اى مخالفين على)، باز گرديد به سوى پروردگارتان و در برابر او سر تسليم فرود آوريد قبل از آنكه عذاب سراغ شما آيد و يارى نشويد. پيرو بهترينِ آنچه بر شما نازل شده باشيد قبل از آنكه عذاب به‏طور ناگهانى سراغتان آيد در حالى كه آمدن آن را احساس نكنيد. كه مبادا كسى بگويد: اى حسرت بر آنچه درباره جنب اللَّه- يعنى على عليه السلام- كوتاهى كردم و از مسخره كنندگان بودم. يا بگويد: اگر خدا مرا هدايت مى‏كرد از متقين بودم، يا بگويد هنگامى كه عذاب را مى‏بيند: اى كاش برايم امكان بازگشت بود تا از نيكوكاران باشم. بلى، آيات و نشانه‏هاى من برايت آمد، ولى تو آنها را تكذيب نمودى و از پذيرفتن آن سركشى كردى و از كافرين به آن بودى. «1»

 

5. سوره غافر: آيه 40

مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزى‏ إِلَّا مِثْلَها وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ و أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ‏.

هركس گناهى انجام دهد جز به اندازه همان جزا داده نمى‏شود، و هركس از مرد و زن عمل صالحى انجام دهد و مؤمن باشد چنين كسانى وارد بهشت مى‏شوند و در آن بدون حساب روزى داده مى‏شوند.

متن روايت‏

الا انَّ اوْلِيائَهُمُ الَّذينَ قالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسابٍ».

بدانيد كه دوستان اهل بيت كسانى‏اند كه خداوند عز و جل مى‏فرمايد: «بدون حساب وارد بهشت مى‏شوند» [6]

الا انَّ اوْلِيائَهُمْ، لَهُمُ الْجَنَّةُ يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ‏.

بدانيد دوستان اهل بيت عليهم السلام كسانى‏اند كه بهشت براى آنان است و بدون حساب در آن روزى داده مى‏شوند.  [7]

موقعيت قرآنى‏

دو عبارت فوق نسخه بدل يك فقره از دو منبع است و در دومى به صورت اقتباس و تضمين آيه در كلام حضرت بيان شده كه مطابق متن قرآن است، ولى در اولى كه به عنوان نص قرآن آمده كلمه‏ «يُرْزَقُونَ فِيها» را ندارد. با توجه به اينكه در قرآن آيه‏اى بدون اين كلمه نداريم، مى‏توان اطمينان پيداكرد كه اين كلمه در عبارت اول افتاده است به خصوص آنكه در نسخه بدل وجود دارد.

  

موقعيت تاريخى‏

اين عبارت در مراحلى از خطبه است كه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله با استناد به قرآن اوصاف و خصوصيات دوستان و دشمنان اهل بيت را مى‏شمارد و به آخر خطبه نزديك مى‏شود، و چه زيباست معرفى دوستان آل محمد عليهم السلام در متن قرآن!

6. سوره انعام: آيه 82

الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ‏.

كسانى كه ايمان آورده‏اند و ايمانشان را با ظلم نپوشانده‏اند، آنان‏اند كه برايشان امن است و آنان هدايت يافتگانند.

متن روايت‏

الا انَّ اوْلِيائَهُمُ الَّذينَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقالَ: «الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ».

بدانيد كه دوستان اهل بيت كسانى‏اند كه خداوند آنان را توصيف نموده و فرموده است:

«كسانى كه ايمان آورده‏اند و ايمانشان را با ظلم نپوشانده‏اند، آنان‏اند كه برايشان امن است و آنان هدايت يافتگانند».

موقعيت تاريخى‏

در خطبه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله توصيفِ پذيرندگان ولايت على عليه السلام ادامه دارد. آيه‏اى كه در اين فراز مطرح شده قطعه زيبايى از مظاهر ايمان حضرت ابراهيم عليه السلام در برابر مشركان است كه دقيقاً قابل انطباق بر دوستان على عليه السلام در برابر دشمنان آن حضرت است. خليل پروردگار با قوم خود به احتجاج برمى‏خيزد و اعلام مى‏كند من خداى يكتا را پذيرفته‏ام و درباره او هيچگونه شركى را نمى‏پذيرم. سپس به آنان مى‏فرمايد: «چگونه است كه من به نظر شما بايد از خدايان ساختگى شما كه شريك خداى يكتا قرار داده‏ايد بترسم، ولى شما از اين واهمه‏اى نداريد كه بدون دليل به خداى يكتا شريك قائل شده‏ايد؟! آيا كداميك از ما به آرامش فكر و امن نزديكتريم؟

 

7. سوره مجادله: آيه 22

لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ، أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ، أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏.

