Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 89623
تعداد مشاهدات : 2015

ترجمه آیه 5 و 6 سوره تحریم از تفسیر مفاتیح الغیب

ترجمه آیه 5 و 6 سوره تحریم از تفسیر مفاتیح الغیب

ترجمه آیه 5 و 6 سوره تحریم از تفسیر مفاتیح الغیب صفات خوب زنان شایسته تر از این قرار است : آیه 5 و 6 سوره تحریم از تفسیر مفاتیح الغیب [سورة التحريم (66): الآيات 6 الى 7]

ترجمه آیه 5 و 6 سوره تحریم از تفسیر مفاتیح الغیب

معنای عسی از طرف خداوند واجب است یعنی حتما همینطور می شود که خداوند بیان می کند . یعنی با اینکه خداوند میداند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله زنها را طلاق نمی دهد ولی خبر از قدرت خودش می دهد که اگر طلاق داد خداوند زنهای بهتری از جهت زیبایی و ایمانی به او عطا کند بخاطر این که خداوند آنها را بترساند .

صفات خوب زنان شایسته تر از این قرار است :

1-    مسلم باشد یعن برای اطاعت از خداوند خاضع باشد

2-    مومن یعنی تصدیق کننده یگانگی خداوند وخالص از غیر خداوند

3-    قانت یعنی اطاعت کننده و بعضی گفتند شب زنده دارولی معنای اول درست تر است چون خداوند بعدش سائح را فرموده

4-    سائح یعنی صائم یعنی کسی که زاد و توشه ای ندارد تا چیزی بیابد و بخورد مثل روزه داری که چیزی نمی خورد تا وقت افطار شود و بخورد ولازم است کسی که در روز صائم هست در شب هم شب زنده دار باشد و بعضی هم گفته اند سائح یعنی هجرت کننده( در مفردات گفته شده که سائح نخوردن و نیاشامیدن است  ولی صائم یعنی همان روزه دار اصطلاحی ) 

5-    ثیبات و ابکارا : چون همسران پیامبر صلی الله علیه و آله در دنیا و آخرت بعضشان غیره باکره بودند و بعضشان باکره بنابر این معلوم می شود که ازدواجهای پیامبر صلی الله علیه و آله از روی شهوت نبوده بلکه برای خوشنودی خداوند بوده است و در آیه مباحثی هست از این قبیل:

 

1-    چگونه زنها مبدل بهتر هستند از زنهای پیامبر؟ جواب اینکه اگر آن حضرت زنهارا بخاطر اذیت و معصیت طلاق دهد زنهای مبدل وقتی دارای صفت اذیت و معصیت نباشند  و مطیع پیامبر صلی الله علیه و آله باشند بهتر از آنها می باشند

2-    مسلم و مومن به ذهن می رسد که تکرار باشد ولی جوابش این است که اسلام تصدیق کردن با زبان است ولی ایمان تصدیق با قلب است پس مثل هم نیستند.

3-    چرا ثیبات و ابکار با واو عطف است ولی موارد دیگر را با واو عطف نیاورد . جوابش این است که صفت ثیب که  زن غیر باکره است  با صفت باکره در یک زن جمع نمی شود بر خلاف صفات دیگر که می تواند در یک زن جمع شود.

4-    جرا صفت ثیب را به عنوان مدح آورده با اینکه مردان خیلی رغبتی به آن ندارند؟ جواب اینکه بعضی از زنهای غیر باکره در نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بهتر بودند از نهای باکره بخاطر زیبایی و مال و حسب و نسب و یا مجموع آنها .

قُوا أَنْفُسَكُمْ‏ یعنی نهی کردن از آنچه خداوند نهی کرده است و مقاتل گفته که مراد این است که مسلمان کسی است که هم خودش و هم خانواده اش را ادب کند پس آنها را امر به خوبی کند و نهی کند از بدی .

و کشاف گفته که قُوا أَنْفُسَكُمْ یعنی ترک کردن گناهان و انجام طاعات الهی .

وَ أَهْلِيكُمْ یعنی نگهداری آنها به این است که آنها را به آنچه خودتون را مواخذه می کنید آنها را نیز مواخذه کنید

و نظر دیگر اینکه خودتون را نگهدارید یعنی از آنچه شهوات نفسان شما را دعوت می کند. چون نفس انسان را به بدیها دعوت می کند .

ناراً نوعی از آتش است که شعله ور نمی شود مگر به مردم و سنگ

ابن عباس گفته مراد از حجاره سنگ کبریت است چون آن سخت ترین چیزی است که شعله و آتشش بسیار زیاد است

عَلَيْها مَلائِكَةٌ 19 فرشته ای که گماشته شدند بر جهنم و همچنین کمک کنندگان آنها

غِلاظٌ شِدادٌ یعنی هیکل و جسم آنها بسیار سخت است و بسیار نیرومند بر علیه دشمنان خداوند و مهربان بر اولیائ الهی همانطور که خداوند در سوره فتح آیه 29  فرموده أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ

وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ مراد این استکه در ماموریتشان بسیار سخت و محکم هستند و رآفت و مهربانی در انجام دستورات خداوند و انتقام از دشمنان دین و خداوند ندارند و این اشاره هست به اینکه آنها مکلف هستند به آنچه خداوند دستورشان می دهد و نافرمانی کردن آنها مخالفت با دستور خداوند می شود.


