Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 95569
تعداد مشاهدات : 1328

آیه تقوا حق تقوا و تفسیر آن و دوازده خصلت برای متقیان

آیه تقوا حق تقوا و تفسیر آن و دوازده خصلت برای متقیان

آیه تقوا حق تقوا و تفسیر آن نکات مهم آیه شریفه : سیمای متقین در یک روایت

آیه تقوا حق تقوا و تفسیر آن

سوره آل عمران آیه 102

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ

 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از خدا آن گونه كه شايسته پرواى اوست پروا كنيد، و هرگز نميريد مگر در حالى كه مسلمان باشيد.

نکات مهم آیه شریفه :

   1)     هر كمالى مثل ايمان، علم و تقوا داراى مراحلى است. مرحله‏ى ابتدايى و مراحل بالاتر، تا مرحله كمال مطلق. در قرآن مى‏خوانيم: «رَبِّ زِدْنِي عِلْماً» طه، 114. و يا در دعاى مكارم الاخلاق مى‏خوانيم: «بلغ بايمانى اكمل الايمان» خداوندا! ايمان مرا به كمال برسان. در اين آيه نيز مى‏خوانيم: «اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ» عالى‏ترين درجه تقوا را پيشه كنيد.

   2)      تقوا، رمز حسن عاقبت است. «اتَّقُوا اللَّهَ»، «تَمُوتُنَّ»، «مُسْلِمُونَ»

   3)      ايمان آوردن كافى نيست، با ايمان ماندن لازم است. شروع كار خيلى مهم نيست، پايان كار مهم‏تر است. «لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»

   4)      اسلام، نه تنها چگونه زيستن را به ما مى‏آموزد، بلكه چگونه مردن را نيز به ما آموزش مى‏دهد. «اتَّقُوا اللَّهَ»، چگون زیستن و «لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» چگونه مردن

   5)      انسان در سرنوشت و عاقبت خود نقش دارد. «لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»

   6)     اسلام، هم به كيفيّت تقوا توجّه دارد وهم به تداوم آن تا پايان عمر. «حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»( تفسیر نور ) و لذا در تفسير" در المنثور" از پيامبر (ص) و در تفسير" عياشى" و" معانى الاخبار" از امام صادق ع نقل شده كه در تفسير" حق تقوى" فرمودند" فِي قَوْلِهِ تَعَالَى اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ قَالَ أَنْ يُطَاعَ فَلَا يُعْصَى وَ يُذْكَرَ فَلَا يُنْسَى وَ يُشْكَرَ فَلَا يُكْفَر" يعنى" حق تقوى" و پرهيزگارى اين است كه پيوسته اطاعت فرمان او كنى، و هيچگاه معصيت ننمايى، همواره به ياد او باشى، و او را فراموش نكنى، و در برابر نعمتهاى او شكرگزار باشى و كفران نعمت او ننمايى".مجموعة ورام(تنبيه الخواطر)    ج‏2    224    الجزء الثاني‏

   7)     بديهى است انجام اين دستور همانند همه دستورات الهى بستگى به ميزان توانايى انسان دارد بنا بر اين آيه فوق با آيه 16 سوره تغابن كه مى‏گويد فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ" تا آنجا كه توانايى داريد پرهيزگارى پيشه كنيد" هيچگونه منافاتى ندارد و گفتگو در باره تضاد اين دو آيه و نسخ يكى بوسيله ديگرى به كلى بى اساس است.البته آيه دوم در حقيقت بيان قيد و به اصطلاح تخصيص در آيه اول است و آن را مقيد به مقدار توانايى انسان مى‏كند و از آنجا كه ظاهرا در ميان قدما گاهى كلمه" نسخ" بر" تخصيص" اطلاق مى‏شده ممكن است منظور كسانى كه آيه دوم را ناسخ آيه اول دانسته‏اند همان" تخصيص" بوده باشد.

   8)     آیه تقوی زمینه سازی است برا آیه بعد که دعوت به سوى اتحاد می کند : وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا:در اين آيه بحث نهايى كه همان" مسئله اتحاد و مبارزه با هر گونه تفرقه" باشد مطرح شده و مى‏فرمايد: همگى به ريسمان الهى چنگ بزنيد، و از هم پراكنده نشويد.در باره اينكه منظور از" بِحَبْلِ اللَّهِ" (ريسمان الهى) چيست؟ مفسران احتمالات مختلفى ذكر كرده‏اند، بعضى مى‏گويند منظور از آن قرآن است، و بعضى مى‏گويند اسلام، و بعضى ديگر گفته‏اند منظور خاندان پيامبر و ائمه معصومين هستند.در رواياتى كه از پيامبر ص و ائمه اهل بيت نقل شده نيز همين تعبيرات گوناگون ديده مى‏شود، مثلا در تفسير" در المنثور" از پيغمبر اكرم ص و در كتاب" معانى الاخبار" از امام سجاد ع نقل شده كه فرمودند:" بِحَبْلِ اللَّهِ" قرآن است، و در تفسير" عياشى" از امام باقر ع كه فرمود: ريسمان الهى" آل محمد ص مى‏باشند، كه مردم مامور به تمسك به آن هستند.ولى نه اين احاديث و نه آن تفسيرها، هيچ كدام با يكديگر اختلاف ندارند، زيرا منظور از ريسمان الهى هر گونه وسيله ارتباط با ذات پاك خداوند است، تفسير نمونه، ج‏3، ص: 29