نمى‏يابى قومى را كه ايمان به خدا و روز قيامت آورده باشند، و در عين حال با كسانى كه با خدا و رسولش ضديت دارند روى دوستى داشته باشند، اگرچه پدرانشان يا فرزندانشان يا برادرانشان يا فاميلشان باشند. آنانند كه ايمان بر قلب هايشان ثبت شده و خداوند با روح خود آنان را مؤيد داشته، و آنان را وارد بهشتى مى‏كند كه نهرها در آن جارى است و در آن دائمى‏اند.

خدا از آنان راضى است و آنان از خدا راضى‏اند. اينان حزب خدايند، و حزب خداوند رستگارانند.

متن روايت‏

الا انَّ اوْلِياءَهُمُ الَّذينَ ذَكَرَهُمُ اللَّهُ فى كِتابِهِ، فَقالَ عَزَّ وَ جَلَّ: «لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ، أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».

بدانيد كه اولياى اهل بيت كسانى‏اند كه خداوند در كتابش آنان را ياد كرده و فرموده است: «نمى‏يابى قومى را كه ايمان به خدا و روز قيامت ايمان آورده باشند، و در عين حال با كسانى كه با خدا و رسولش ضديت دارند روى دوستى داشته باشند، اگرچه پدرانشان يا فرزندانشان يا برادرانشان يا فاميلشان باشند. آنانند كه ايمان بر قلب هايشان ثبت شده و خداوند با روح خود آنان را مؤيد داشته، و آنان را وارد بهشتى مى‏كند كه نهرها در آن جارى است و در آن دائمى‏اند. خدا از آنان راضى است و آنان از خدا راضى‏اند. اينان حزب خدايند، و حزب خداوند رستگارانند». [8]

  

موقعيت تاريخى‏

پيداست كه غدير مى‏خواهد صف حق و باطل را تا آخر روزگار در شفاف‏ترين شكل از هم جدا كند. مى‏خواهد صريحاً اعلام كند كه دوستى على عليه السلام با دوستى دشمنانش قابل جمع نيست همان گونه كه دوستى دشمنان على عليه السلام با دوستى او قابل جمع نيست، تا هيچ مسلمانى عمر خود را اين گونه به پايان نبرد و با اين خيال واهى خود را مؤمن نداند.

پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله به صراحت مى‏فرمايد: پذيرندگان ولايت على عليه السلام منظور از اين آيه‏اند، و ولىّ واقعى بايد اين گونه باشد و امكان ندارد به گونه‏اى ديگر باشد، يعنى بايد با كسانى كه رو در روى خدا و رسول ايستاده‏اند دوستى نكند اگرچه پدر يا فرزند يا برادر يا فاميلش باشد.

 

8. سوره اعراف: آيه 38

قالَ ادْخُلُوا فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ فِي النَّارِ كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فِيها جَمِيعاً قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ، قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَ لكِنْ لا تَعْلَمُونَ‏.

گفت: همراه امت‏هايى از جن و انس كه قبل از شما بوده‏اند داخل آتش شويد، كه هر گروهى داخل آتش جهنم مى‏شوند همتاى خود را لعنت مى‏كنند ... تا هنگامى كه همه كنار يكديگر خود را در آتش مى‏يابند آخرين آنها به اولينشان مى‏گويد: پروردگارا، اينان ما را گمراه كردند، پس عذاب چند برابرى از آتش به آنان بده. خداوند در پاسخ مى‏فرمايد: براى همه عذاب چند برابر است ولى شما نمى‏دانيد.

متن روايت‏

الا انَّ اعْداءَهُمُ الَّذينَ قالَ اللَّهُ فيهِمْ: «كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فِيها جَمِيعاً قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ، قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَ لكِنْ لا تَعْلَمُونَ».

