Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 241492
تعداد بازدید : 137

ترجمه رسولی محلاتی از نیمه دوم رساله علمی و عهدنامه امام صادق علیه السلام

ترجمه رسولی محلاتی از نیمه دوم رساله علمی و عهدنامه امام صادق علیه السلام

ترجمه رسولی محلاتی از نیمه دوم رساله علمی و عهدنامه امام صادق علیه السلام

ترجمه رسولی محلاتی  از نیمه دوم رساله علمی و عهدنامه امام صادق علیه السلام

1)    مبادا بهمديگر ستم كنيد زيرا ستمگرى خوى مردمان شايسته نيست و مسلما هر كه ستم كند خداوند ستمش را بر خود او برگرداند و يارى خدا با آن كسى كه بر او ستم شده قرين گردد و هر كه را خدا يارى كند پيروز گردد و از جانب خدا ظفر يابد.

2)    و مبادا بر يك ديگر رشگ بريد زيرا ريشه كفر رشگ‏ورزى است.

3)    و مبادا بر عليه مسلمان ستم رسيده‏اى كمككارى كنيد تا سبب شود كه آن ستم رسيده بشما نفرين كند و دعايش باجابت رسد، كه همانا پدر ما رسول خدا (ص) ميفرمود: دعاى مسلمان ستم رسيده باجابت خواهد رسيد، و (شما بجاى اين كار) بيكديگر كمك كنيد زيرا پدر ما رسول خدا (ص) ميفرمود: كمك كردن بمسلمان بهتر و پاداشش بزرگتر است از روزه و اعتكاف يكماه در مسجد الحرام.

4)    مبادا سخت‏گيرى كنيد بيكى از برادران مسلمان خود و نسبت بچيزى كه از او بستانكاريد بر او سخت بگيريد و او نيز در فشار و سختى باشد زيرا پدر ما رسول خدا (ص) ميفرمود: مسلمان نمى‏تواند بمسلمان ديگرى سخت بگيرد، و هر كه مهلت دهد بر بدهكارى كه در فشار است خداوند او را در روزى كه سايه جز سايه رحمت او نيست در زير سايه رحمت خود گيرد.

5)    مبادا اى گروه مورد رحمت و برترى بر ديگران، حقوقى كه خدا نزد شما دارد روز بروز و ساعت بساعت پس بيندازيد زيرا هر كه در پرداخت حقوقى كه خدا نزد او دارد شتاب كند خدا تواناتر است كه در چند برابر كردن خير او در دنيا و آخرت شتاب كند، و هر كه پرداخت حقوقى را كه خدا نزد او دارد بتأخير اندازد خدا تواناتر است كه روزى او را بتأخير اندازد، و هر كه را خداوند روزيش را نگهدارد نتواند بخود روزى دهد، پس حق خدا را در باره آنچه روزى شما كرده بپردازيد تا خدا باقيمانده آن را بر شما گوارا سازد و بوعده كه بما داده كه آن را بچندين برابر زياد كند وفا كند آن زيادى كه شماره و حقيقت فزونيش را كسى جز خدا پروردگار جهانيان نداند.

6)    و فرمود: اى گروه (شيعه) از خدا بترسيد و اگر بتوانيد امام را در تنگنا نگذاريد، و كسى كه امام را در تنگنا ميگذارد آن كسى است كه (در نزد امام) در باره مردم صالح از پيروان امام و آنان كه تسليم فضيلت اويند و بپرداخت حق امام بردبارند و بحرمت امام آشنا هستند بدگوئى كند، و هر كه اين كار را در نزد امام انجام دهد در نتيجه امام را در فشار و تنگنا گذارد و در اين وقت است كه امام ناچار گردد تا مردمان صالح پيرو خود و تسليم‏شوندگان در برابر فضيلتش و بردباران بر أداى حقش و آشنايان بحرمتش را لعنت كند،[1] و چون امام بخاطر ناچارى در برابر دشمنان او را لعنت كرد، لعنت او (براى آن شخص) از جانب خدا مبدل برحمت گردد، و لعنت خدا و فرشتگان و پيمبرانش باين مردم (بدگو و سعايت‏كننده) باز گردد. و اى گروه شيعه بدانيد كه سنت خداوند در باره مردمان صالح پيش از اين جارى گشته است.