 

آیه 5 و 6 سوره تحریم از تفسیر مفاتیح الغیب

عَسى‏ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَ‏ قال المفسرون: عسى من اللّه واجب، و قرأ أهل الكوفة أَنْ يُبْدِلَهُ‏ بالتخفيف، ثم إنه تعالى كان عالما أنه لا يطلقهن لكن أخبر عن قدرته أنه إن طلقهن أبدله خيرا منهم تخويفا لهن، و الأكثر في قوله: طَلَّقَكُنَ‏ الإظهار، و عن أبي عمرو إدغام القاف في الكاف، لأنهما من حروف الفم، ثم وصف الأزواج اللاتي كان يبدله فقال:

مُسْلِماتٍ‏ أي خاضعات للّه بالطاعة مُؤْمِناتٍ‏ مصدقات بتوحيد اللّه تعالى مخلصات‏ قانِتاتٍ‏ طائعات، و قيل: قائمات بالليل للصلاة، و هذا أشبه لأنه ذكر السائحات بعد هذا و السائحات الصائمات، فلزم أن يكون قيام الليل مع صيام النهار، و قرئ (سيحات)، و هي أبلغ و قيل للصائم: سائح لأن السائح لا زاد معه، فلا يزال ممسكا إلى أن يجد من يطعمه فشبه بالصائم الذي يمسك إلى أن يجي‏ء وقت إفطاره، و قيل: سائحات مهاجرات، ثم قال تعالى: ثَيِّباتٍ وَ أَبْكاراً لأن أزواج النبي صلى اللّه عليه و سلم في الدنيا و الآخرة بعضها من الثيب و بعضها من الأبكار، فالذكر على حسب ما وقع، و فيه إشارة إلى أن تزوج النبي صلى اللّه عليه و سلم ليس على حسب الشهوة و الرغبة، بل على حسب ابتغاء مرضات اللّه تعالى و في الآية مباحث:البحث الأول: قوله‏ بَعْدَ ذلِكَ‏ تعظيم للملائكة و مظاهرتهم، و قرئ تظاهرا و تتظاهرا و تظهرا.

البحث الثاني: كيف يكون المبدلات خيرا منهن، و لم يكن على وجه الأرض نساء خير من أمهات المؤمنين؟ نقول: إذا طلقهن الرسول لعصيانهن له، و إيذائهن إياه لم يبقين على تلك الصفة، و كان غيرهن‏ «1» من الموصوفات بهذه الأوصاف مع الطاعة لرسول اللّه خيرا منهن.

البحث الثالث: قوله: مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ‏ يوهم التكرار، و المسلمات و المؤمنات على السواء؟ نقول:

الإسلام هو التصديق باللسان و الإيمان هو التصديق بالقلب، و قد لا يتوافقان فقوله: مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ‏ تحقيق للتصديق بالقلب و اللسان.

البحث الرابع: قال تعالى: ثَيِّباتٍ وَ أَبْكاراً بواو العطف، و لم يقل: فيما عداهما بواو العطف، نقول:

قال في «الكشاف»: إنها صفتان متنافيتان، لا يجتمعن فيهما اجتماعهن في سائر الصفات. (فلم يكن بد من الواو) «2».

 

 

 

البحث الخامس: ذكر الثيبات في مقام المدح و هي من جملة ما يقلل‏ «3» رغبة الرجال إليهن. نقول: يمكن أن يكون البعض من الثيب خيرا بالنسبة إلى البعض من الأبكار عند الرسول لاختصاصهن بالمال و الجمال، أو النسب، أو المجموع مثلا، و إذا كان كذلك فلا يقدح ذكر الثيب في المدح لجواز أن يكون المراد مثل ما ذكرناه من الثيب./ ثم قال تعالى:

[سورة التحريم (66): الآيات 6 الى 7]

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ (6) 

قُوا أَنْفُسَكُمْ‏ أي بالانتهاء عما نهاكم اللّه تعالى عنه، و قال مقاتل: أن يؤدب المسلم نفسه و أهله، فيأمرهم بالخير و ينهاهم عن الشر، و قال في «الكشاف»: قُوا أَنْفُسَكُمْ‏ بترك المعاصي و فعل الطاعات، وَ أَهْلِيكُمْ‏ بأن تؤاخذوهم بما تؤاخذون به أنفسكم، و قيل: قُوا أَنْفُسَكُمْ‏ مما تدعو إليه أنفسكم إذ الأنفس تأمرهم بالشر و قرئ: و أهلوكم عطفا على واو قُوا و حسن العطف للفاصل،

 

و ناراً نوعا من النار لا يتقد «1» إلا بالناس و الحجارة، و عن ابن عباس هي حجارة الكبريت، لأنها أشد الأشياء حرا إذا أوقد عليها، و قرئ: وَقُودُهَا بالضم، و قوله: عَلَيْها مَلائِكَةٌ يعني الزبانية تسعة عشر و أعوانهم‏ غِلاظٌ شِدادٌ في أجرامهم غلظة و شدة أي جفاء و قوة، أو في أفعالهم جفاء و خشونة، و لا يبعد أن يكونوا بهذه الصفات في خلقهم، أو في أفعالهم بأن يكونوا أشداء على أعداء اللّه، رحماء على أولياء اللّه كما قال تعالى: أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ‏ [الفتح: 29] و قوله تعالى: وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ‏ يدل على اشتدادهم لمكان الأمر، لا تأخذهم رأفة في تنفيذ أوامر اللّه تعالى و الانتقام من أعدائه، و فيه إشارة إلى أن الملائكة مكلفون في الآخرة بما أمرهم اللّه تعالى به و بما ينهاهم عنه و العصيان منهم مخالفة للأمر و النهي.

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    عبد اللَّه بن سنان از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: در وقت هر نماز، فرشته‏اى اين صلا دهد كه: اى مردم! بپا خيزيد و با نماز خود آن آتشهايى را كه با دستهاى خود در پشت خويش بر افروخته‏ايد خاموش كنيد

    ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق

لينک هاي مفيد