بدانيد دشمنان اهل بيت كسانى هستند كه خدا درباره آنان فرموده: هر گروهى كه داخل آتش جهنم مى‏شوند همتاى خود را لعنت مى‏كنند ... تا هنگامى كه همه كنار يكديگر خود را در آتش مى‏يابند، آخرين آنها به اولينشان مى‏گويد: پروردگارا، اينان ما را گمراه كردند، پس عذاب چند برابرى از آتش به آنان بده. خداوند در پاسخ مى‏فرمايد: براى همه عذاب چند برابر است ولى شما نمى‏دانيد.  [9]

موقعيت تاريخى‏

نيمى از وقت خطبه سپرى شده و پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله در اين مرحله يك فراز از دوستان على عليه السلام و يك فراز از دشمنانش مى‏گويد، تا اين فراز كه صحنه روز قيامت را درباره‏

دشمنان او بيان مى‏كند. آيه‏اى كه حضرت از اواسط آن در كلامش آورده از آيه 36 سوره اعراف آغاز مى‏شود و به آيه 41 ختم مى‏شود،  [10] و طبق تفسيرى كه فرموده چنين بيان مى‏گردد: دشمنان على عليه السلام كه آيات خدا را تكذيب نموده و نسبت به آنها سركشى كردند و خود را بالا گرفتند اهل آتش‏اند و در آن دائمى خواهند بود. چه كسى ظالم‏تر از دشمنان على عليه السلام است كه به خدا افترا و دروغ بستند يا نشانه‏هاى خدا را تكذيب كردند. آن هنگام كه مرگشان فرا رسد فرستادگان خدا از آنان مى‏پرسند: كجايند آنچه غير از خدا صدا مى‏زديد؟ در پاسخ مى‏گويند: از نزد ما گم شده‏اند، و سپس بر عليه خود شهادت مى‏دهند كه كافر بوده‏اند!

آنگاه به دشمنان على عليه السلام گفته مى‏شود: شما هم نزد امت‏هاى قبلى كه در آتش هستند برويد كه آنچنان دچار نكبت‏اند كه يكديگر را لعنت مى‏كنند و گناه را بر عهده پيشينيان‏شان قرار مى‏دهند، ولى خداوند به دشمنان على عليه السلام خواهد فرمود: عذاب پيروان سقيفه همانند بنيانگذاران آن است، كه به پيروان خود خواهند گفت: شما هم مانند ما تخفيفى از عذاب نداريد، پس مانند ما بچشيد و دسترنج خود را ببينيد.

دشمنان على عليه السلام كه آيات خدا را تكذيب كرده و خود را بالا گرفته‏اند درهاى رحمت آسمان برايشان باز نخواهد شد، و بهشت رفتنشان محال است، همان گونه كه اگر

شترى بخواهد از سوراخ سوزنى عبور كند!! بلكه فرش و روانداز اعداء آل محمد عليه السلام در جهنم گسترانده شده است.

9. سوره ملك: آيات 8- 11

تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما أُلْقِيَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ، قالُوا بَلى‏ قَدْ جاءَنا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْ‏ءٍ، إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلالٍ كَبِيرٍ، وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ، فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ.

نزديك است كه از شدت غيظ از يكديگر جدا شود، هر بار كه گروهى به جهنم انداخته مى‏شوند خزانه دارانش از آنان مى‏پرسند: آيا ترساننده‏اى نزد شما نيامد؟ آنان در پاسخ مى‏گويند: بلى، ترساننده سراغ ما آمد ولى ما او را تكذيب كرديم و گفتيم: خدا چيزى نازل نكرده و شما در گمراهى بزرگ هستيد. همچنين در پاسخ خزانه داران جهنم مى‏گويند: اگر ما گوش فرا مى‏داديم يا درك مى‏كرديم در اصحاب آتش شعله‏ور نبوديم. و اين گونه به گناه خود اعتراف كردند، پس خوارى باد بر اصحاب آتش.

متن روايت‏

الا انَّ اعْداءَهُمُ الَّذينَ قالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «كُلَّما أُلْقِيَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ، قالُوا بَلى‏ قَدْ جاءَنا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْ‏ءٍ، إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلالٍ كَبِيرٍ، وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ، فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ».