7)    و فرمود: هر كه دوست دارد كه خدا را ديدار كند و براستى و حقيقت مؤمن باشد بايد خدا و رسول او را و آنان كه ايمان آورده‏اند دوست بدارد و بدرگاه خدا از دشمنان ايشان بيزارى جويد و در برابر هر آنچه از فضيلت و برترى آنها باو رسد تسليم گردد، زيرا درك فضل آنان را نكند فرشته مقربى و نه پيامبر مرسلى و نه پائين‏تر از آنها، مگر نشنيده‏ايد آنچه را خدا در فضيلت پيروان باايمان امامان رهنما فرموده: «اينان با كسانى هستند كه خدا موهبتشان داده از پيمبران و راستى پيشه‏گان و شهيدان و شايستگان و چه نيكو رفيقانى هستند» و اين است يكى از وجوه فضيلت پيروان امامان تا چه رسد بخود آنها و فضيلتى كه دارند.

8)    و هر كه دوست دارد كه خدا ايمانش را كامل گرداند تا براستى و حقيقت مؤمن باشد پس بايد از خدا بترسد روى آن شروطى كه خدا بر مؤمنان شرط فرموده، چون كه خدا شرط كرده كه با داشتن ولايت او و ولايت رسولش و ولايت امامان مؤمنين: نماز را بپا دارند، و زكاة بپردازند، و در راه خدا بدون سود وام دهند، و از زشتيها دورى كنند چه در عيان باشد و چه در نهان، و چيزى از محرمات نيست جز آنكه در (اين قسمت از) گفتار خدا (كه فرمود از فواحش عيان و نهان اجتناب كنيد) داخل گردد پس هر كس ميان خود و خدا از روى اخلاص ديندارى كند، و بخود اجازه ندهد كه چيزى از اينها را واگذارد چنين كسى در نزد خدا در زمره حزب پيروز او خواهد بود و از مؤمنين حقيقى بشمار رود.

9)    مبادا در محرماتى كه خداوند در ظاهر و باطن قرآن حرام كرده اصرار ورزيد در صورتى كه خداى‏ تعالى (در باره پرهيزگاران) فرموده:  «و بر آنچه كرده‏اند دانسته اصرار نورزند» (سوره آل عمران آيه 135).    تا اينجا روايت قاسم بن ربيع (كه نامه امام صادق را روايت كرده بود) پايان مييابد (و از اينجا به بعد روايت راويان ديگر است كه امام صادق عليه السّلام فرمود:) یعنی مؤمنان پيش از شما هر گاه فراموش ميكردند چيزى را از آنچه خدا بر آنها در قرآنش شرط كرده ميفهميدند كه در ترك آن نافرمانى خدا را انجام داده‏اند و از خدا آمرزش ميطلبيدند و از آن پس آن را ترك نميكردند و اين است معناى گفتار خدا «و بر آنچه ميكردند دانسته اصرار نميورزند».

10)                      و بدانيد جز اين نيست كه خدا دستور داده و نهى فرموده تا در آنچه دستور داده فرمانبريش كنند و از آنچه نهى فرموده خوددارى كنند، پس هر كه پيروى از دستور او كرد اطاعت او را كرده و بر خيرى كه نزد او است رسيده و هر كه خوددارى نكند از آنچه نهى فرموده نافرمانى او را كرده و اگر بر همين حال نافرمانى بميرد خداوند برو در آتش دوزخش اندازد.