 

   سیمای متقین در یک روایت در دوازده خصلت :

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ ع قَالَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَقُولُ إِنَّ لِأَهْلِ التَّقْوَى عَلَامَاتٍ يُعْرَفُونَ بِهَا امير المؤمنين على (ع) فرموده است، همانا براى پرهيزكاران نشانه‏هايى است كه به آنها شناخته مى‏شوند،  

        1)     صِدْقَ الْحَدِيثِ راست گفتارى

        2)     وَ أَدَاءَ الْأَمَانَةِ و پرداخت امانت

        3)     وَ الْوَفَاءَ بِالْعَهْدِ و وفا كردن به عهد

        4)      وَ قِلَّةَ الْفَخْرِ و كمى فخر كردن

        5)     وَ الْبُخْلِ و كمى بخل

        6)      وَ صِلَةَ الْأَرْحَامِ و رعايت پيوند خويشاوندى

        7)     وَ رَحْمَةَ الضُّعَفَاءِ و مهربانى بر ناتوانان

         8)     وَ قِلَّةَ الْمُؤَاتَاةِ لِلنِّسَاءِ و كمى معاشرت با زنان (بهره‏گيرى جنسى)

        9)      وَ بَذْلَ الْمَعْرُوفِ و بخشش به نيكى

     10)     وَ حُسْنَ الْخُلُقِ و خوش خويى

     11)     وَ سَعَةَ الْحِلْمِ و بردبارى بسيار

     12)     وَ اتِّبَاعَ الْعِلْمِ فِيمَا يُقَرِّبُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ و پيروى كردن از دانشى كه آدمى را به خداوند متعال نزديك مى‏سازد

طُوبى‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ وَ طُوبَى شَجَرَةٌ فِي الْجَنَّةِ أَصْلُهَا فِي دَارِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَلَيْسَ مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ فِي دَارِهِ غُصْنٌ مِنْ أَغْصَانِهَا لَا يَنْوِي فِي قَلْبِهِ شَيْئاً إِلَّا أَتَاهُ ذَلِكَ الْغُصْنُ بِه‏..... . براى ايشان سرانجام پسنديده و طوبى است و طوبى درختى است در بهشت كه ريشه و اصل آن در خانه رسول خداست و هيچ مؤمنى نيست مگر آنكه شاخى از آن درخت در خانه اوست. هيچ چيزى در دل او نمى‏گذرد مگر اينكه همان شاخه براى او مى‏آورد.

و اگر سوارى كوشا صد سال در سايه آن بتازد، از سايه آن بيرون نخواهد شد و اگر كلاغى از پايين آن به پرواز درآيد، بر فراز آن نمى‏رسد و پير و در هم شكسته و سپيد مى‏شود. همانا به اين كار رغبت كنيد، همانا مؤمن سرگرم نفس خويشتن است و مردم از او در آسايشند. چون شب او را فرو مى‏پوشد، پيشانى بر خاك مى‏نهد و براى خداوند متعال سجده مى‏كند. خدا را ياد مى‏كند و با آن كس كه او را آفريده، راز و نياز مى‏كند و مى‏خواهد گردنش را از آتش رها فرمايد. همانا كه اين چنين باشيد

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين    ج‏2    432    مجلس في الزهد و التقوى

 مشكاة الأنوار في غرر الأخبار         45    الفصل الثاني عشر في التقوى و الورع 

الخصال    ج‏2    484    لأهل التقوى اثنتا عشرة علامة  

نسخه بدل در روایت فوق در شماره چهار سه نسخه داریم :

1-    قِلَّةُ الْعَجْزِ وَ الْبُخْل‏

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏67    282    باب 56 الطاعة و التقوى 

2-    قِلَّةُ الْفَخْرِ وَ الْبُخْل

 روضة الواعظين و بصيرة المتعظين    ج‏2    432    مجلس في الزهد و التقوى 

‏3-  َ قِلَّةُ الْغَمِّ وَ الْبُخْل‏

مشكاة الأنوار في غرر الأخبار         86    الفصل الرابع في منزلة الشيعة عند الله و حقوقهم و ما يجب أن يكونوا عليه

 


 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    وَ قَالَ الصَّادِقُ ع ثَلَاثَةٌ لَا يَضُرُّ مَعَهُمْ شَيْ‏ءٌ الدُّعَاءُ عِنْدَ الْكُرُبَاتِ وَ الِاسْتِغْفَارُ عِنْدَ الذَّنْبِ وَ الشُّكْرُ عِنْدَ النِّعْمَة إرشاد القلوب إلى الصواب ج‏1 84 الباب الحادي و العشرون في الذكر و المحافظة عليه

    حضرت صادق عليه السّلام فرمود: سه چيز است كه با آنها چيزى زيان نميرساند دعا در گرفتاريها و غمها استغفار هنگام گناه كردن و شكر هنگام نعمت‏