بدانيد كه دشمنان اهل بيت كسانى هستند كه خداوند عزوجل مى‏فرمايد: «هر بار كه گروهى به جهنم انداخته مى‏شوند خزانه دارانش از آنان مى‏پرسند: آيا ترساننده‏اى نزد شما نيامد؟ آنان در پاسخ مى‏گويند: بلى، ترساننده سراغ ما آمد ولى ما او را تكذيب كرديم و گفتيم: خدا چيزى نازل نكرده و شما در گمراهى بزرگ هستيد. همچنين در پاسخ خزانه داران جهنم مى‏گويند: اگر ما گوش فرا مى‏داديم يا درك مى‏كرديم در اصحاب آتش شعله‏ور نبوديم. و اين گونه به گناه خود اعتراف كردند، پس خوارى باد بر اصحاب آتش. [11]

______________________________
(1)

غدير در قرآن، ج‏2، ص: 67

موقعيت تاريخى‏

اين فراز از خطبه در ادامه معرفى قرآنى دوستان و دشمنان اهل بيت عليهم السلام است و دو كفه مقايسه نيز در متن قرآن است، چنانكه در فراز بعدى مى‏فرمايد: «شَتّانَ ما بَيْنَ السَّعيرِ وَ الْاجْرِ الْكَبيرِ»: «چقدر فاصله است بين آتش شعله‏ور (كه براى دشمنان است) و اجر بزرگ (كه براى دوستان است)».

آنچه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله به تفسير تطبيقى آن پرداخته از آيه 6 آغاز مى‏شود «1» و تا آخر آيه 11 ادامه آن است، و همه اين آيات در شأن دشمنان خدا- كه كفرشان به صريح قرآن ثابت شده- آمده است.

 

10. سوره نساء: آيه 47

يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ، آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ‏.

اى كسانى كه كتاب به آنان داده شده، ايمان آوريد به آنچه نازل كرديم كه تأييد مى‏كند آنچه همراه شماست، قبل از آنكه هلاك نماييم صورت‏هايى را و آنها را به پشت برگردانيم يا آنان را مانند اصحاب سبت لعنت كنيم.

متن روايت‏

مَعاشِرَ النّاسِ، «آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ و النور الذى انزل معه‏ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ». بِاللَّهِ ما عَنى‏ بِهذِهِ الْآيَةِ الّا قَوْماً مِنْ اصْحابى اعْرِفُهُمْ بِاسْمائِهِمْ وَ انْسابِهِمْ، وَ قَدْ امِرْتُ بِالصَّفْحِ عَنْهُمْ.

اى مردم، ايمان آوريد به خدا و رسولش و نورى كه همراه او نازل شده است قبل از آنكه هلاك نماييم صورت‏هايى را و آنها را به پشت برگردانيم يا آنان را مانند اصحاب سبت لعنت كنيم. به خدا قسم از اين آيه قصد نشده مگر قومى از اصحابم كه آنان را به اسم و نسبشان مى‏شناسم، ولى مأمورم از آنان پرده پوشى كنم [12]

موقعيت تاريخى‏

خطبه غدير مرحله اصلى را در معرفى على عليه السلام و دوستان و دشمنانش پشت سر گذاشته و مى‏خواهد زنگ خطر را درباره حضور جدى منافقين در جامعه مسلمين به صدا در آورد. آغاز سخن در اين مرحله با ذكر آيه مزبور است كه خداوند گروهى را به حيله گران اصحاب سبت تشبيه كرده كه با نيرنگ و استناد به دين فرامين الهى را زير پا گذاشتند.

موقعيت قرآنى‏

اصحاب سبت قومى بودند كه شغلشان ماهيگيرى بود و در كنار دريا سكونت داشتند. خداوند به آنان دستور داد روزهاى شنبه كار خود را تعطيل كنند و ماهى نگيرند و در اين باره‏ «أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً» يعنى «پيمان محكمى از آنان گرفتيم». «1» روزهاى شنبه كه تعطيل كرده بودند ماهيان روى آب ظاهر مى‏شدند و طمع ماهيگيران را بر مى‏انگيختند، ولى در غير روز شنبه نمى‏آمدند و اين امتحان الهى بود.

آن مردم براى آنكه ماهيان را در روز شنبه از دست ندهند و در عين حال- به خيال خود- با فرمان الهى مخالفت نكرده باشند، در كنار دريا حوضچه‏هايى تعبيه كردند كه امواج آب ماهى‏ها را بى‏اختيار به آن حوضچه‏ها مى‏ريخت و راه بازگشت نداشتند.