11)                      و بدانيد كه ميان خدا و هر يك از بندگانش فرشته مقرب باشد و يا پيامبر مرسل و يا پائين‏تر از آنها همه‏شان ارتباطى جز فرمان‏بردارى او وجود ندارد پس بكوشيد در فرمان‏بردارى خدا اگر براستى خوش داريد كه از مؤمنين حقيقى و درست باشيد و نيروئى نيست جز بخدا.و فرمود: بر شما باد بفرمانبردارى خدا تا ميتوانيد كه خدا است پروردگار شما.

12)                      بدانيد كه اسلام همان تسليم است و تسليم همان اسلام پس هر كه تسليم گشت محققا مسلمان شده و هر كه تسليم نشد مسلمان نيست، و هر كه خوش دارد كه بحد نهائى احسان و نيكوكارى رسد بايد فرمانبردارى خدا را كند زيرا هر كه فرمانبردارى خدا را كرد بحد نهائى احسان رسيده است.

13)                        مبادا نافرمانى خدا را مرتكب شويد زيرا هر كه پرده نافرمانيهاى خدا را بدرد و مرتكب آنها گردد نهايت بدى را بخود كرده و ميان احسان بخود، و بدى بخويشتن جايگاه سومى نيست، پس هر كه بخود احسان كند پاداشش نزد پروردگار بهشت است و هر كه بدى كند كيفرش نزد پروردگار دوزخ است، پس فرمان بردارى خدا را انجام دهيد و از نافرمانيهاى او دورى كنيد

14)                      و بدانيد كه از هيچ كس براى شما در برابر خدا كارى ساخته نيست نه فرشته مقرب و نه پيامبر مرسل و نه پائين‏تر از آنها پس هر كه خواهد كه ميانجيگرى شفاعت‏كنندگان در نزد خدا سودش بخشد بايد از خدا بخواهد تا از او راضى شود، و بدانيد كه كسى از خلق خدا برضاى حق نرسد جز بفرمانبردارى او و فرمانبردارى پيامبرش و فرمانبردارى كاردارانش از خاندان محمد صلوات اللَّه عليهم و نافرمانى آنها نيز نافرمانى خدا است، و نبايد فضيلتى از ايشان را منكر شود چه بزرگ باشد و چه كوچك. و بدانيد كه آنان كه منكرند آنها تكذيب‏كنندگانند، و تكذيب‏كنندگان همان منافقان و درويانند، و خداى عز و جل در باره منافقين فرموده و گفته‏اش حق است: «همانا منافقين در پائين‏ترين طبقه دوزخند و براى آنان ياورى نخواهى يافت» (سوره نساء آيه 145).

15)                      و نبايد بترسد كسى از شماها كه خداوند فرمانبردارى و ترس خود را ملازم دلش گردانيده از هيچ يك از آن مردمى كه خداوند آنها را از صفت حق بيرون كرده و شايسته آن قرارش نداده زيرا كسانى را كه خداوند شايسته صفت حق قرارشان نداده آنها شياطين انس و جن هستند، و همانا شياطين انس داراى نيرنگ و مكر و فريبها و وسوسه هستند كه برخى از آنها ببرخ ديگر كنند و اگر بتوانند ميخواهند اهل حق را بازگردانند از آنچه خدا بدانها مرحمت فرموده از تدبر و دقت در دين خدا، آن دينى كه خداوند شياطين‏ انس را اهل آن نساخته، (آرى) ميخواهند تا دشمنان خدا با اهل حق در ترديد و انكار و تكذيب يكسان شوند و مانند هم گردند چنانچه خداوند در قرآن خود توصيف كرده كه فرموده: «اينان دوست دارند شما هم كافر گرديد چنانچه آنان كفر ورزيدند تا با آنها يكسان باشيد» (سوره نساء آيه 88).

