Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 84261
تعداد مشاهدات : 2311

آيات مربوط به معرفى مقام امامت و ولايت‏

آيات مربوط به معرفى مقام امامت و ولايت‏

آيات مربوط به معرفى مقام امامت و ولايت‏ 1. سوره رعد: آيه 7 سوره اعراف: آيه 188 3. سوره انعام: آيه 153 4. سوره اعراف: آيه 181 5. سوره يونس: آيه 62 6. سوره مائده: آيه 56

آيات مربوط به معرفى مقام امامت و ولايت‏

1. سوره رعد: آيه 7

سوره اعراف: آيه 188

3. سوره انعام: آيه 153

4. سوره اعراف: آيه 181

5. سوره يونس: آيه 62

6. سوره مائده: آيه 56


توضیح  ایات 


آيات مربوط به معرفى مقام امامت و ولايت‏

آياتى از قرآن براى بيان بيشتر شئون امامت و خلافتِ الهى در برابر رياست‏هاى شيطانىِ سقيفه به صورت استشهاد و اشاره و اقتباس در غدير ديده مى‏شود، كه به صورت تفسيرگونه‏اى در كلام پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله تركيب شده و آيه مستقلًا ذكر نشده است. اين موارد 6 آيه است كه ذيلًا ذكر مى‏كنيم:

1. سوره رعد: آيه 7

وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ.

آنان كه كافر شدند مى‏گويند: اى كاش آيتى از پروردگارش بر او نازل شود. تو ترساننده هستى و براى هر قومى هدايت كننده‏اى هست.

متن روايت‏

مَعاشِرَ النّاسِ، الا و انّى مُنْذِرٌ وَ عَلِىٌّ هادٍ. (خ ل: انِّى الْمُنْذِرُ وَ عَلِىٌّ الْهادى).

اى مردم، بدانيد كه من ترساننده از عذابم و على هدايت كننده است.  [1]

موقعيت تاريخى‏

خطابه غدير از اواسط آن گذشته و پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله دوستان و دشمنان على عليه السلام را معرفى كرده است. به عنوان مقدمه براى معرفى حضرت مهدى عليه السلام در چند جمله كوتاه، خود و على عليه السلام و امامان را مطرح مى‏نمايد تا بفرمايد: «خاتم الائمة حضرت مهدى از ماست».

از جمله آيه مزبور را با تغيير ضماير با كلام خود تركيب مى‏كند.

موقعيت قرآنى‏

آيه‏ «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ» در اوايل سوره رعد است كه خداوند منكرين قيامت و درخواست كنندگان عذاب دنيا را ذكر مى‏كند، و نمونه‏اى از مخامصه آنان را اين گونه بيان مى‏كند كه‏اى كاش آيت و معجزه‏اى بر پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله نازل شود. خداوند به عنوان پاسخ آنان كه پس از اين همه معجزه در كنارِ كلام حق، باز هم آيتى مى‏طلبند، مطلب را به اينجا ختم مى‏كند كه تو وظيفه ترساندن مردم از عذاب را به انجام رسانده‏اى و هر قومى هدايت كننده‏اى دارند.

 

سوره اعراف: آيه 188

قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ، إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ‏.

بگو براى خود مالك منفعت و ضررى نيستم مگر آنچه خدا بخواهد، و اگر غيب مى‏دانستم خير بسيارى انجام مى‏دادم و بدى به من نمى‏رسيد. من نيستم جز ترساننده و بشارت دهنده براى قومى كه ايمان مى‏آورند.

متن روايت‏

مَعاشِرَ النّاسِ، الا وَ انّى انَا النّذيرُ وَ عَلِىٌّ الْبَشيرُ.

اى مردم، بدانيد كه من ترساننده‏ام و على بشارت دهنده است.  

موقعيت تاريخى‏

در مرحله‏اى قبل از بيان جلوه‏هاى حضرت بقية اللَّه الاعظم ارواحنا فداه، جملات خطابه غدير خصايصى از نبوت محمدى و امامت علوى را مطرح مى‏كند كه به اعلى درجه در خاتم امامت به ظهور خواهد پيوست. از جمله مسئله انذار و بشارت است كه حضرت با اقتباس از قرآن اين دو كلمه را به همان ترتيب قرآنى در كلام خود تركيب فرموده است.

موقعيت قرآنى‏

دو كلمه «نذير» و «بشير» در قرآن در پنج مورد به كار رفته و چهار مورد با كلمه «منذر» و «مبشِّر» است. در همه موارد اين دو صفت براى پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله ذكر شده و در آيه 4 سوره «فصلت» توصيفى براى قرآن است. آيه‏اى كه براى عنوان اين قسمت انتخاب‏

شد از نظر جمله بندى نزديكترين آيه به جمله استفاده شده در خطابه غدير است.