اين كار بدون حضور ماهيگيران در روز شنبه به وقوع مى‏پيوست و ماهيان در آن گودال‏ها مى‏ماندند تا روز يكشنبه كه مردم مى‏آمدند و آنها را مى‏گرفتند، و ادعا مى‏كردند ما مخالف حكم خدا كارى نكرده‏ايم و روز شنبه ماهى نگرفته‏ايم! «2»

موعظه هيچكس در اينان اثر نمى‏كرد. عده‏اى مى‏گفتند: چرا موعظه مى‏كنيد قومى را كه مستحق عذابند؟ در پاسخ مى‏گفتند: براى آنكه نزد خدا معذور باشيم و به اميد آنكه از كار خود باز گردند. «3» عاقبتِ اصحاب سبت لعنت و دورى از رحمت خدا بود، تا جايى كه خداوند آنان را مسخ نمود و از انسانيت بيرون برد. «4»

11. سوره مرسلات: آيات 16- 19

أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ، ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ، كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ، وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ‏.

آيا ما پيشينيان را هلاك نكرديم؟ آيا در پى آنان گروه ديگرى را نفرستاديم؟ ما با مجرمان چنين مى‏كنيم! واى در آن روز بر تكذيب كنندگان.

متن روايت‏

مَعاشِرَ النّاسِ، قَدْ ضَلَّ قَبْلَكُمْ اكْثَرُ الْاوَّلينَ، وَ اللَّهُ لَقَدْ اهْلَكَ الْاوَّلينَ‏  ، وَ هُوَ مُهْلِكُ الْآخِرينَ. قالَ اللَّهُ تَعالى‏: «أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ، ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ، كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ، وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ».

اى مردم، قبل از شما اكثر پيشينيان هلاك شدند، و خداوند آنان را (به خاطر مخالفت با پيامبرانشان) هلاك نمود، و اوست كه آيندگان را هلاك خواهد كرد. خداى تعالى مى‏فرمايد: «آيا ما پيشينيان را هلاك نكرديم؟ آيا در پى آنان گروه ديگرى را نفرستاديم؟ ما با مجرمان چنين مى‏كنيم! واى در آن روز بر تكذيب كنندگان». [13]

موقعيت تاريخى‏

در اواسط خطابه غدير، پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله اخبارى از غصب خلافت را به ميان آورد و ذهن‏ها را متوجه خطر گمراهى بعد از خود نمود، و براى هضم آن يادآور شد كه امت‏هاى گذشته نيز به چنين خطرى مبتلا شدند. سپس براى آنكه مردم اين خطر را جدى بگيرند هلاك شدن امت‏ها با عذاب الهى را مطرح فرمود و اينكه امت‏هاى آينده نيز همان مسير را خواهند پيمود، و براى اين مطلب به آيه قرآن استناد نمود و با كلمه «قالَ اللَّهُ تَعالى» چهار آيه پشت سر هم از سوره مرسلات را قرائت فرمود.

موقعيت قرآنى‏

اين آيات در موقعيت خاصى از قرآن قرار گرفته كه خداوند تأكيد خاصى بر تكذيب كنندگان دارد و در اين سوره 10 بار فرموده: «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ».

بار اول قيامت را ياد مى‏كند و در آن روز واى بر تكذيب كنندگان مى‏گويد. بار دوم هلاك شوندگان گذشته و آينده را ياد مى‏كند و همين جمله را تكرار مى‏كند كه همين آيه مورد نظر ماست. بار سوم خلقت انسان را در مراحل رشد نطفه مطرح مى‏كند و بعد از چند آيه، جمله‏ «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ» را تكرار مى‏كند. بار چهارم نعمت‏هاى روى زمين را يادآور مى‏شود و همين آيه را مكرر مى‏نمايد. بار پنجم مسئله تكذيب را جدى‏تر مطرح مى‏كند و با تصوير روز قيامت به آنان مى‏فرمايد: «اكنون سراغ نتيجه آنچه تكذيب مى‏كرديد برويد»! و سپس عذاب جهنم را بيان مى‏كند و بار ديگر آيه‏ «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ» را ذكر مى‏كند. بار ششم برخورد تند با تكذيب كنندگان را در روز قيامت به ميان مى‏آورد و يك بار ديگر آيه مزبور را تكرار مى‏نمايد. بار هفتم عجز آنان را مطرح مى‏كند كه اگر حيله‏اى داريد به كار بنديد و باز آيه را تكرار مى‏فرمايد. بار هشتم سراغ تصديق كنندگان مى‏رود و نعم بهشتى آنان را برمى‏شمارد و مى‏فرمايد: ما محسنين را اين چنين جزا مى‏دهيم و آنگاه مى‏فرمايد: «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ». بار نهم مجرمين را در دنيا مهلت مى‏دهد و باز آيه را تكرار مى‏نمايد. بار دهم اطاعت نكردن آنان از فرامين الهى را مطرح مى‏كند و باز مى‏فرمايد: «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ».