16)                      سپس خداوند نهى كرده اهل يارى حق را كه از دشمنان خدا كسانى را دوست و ياور گيرند پس مبادا شما را بهراس افكند و مبادا شما را باز گرداند از يارى آن حقى كه خداوند شما را بدان مخصوص داشته حيله و نيرنگ شياطين انس در كارهاى شما، شما بدى را دفع ميكنيد بدان چه بهتر است ميان شما و آنها و در اين كار بوسيله اطاعت خدا رضايت خاطر پروردگارتان را ميجوئيد ولى در آنان خيرى نيست، و براى شما روا نيست كه آنها را بر اصول دين خدا آگاه كنيد زيرا اگر آنها چيزى در اين باره از شما بشنوند در مورد آن چيز با شما دشمنى كنند و آن را افشاء كنند و در نابودى شما بكوشند، و وضع ناخوشايندى براى شما پيش آورند، و در دولت فجار نتوانيد حق خود را از آنان بگيريد، (و بشما ستم كنند) پس شما موقعيت خود را در ما بين خود و اهل باطل بشناسيد زيرا شايسته است كه اهل حق موقعيت خود را از موقعيت اهل باطل بشناسند چون كه خدا اهل حق را در نزد خود بمنزله اهل باطل قرار نداده، آيا ندانند وجه گفتار خدا را در قرآن خود كه فرمايد: «آيا قرار دهيم آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دهند مانند فسادكنندگان در زمين يا قرار دهيم پرهيزكاران را چون بزهكاران» (سوره ص آيه 28) گرامى داريد خود را از اهل باطل و قرار ندهيد خداى تبارك و تعالى را- كه نمونه والاتر از آن اوست- و هم چنين امامتان و دينتان را كه بدان متدين هستيد و در معرض (بدگوئى) اهل باطل (كه شما بآنها بدگوئيد تا در نتيجه آنها نيز در مقام معارضه با شما سخنان ناروا نسبت بخدا و دين و امام شما بگويند) پس خدا بشما خشم كند و نابود گرديد،

17)                      آرام آرام اى مردم شايسته، دستور خدا را و هم دستور آن كسى كه خدا شما را فرمان به پيروى از آنها داده وامگذاريد كه خدا نعمتش را كه بشما داده دگرگون سازد، دوست داريد بخاطر خدا هر كه را هم مسلك و هم عقيده با شماست، و دشمن داريد براى خدا هر كه را مخالف با شما است، و دوستى و خيرخواهى خود را از كسى كه هم عقيده با شما است دريغ مداريد، ولى براى آنها كه از عقيده شما روگردان است و با شما در باره مذهبتان دشمنى ميكند و توطئه چينى براى شما ميكند دوستى و خيرخواهى نكنيد.اين است روش و ادب ما كه همان روش خدا است، آن را بدست آريد و درك كنيد و بفهميد و پشت سر نيندازيد، آنچه بر طبق راهنمائى و هدايت شما است آن را دريابيد و آنچه موافق خواهش نفسانى شما است آن را بدور افكنيد و رفتار نكنيد،

18)                      مبادا بر خدا بزرگى كنيد، و بدانيد كه كسى مبتلا ببزرگى كردن بر خدا نشود جز آنكه بزرگى بر دين خدا كند، پس در راه خدا محكم باشيد و بعقب برنگرديد كه زيانكار ميشويد. خدا ما و شما را از بزرگى كردن بخدا در پناه خود گيرد، و نيروئى براى ما شما و نيست جز بخدا.

19)                      و نيز فرمود: براستى اگر بنده را خداوند در اصل- يعنى اصل خلقت- مؤمن آفريده باشد از اين جهان نرود تا خداوند شر و بدى را ناپسند او كند و از آن دورش سازد، و هر كه را خداوند از شر و بدى دور ساخت و آن را ناپسند خاطرش كرد از تكبر و سركشى در امانش بدارد و در نتيجه نرم‏خو و خوش خلق و گشاده‏رو گردد و وقار و آرامش و فروتنى اسلام در او پديد آيد، و از محرمات خدا پارسائى كند و از آنچه خشم او است دورى گزيند، و خداوند دوستى مردم و مدارا كردن با آنها و ترك نزاع و خصومت مردم را روزى او كند و هيچ گاه پيرامون آن نگردد،

20)                      و براستى هر گاه خداوند بنده‏اى را در اصل- يعنى اصل آفرينش‏ كافر آفريد (يعنى در علم خدا گذشته است كه او پس از خلقت كافر گردد) (1) و بدخو و سخت‏رو شود و هرزگيش آشكار گردد و شرم و حيا در او اندك شود و رازش را خدا آشكار سازد و مرتكب محرمات گردد و از آن دست نكشد و بارتكاب نافرمانيهاى خدا دچار شده و اطاعت او و همچنين اطاعت‏كنندگان خدا را دوست ندارد، و چه دور است ما بين حال مؤمن و حال شخص كافر.