به‏طور كلى در همه مواردِ اين عبارات در قرآن، تأكيد بر اين است كه فرستادگان خداوند پيام‏آور ترس از عذاب الهى و بشارت به بهشت جاودانند، و وظيفه آنان آگاه نمودن مردم به اين دو مهم حياتى بشر است كه دانستن آن به قيمت دنيا و آخرتش تمام مى‏شود.

3. سوره انعام: آيه 153

وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ‏.

اين راه مستقيم من است، از آن پيروى كنيد و از راه‏هاى ديگر پيروى نكنيد كه از راه خدا شما را متفرق كند. شما را به اين مطلب وصيت مى‏كند تا شايد تقوى پيشه كنيد.

4. سوره اعراف: آيه 181

وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏.

از كسانى كه خلق كرديم امتى هستند كه به حق هدايت مى‏كنند و طبق آن به عدالت رفتار مى‏كنند.

متن روايت‏

مَعاشِرَ النّاسِ، انَّ اللَّهَ قَدْ امَرَنى وَ نَهانى، وَ قَدْ امَرْتُ عَلِيّاً وَ نَهَيْتُهُ بِامْرِهِ. فَعِلْمُ الْامْرِ وَ النَّهْىِ لَدَيْهِ، فَاسْمَعُوا لِامْرِهِ تَسْلِمُوا وَ اطيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ انْتَهُوا لِنَهْيِهِ تَرْشُدُوا، وَ صيرُوا الى‏ مُرادِهِ وَ لا تَتَفَرَّقْ بِكُمُ السُّبُلُ عَنْ سَبيلِهِ. مَعاشِرَ النّاسِ، انَا صِراطُ اللَّهِ الْمُسْتَقيمُ الَّذى امَرَكُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِىٌّ مِنْ بَعْدى، ثُمَّ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ ائِمَّةُ الْهُدى‏، يَهْدُونَ الَى الْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ.

اى مردم، خدا مرا امر و نهى فرموده، و من به دستور خداوند على را امر و نهى كرده‏ام، پس علم امر و نهى نزد على است. به امر على گوش فرا دهيد تا سالم بمانيد و از او اطاعت كنيد تا هدايت شويد، و نهى او را بپذيريد تا هدايت شويد و به سوى هدف او حركت كنيد، و راه‏هاى مختلف شما را از راه او متفرق نكند. اى مردم، من صراط مستقيم خداوند هستم كه به شما دستور پيروى از آن را داده است، و بعد از من على و سپس فرزندانم از صلب او كه امامان هدايتند، به سوى حق هدايت مى‏كنند و به يارى حق به عدالت رفتار مى‏كنند.

موقعيت تاريخى‏

اواسط خطبه است و پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله به تبيين دقيق‏تر امامت پرداخته و صاحبان اين مقام عظمى را تعيين مى‏فرمايد. در چنين موقعيتى با آوردن دو آيه از قرآن به معرفى امامان و علت لزومِ اطاعت آنان مى‏پردازد، كه آيه دوم در آخر كلام است و نيمه دومِ آيه اول به صورت تضمين در قسمت اول كلام حضرت آمده، و نيمه اولِ آيه اول در قسمت دوم كلام حضرت به‏طور كامل تفسير شده و مصداق «صراط مستقيم» دقيقاً تعيين گرديده است.

موقعيت قرآنى‏

از نظر موقعيت قرآنى آيه سوره انعام از آيه 151 آغاز مى‏شود كه خداوند دعوت مى‏كند تا حرام و حلال را براى مردم بيان كند: «قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ‏ ...». آنگاه شرك و قتل اولاد و ارتكاب فواحش و قتل نفس و اكل مال يتيم را نمونه‏هاى بارزى از محرمات معرفى مى‏كند، و در مقابل آن احسان به والدين، دقيق بودن در ترازو، عدالت در گفتار و وفاى به عهد را به عنوان نمونه‏هايى از اوامر واجب الهى ذكر مى‏نمايد. سپس به اين آيه مى‏رسد كه به عنوان دستورى از دستورات بنيادى خداوند است: «وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ».

آيه سوره اعراف يك بار ديگر در آيه 159 همين سوره با تعبير «وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ» آمده است. اين دو مورد در سياق معرفى اهل هدايت در برابر كوردلانى است كه‏ «لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها» هستند، و آنگاه به‏طور كلى عده‏اى را هدايت يافته به حق معرفى مى‏فرمايد.

 

 

5. سوره يونس: آيه 62

أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ‏.

اولياى خدايند كه ترسى بر آنان نيست و محزون نمى‏شوند.

متن روايت‏

مَعاشِرَ النّاسِ، انَا صِراطُ اللَّهِ الْمُسْتَقيمُ الَّذى امَرَكُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِىٌّ مِنْ بَعْدى ثُمَّ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ ائِمَّةُ الْهُدى‏ ... اولئِكَ اوْلِياءُ اللَّهِ الَّذينَ‏ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ‏.