و اين گونه ده بار اين جمله در سوره «مرسلات» تكرار شده، شبيه آيه‏ «فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ» كه در سوره «الرحمن» تكرار شده است.

12. سوره توبه: آيه 61

وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ، يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ‏.

از آنان كسانى هستند كه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله را اذيت مى‏كنند و مى‏گويند او «اذن» (گوش فرا دهنده) است. بگو: گوش است بر ضد كسانى كه گمان مى‏كنند او «اذن» است و براى شما خير است. به خدا ايمان مى‏آورد و در مقابل مؤمنين تواضع و احترام مى‏نمايد، و براى كسانى از شما كه ايمان آورده‏اند رحمت است، و براى كسانى كه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله را اذيت مى‏كنند عذاب دردناك است.

متن روايت‏

وَ سَالْتُ جَبْرَئيلَ انْ يَسْتَعْفِىَ لِىَ السَّلامَ عَنْ تَبْليغِ ذلِكَ الَيْكُمْ- ايُّهَا النّاسُ- لِعِلْمى بِقِلَّةِ الْمُتَّقينَ وَ كَثْرَةِ الْمُنافِقينَ وَ ادْغالِ اللّائِمينَ وَ حِيَلِ الْمُسْتَهْزِئينَ بِالْاسْلامِ، الَّذينَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ فى كِتابِهِ بِانَّهُمْ‏ يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ‏، وَ يَحْسَبُونَهُ‏ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ‏، وَ كَثْرَةِ اذاهُمْ لى غَيْرَ مَرَّةٍ، حَتّى‏ سَمُّونى اذُناً وَ زَعَمُوا انّى كَذلِكَ لِكَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ ايّاىَ وَ اقْبالى عَلَيْهِ وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنّى، حَتّى‏ انْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فى ذلِكَ: «وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ‏- عَلَى الَّذينَ يَزْعَمُونَ انَّهُ اذُنٌ- خَيْرٍ لَكُمْ، يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ». وَ لَوْ شِئْتُ انْ اسَمِّىَ الْقائِلينَ بِذلِكَ بِاسْمائِهِمْ لَسَمَّيْتُ، وَ انْ اومِئَ الَيْهِمْ بِاعْيانِهِمْ لَاوْمَأْتُ، وَ انْ ادُلَّ عَلَيْهِمْ لَدَلَلْتُ، وَ لكِنّى وَ اللَّهِ فى امُورِهِمْ قَدْ تَكَرَّمْتُ.

اى مردم، من از جبرئيل درخواست كردم كه از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ اين مهم معاف بدارد، زيرا از كمى متقين و زيادى منافقين و افساد ملامت كنندگان و حيله‏هاى مسخره كنندگان اسلام اطلاع دارم، كسانى كه خداوند در كتابش آنان را چنين توصيف كرده است كه با زبانشان مى‏گويند آنچه در قلب هايشان نيست و اين كار را سهل مى‏شمارند در حالى كه نزد خداوند عظيم است، و همچنين به خاطر اينكه منافقين بارها مرا اذيت كرده‏اند تا آنجا كه مرا «اذُن» (گوش فرا دهنده) ناميدند، و گمان كردند كه من چنين هستم به خاطر ملازمت بسيار او (على) با من و توجه من به او و تمايل او به‏ من و قبولش از من، تا آنجا كه خداوند عزوجل در اين باره چنين نازل كرد: «و از آنان كسانى هستند كه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله را اذيت مى‏كنند و مى‏گويند او «اذن» (گوش فرا دهنده) است. بگو: گوش است بر ضد كسانى كه گمان مى‏كنند او «اذُن» است و براى شما خير است. به خدا ايمان مى‏آورد و در مقابل مؤمنين تواضع و احترام مى‏نمايد، و براى كسانى از شما كه ايمان آورده‏اند رحمت است، و براى كسانى كه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله را اذيت مى‏كنند عذاب دردناك است». و اگر بخواهم گويندگان چنين نسبتى را معرفى كنم و به آنان اشاره نمايم و آنان را نشان دهم مى‏توانم، ولى درباره آنان با بزرگوارى رفتار كرده‏ام.  [14]