21)                      از خدا عافيت بخواهيد و از درگاه وى آن را بجوئيد و جنبش و نيروئى نيست جز بوسيله او،

22)                      خودتان را در اين دنيا بر بلا شكيبا سازيد زيرا پى در پى رسيدن بلا و سختى در راه اطاعت خدا و ولايت او و ولايت كسانى كه خدا دستور دوستى و ولايت آنها را داده است در آخرت سرانجامش بهتر است در نزد خدا

23)                      از دارائى و پادشاهى دنيا و اگر نعمتهاى آن و خرمى و خوشگذرانى آن در نافرمانى خدا و دوستى و اطاعت كسى كه خدا از دوستيش نهى فرموده پى در پى و طولانى باشد چون كه خدا دستور داده بدوستى امامان و پيشوايانى كه در كتاب خود نام برده در كتابش كه فرموده: «و قرارشان داديم پيشوايانى كه راهبرى كنند بفرمان ما» (سوره انبياء آيه 83) و آنهايند كسانى كه خداوند بدوستى و اطاعت ايشان دستور فرموده. و در مقابل كسانى كه خداوند از دوستى و اطاعت ايشان نهى فرموده- و آنان همان پيشوايان ضلالت و گمراهى هستند كه خدا مقرر داشته آنها در دنيا دوستى بر اولياى خدا يعنى امامان از خاندان محمد داشته باشند اينان در دوران حكومت خود بنافرمانى خدا و نافرمانى رسول خدا (ص) رفتار ميكنند تا دستور عذاب خدا بر آنها محقق گردد، و تا اينكه بودن شما با پيامبر خدا محمد (ص) و پيمبران پيش از او ثابت و مسلم گردد،

24)                      پس تدبر كنيد در آنچه خدا در كتاب خود براى شما حكايت كرده از گرفتاريهائى كه براى پيامبران او و پيروان مؤمن ايشان پيش آمده، سپس از خدا بخواهيد كه همان صبر و بردبارى را كه بآنها داد بشما نيز مانند آن را در حال خوشى و تنگى و سختى و آسودگى بدهد.

25)                      مبادا با اهل باطل بستيزه‏جوئى برخيزيد و بر شما باد بهدايت مردمان شايسته و وقار و آرامش آنها و بردبارى و فروتنى و پارسائى آنها از محرمات خدا و راستى و وفا و كوششى كه براى خدا در كار اطاعت او داشتند زيرا اگر شما چنين نكنيد بمقام و منزلت شايستگان پيش از خود نخواهيد رسيد.

26)                      و بدانيد كه هر گاه خداوند خير بنده‏اى را خواهد سينه‏اش را براى پذيرفتن اسلام بگشايد و چون اين مرحمت را در باره او كرد زبانش بحق گويا شود و بستگى بدان پيدا كند و بدان عمل كند و چون همه اينها را خدا براى او فراهم كرد اسلام او را كامل گرداند و اگر بر اين حال بميرد نزد خدا از مسلمانان حقيقى خواهد بود