اى مردم، من صراط مستقيم خدايم كه به شما دستور پيروى از آن را داده است، و بعد از من على و سپس فرزندانم از صلب او كه امامان هدايتند ... آنان اولياى خدايند كه ترسى بر آنان نيست و محزون نمى‏شوند.

موقعيت تاريخى‏

در حالى كه پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله در اواسط خطبه، امامان بعد از خود را تعيين مى‏نمايد در پايان اين فراز سخن آنان را «اولياء اللَّه» معرفى مى‏كند و آيه 62 سوره يونس را در كلام مبارك خويش با تغييرى در صورت جمله تضمين مى‏نمايد.

موقعيت قرآنى‏

در قرآن اين آيه پس از آيه 61 آمده كه ثبت دقيق دستگاه الهى نسبت به اعمال بندگان را بيان مى‏كند، كه در همه اعمال شاهد مردم است و مثقال ذره‏اى از نظر خداوند پنهان نمى‏ماند. پس از اين ترساندنِ بندگان از عاقبتِ اعمال و كردارشان، اولياى خود را مستثنى مى‏داند و مى‏فرمايد: «بر آنان ترسى نيست»، و در پى آن محزون نشدنشان را مطرح مى‏نمايد. قبلًا نيز آيه‏اى به اين مضمون مطرح شد كه مربوط به مقامات بهشت براى مؤمنين بود. «2»

 

6. سوره مائده: آيه 56

وَ مَنْ‏ يتولى‏ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ‏.

هركس ولايت خدا و رسولش و ايمان آورندگان را بپذيرد، حزب اللَّه غالب هستند.

متن روايت‏

مَعاشِرَ النّاسِ، انَا صِراطُ اللَّهِ الْمُسْتَقيمُ الَّذى امَرَكُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِىٌّ مِنْ بَعْدى، ثُمَّ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ ... الا انَ‏ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ‏.

اى مردم، من صراط مستقيم خدايم كه شما را به پيروى از آن امر نموده، و بعد از من على و سپس فرزندانم از صلب او ... بدانيد كه حزب خداوند غالب شوندگانند.

موقعيت تاريخى‏

پس از معرفى امامان عليهم السلام در خطبه غدير و اينكه صراط مستقيم در سوره حمد ايشانند و ما هر روز اين صراط مستقيم را در نمازهايمان از خدا طلب مى‏كنيم، پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله آيه قرآن درباره «حزب اللَّه» را به عنوان نشان افتخار بر سينه چنين جويندگان صراط مستقيمى نصب مى‏فرمايد، و اين مهم را با تضمين آيه در كلام خود اعلام مى‏نمايد.

موقعيت قرآنى‏

در قرآن اين آيه بعد از آيه‏ «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ‏ ...» قرار گرفته و به عنوان نتيجه آن است. پس از آنكه ولىّ و صاحب اختيار مردم را خدا و پيامبر و على عليهما السلام معرفى مى‏كند، نتيجه مى‏گيرد كه هركس ولايت آنان را بپذيرد از حزب اللَّه است.

بنابراين حضور اين آيه در اين مقطع حساس خطابه غدير، تفسير آن را از دو سو در اختيار ما گذاشته است. از يك طرف متن آيه دقيقاً درباره ولايت امامان عليهم السلام است و آيه‏ «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ‏ ...» به روايات متعدد شيعه و اهل سنت درباره ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام است و «حزب اللَّه» با دقت ادبى تمام و بدون نياز به هيچ توجيهى به نص قرآن پذيرندگان ولايتند. در اين فراز خطبه غدير هم پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله پس از ترسيم كامل و دقيق شخص امامان و پيروانشان، آنان را «حزب اللَّه غالب» معرفى مى‏فرمايد.[2]

 

 



[1] - اسرار غدير: ص 153 بخش 7، و پاورقى 5 از نسخه «ب».

[2] - غدير در قرآن انصارى، محمد باقر   ج‏2    170    

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    وَ قَالَ الصَّادِقُ ع ثَلَاثَةٌ لَا يَضُرُّ مَعَهُمْ شَيْ‏ءٌ الدُّعَاءُ عِنْدَ الْكُرُبَاتِ وَ الِاسْتِغْفَارُ عِنْدَ الذَّنْبِ وَ الشُّكْرُ عِنْدَ النِّعْمَة إرشاد القلوب إلى الصواب ج‏1 84 الباب الحادي و العشرون في الذكر و المحافظة عليه

    حضرت صادق عليه السّلام فرمود: سه چيز است كه با آنها چيزى زيان نميرساند دعا در گرفتاريها و غمها استغفار هنگام گناه كردن و شكر هنگام نعمت‏