موقعيت تاريخى‏

آيه مزبور در اولين مراحل خطبه مطرح مى‏شود كه نزول آيه‏ «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ‏ ...» اعلام شده، و همه آماده مى‏شوند تا مرحله اصلى خطبه برسد و معلوم شود پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله مأمور به تبليغ چه پيامى است. با آنكه مسير سخن نشاط و سرور خاصى را همراه دارد، امّا گويا چهره حضرت درهم مى‏رود و توجه عميق خود را به حضور كوردلان و منافقينى مى‏دوزد كه عملًا در كاروان غدير حضور دارند و همچنان در جامعه مسلمين حضور خواهند داشت. اينان به قدرى كينه توز و آماده فتنه‏انگيزى هستند كه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله وجودشان را مانعى بزرگ بر سر راه برنامه غدير مى‏بيند در حدى كه اگر خداوند با اراده خويش آنان را درهم نكوبد واقعاً معرّفى و اعلان ولايت على عليه السلام با حضور آنان ميسّر نيست، و آنگاه كه خطاب‏ «وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» آمد بر همه ثابت شد كه خطر منافقين جدى است و بهمين جهت خدا ضامن حفظ رسولش شده است.

موقعيت قرآنى‏

سوره توبه از آيه 37 خطاب با منافقين را آغاز مى‏كند و صحنه‏هاى مختلفى از كارشكنى‏هاى آنان را ترسيم مى‏نمايد، و اين روند تا آخر سوره ادامه مى‏يابد و از سوره‏هايى است كه به‏طور خاص منافقين را زير نظر گرفته است. مطالعه اين آيات نشان مى‏دهد كه منافقين چه اندازه در اذيت پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله پيش رفته‏اند و به تخريب زمينه‏هاى اجتماعى اهداف اسلام پرداخته‏اند.[15]

 

 

 



[1] - اسرار غدير: ص 156 بخش 10.

[2] - اسرار غدير: ص 141 بخش 3.

[3] - اسرار غدير: ص 141 بخش 3.

[4] - اسرارغدير: ص 139 بخش 2.

[5] - اسرار غدير: ص 143 بخش 3.

[6] - اسرار غدير: ص 152 بخش 7 پاورقى 4 از نسخه‏هاى «الف» و «ب» و «د».

[7] - اسرار غدير: ص 152 بخش 7.

[8] - اسرار غدير: ص 151 بخش 7.

[9] - اسرار غدير: ص 152 بخش 7.

[10] - از آيه 36 تا 41 سوره اعراف متن آيات چنين است:

وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ أُولئِكَ يَنالُهُمْ نَصِيبُهُمْ مِنَ الْكِتابِ حَتَّى إِذا جاءَتْهُمْ رُسُلُنا يَتَوَفَّوْنَهُمْ قالُوا أَيْنَ ما كُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالُوا ضَلُّوا عَنَّا وَ شَهِدُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كانُوا كافِرِينَ. قالَ ادْخُلُوا فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ‏ كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فِيها جَمِيعاً قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَ لكِنْ لا تَعْلَمُونَ، وَ قالَتْ أُولاهُمْ لِأُخْراهُمْ فَما كانَ لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ. إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ. لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهادٌ وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواشٍ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ‏.

 

[11] - اسرار غدير: ص 152 بخش 7.

[12] - اسرار غدير: ص 148 بخش 6.

[13] - اسرار غدير: ص 150 بخش 6، و پاورقى 6

[14] - اسرار غدير: ص 139- 140 بخش 2.

[15] - همه مطالب از کتاب غدير در قرآن انصارى، محمد باقر   ج‏2    48    

 



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    أَبُو جَعْفَرٍ ع يَقُولُ إِنَّ لِجَمِيعِ شَهْرِ رَمَضَانَ لَفَضْلًا عَلَى جَمِيعِ سَائِرِ الشُّهُورِ كَفَضْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلَى سَائِرِ الرُّسُل‏

    جابر مى‏گويد: حضرت ابو جعفر امام باقر (ع) مى‏فرمود: برترى جمعه‏هاى ماه رمضان بر جمعه‏هاى ديگر ماهها، مانند برترى رسول خدا (ص) بر ديگر پيامبرا

    ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ص 40

لينک هاي مفيد