27)                      ولى هر گاه خدا خير بنده‏اى را نخواهد او را بخودش واگذارد و سينه‏اش گرفته و پريشان گردد پس اگر سخن حقى بر زبانش جارى گردد دل بدان نبندد، و چون دل بدان ندهد خداوند توفيق عمل بدان سخن را باو ندهد، و چون اين وضع را براى او فراهم كند و او بر آن حال بميرد در پيشگاه خدا از منافقان خواهد بود، و آن سخن حقى كه بر زبانش جارى است دلبستگى بآن را خدا بدو نداده و توفيق عملش را نيز بدو مرحمت نكرده آن سخن حق بر عليه او حجتى گردد، پس از خدا بترسيد و از وى بخواهيد تا سينه‏هاى شما را براى پذيرش اسلام بگشايد و زبانهاتان را گوياى بحق كند تا بر آن حال شما را از اين جهان ببرد و بازگشتشان را بازگشت شايستگان پيش از ما قرار دهد و نيروئى نيست جز بخدا و ستايش از آن خدا پروردگار جهانيان است.

28)                      و هر كه دوست دارد كه بداند خدا او را دوست دارد بايد بطاعت خدا عمل كند و از ما پيروى كند آيا نشنيده‏اند گفتار خداى عز و جل را كه به پيامبرش (ص) فرمايد: «بگو اگر خدا را دوست داريد مرا پيروى كنيد تا خدا شما را دوست بدارد و گناهان شما را بيامرزد» (سوره آل عمران آيه 31).

29)                      بخدا سوگند هرگز بنده‏اى فرمانبردارى خدا را نكند جز آنكه خداوند پيروى ما را در فرمانبردارى او داخل گرداند، و بخدا پيروى نكند بنده‏اى از ما جز آنكه خدا دوستش دارد، و بخدا هيچ گاه بنده پيروى ما را وامگذارد جز آنكه ما را دشمن دارد و بخدا هيچ گاه كسى ما را دشمن ندارد جز آنكه نافرمانى خدا را كرده و هر كه در حال نافرمانى خدا بميرد خداوند او را خوار گرداند و برو در آتش دوزخ اندازد، و ستايش از آن خدا پروردگار جهانيان است. [2]

با این فایل و فایل قبلی ترجمه کامل رساله علمی و عهدنامه امام صادق علیه السلام به پایان رسید.ترجمه کتاب شریف روضه کافی از رسولی محلاتی

 

ترجمه ,علمی ,صادق , عهدنامه,رساله

 



[1] - مجلسى (ره) در اين قسمت از كلام امام عليه السّلام چند وجه ذكر كرده از آن جمله اينكه مقصود امام اين است كه بنزد امام از مردمان شايسته بدگوئى و سعايت نكنيد تا امام را ناچار كنيد بحسب ظاهر و از روى مصالح و تقيه مردمان صالحى را كه مستحق لعن نيستند لعنت كند كه در اين صورت لعنت بدانها نرسد بلكه مبدل برحمت گردد و لعنت عايد سعايت‏كنندگان گردد، و وجوه ديگرى نيز ذكر كرده كه ظاهرتر همين وجه است چنانچه خود او نيز فرموده.

و در جمله اخير برخى گفته‏اند: يعنى جارى گشته كه مردمان صالح هميشه مقهور و مرعوب دشمنان باشند، يا جارى گشته كه آنها مورد لعنت قرار گيرند ولى لعنت براى آنها تبديل برحمت گردد

 

[2] - الروضة من الكافي / ترجمه رسولى محلاتى    ج‏1    11     (نامه كه حضرت صادق ع باصحاب خود مرقوم فرمود)  

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    وَ رُوِيَ أَنَّ الرَّجُلَ يَكْذِبُ الْكَذِبَةَ فَيُحْرَمُ بِهَا صَلَاةَ اللَّيْلِ فَإِذَا حُرِمَ صَلَاةَ اللَّيْلِ حُرِمَ بِذَلِكَ الرِّزْق‏ إرشاد القلوب إلى الصواب ج‏1 93 الباب الثاني و العشرون في فضل صلاة الليل

    روايت شده مردى كه دروغ بگويد از نماز شب محروم مى‏شود پس هر گاه از نماز شب محروم شد بدين جهت از روزى فراخ محروم مى‏شود

لينک هاي مفيد