Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 252040
تعداد بازدید : 193

دین اسلام و ادیان الهی

دین اسلام و ادیان الهی

با توجه به آيه 68 سوره مائده كه در آيه 62 سوره بقره به نحوى تكرار شده است كه خداوند در آنجا مى فرمايد هر كس از گرويدگان به اسلام و يهوديان و ستاره پرستان و نصارى كه به خدا و روز قيامت ايمان آورد و نيكوكار شود هرگز آنان را ترسى و اندوهى در آخرت نخواهد بود.

دین اسلام و ادیان الهی

سوال:

با توجه به آيه 68 سوره مائده كه در آيه 62 سوره بقره به نحوى تكرار شده است كه خداوند در آنجا مى فرمايد هر كس از گرويدگان به اسلام و يهوديان و ستاره پرستان  و نصارى كه به خدا و روز قيامت ايمان آورد و نيكوكار شود هرگز آنان را ترسى و اندوهى در آخرت نخواهد بود.

چیستی عمل صالح براى يك فرد يهودى يا مسيحى

سوال اول :

اينكه آن عمل صالح براى يك فرد يهودى يا مسيحى و ديگرانى كه در اين آيه اشاره شده است چيست؟

اگر اين يك حكم كلى است پس الان يهوديان مثلا شراب را حرام نميدانند و اسلام حرام ميداند.

حال اگر يهودى عامه شراب بخورد طبق آيين البته تحريف شده خودش آياعمل صالح انجام داده؟

زیانکار بودن  برای تابع غیر از دین اسلام:

سوال دوم اينكه با توجه به اينكه آيات سوره مائده جزء آخرين آيات نازل شده بر پيامبر است و به هر حال بايد آخرين احكام و دستورات قادر متعال در آن بيان شده باشد چگونه با آيه 85 سوره ال عمران كه ميفرمايد و من يتبع غير اسلام دينا فلن يقبل منه مو هو فى الاخره من الخاسرين قابل جمع است؟

در آن ايه خداوند اهل كتاب را با آن شرط در قيامت به آنها ترس و اندوهى نميرساند اما در اين آيه اگر غير از اسلام دينى را بپذيرند در آخرت از زيانكاران خواهند بود؟

چگونه قابل جمع است؟

منظور از اسلام

و اگر منظور از اسلام تسليم شدن در برابر خداست ما در همه ى اعصار فقط يك دين بحق داريم كه در حال حاضر اسلام است كه با اين تعبير باز هم با آيه 68 سوره مائده جور در نمى آيد.

قبل از بحث توجه به چند مطلب لازم است:

1 توجه به شان نزول آيات

2 توجه به يكپارچه بودن قرآن كريم و ناظر بودن آيات آن بر يكديگر

در مورد آيه 69 سوره مائده و آيه 62 سوره بقره با توجه به شان نزول ذكر شده براى آن كه پرسش در رابطه با گذشتگان صالح شان كه در زمان خود به پيامبر فرستاده شده و شريعت او ايمان داشته و عمل صالح انجام داده اند تكليف چيست؟

ميثاق و بشارت انبيا ادیان الهی و رسالت آنها

كه در پاسخ اين آيات نازل شد مبنى بر اينكه هر كس در زمان پيامبر خود به خدا و روز جزا ايمان داشته و عمل صالح انجام داده باشد از خوف و حزن ايمن خواهد بود.

عمل صالح همان كارهاى شايسته و خيرى مى باشد كه در زمان آن قوم از طرف پيامبرشان به آنها اشاره و دعوت شده است مثل: جهاد- نماز- زكات و...

در مورد محور اصلى سوال و چگونگى جمع آيات و اينكه اگر اسلام دينى است كه اكنون همه بايد به آن ملتزم شوند (آيه 85 آل عمران) و از طرفى آيات 69 مائده و 62 بقره بر حق بودن پيروان اديان اللهى ديگر تاكيد دارد بايد گفت كه در ابتدا و بدون در نظر گرفتن آيات ديگر شايد اين طور به نظر برسد اما بايد بيان داشت كه آيات 69 مائده و 62 بقره با هم و آيه 85 آل عمران و آيات قبل از آن ناظر بر يكديگر هستند و با دقت در مجموع آنها قابل جمع هستند.

در آيه 69 مائده و 62 بقره بحث از تعيين تكليف براى پيروان اديان ديگرى است كه به آنچه كه برايشان آمده بود مومن بوده اند و بحث قبل از آمدن دين ديگرى است اما بحث در آيه 85 آل عمران و آيات قبل از آن در مورد يك حقيقت معرفتى گسترده ترى است. و آن طرح اخذ ميثاق از انبيا و پيامبران بر رسالت يكديگر و حقانيت شريعت شان است و همچنين آگاه نمودن پيروان خود بر آن است در ضمن بشارت هايى كه بر آمدن پيامبر بعد از خود داشته اند و...

پس آنچه كه مسلم است اين است كه رسالت انبيا الهى در يك چهار چوب حساب شده و مرتبت با يك رسالت الهى كه همان هدايت بشريت بسوى آموزه هاى دينى است مى باشد و اعتراف انبيا بر حقانيت ديگر انبيا اعتراف به آن رسالت الهى وسيع تر مى باشد. و رسالت آنها حلقه هاى متصل به يكديگر است كه هر حلقه در جاى خود و مجموع آن يك سلسله متصل.

در مورد اسلام و ديگر اديان هم همين رابطه برقرار است هم انبيا ديگر به آ ن بشارت داده وبر آن اخذ ميثاق نموده اند و هم اسلام بر آن اديان اعتراف دارد.

اما نكته اساسى و نتيجه بحث اين است كه اسلام به عنوان آخرين دين آمده از طرف خداوند براى انسان دعوت هايى دارد كه بايستى پيروان اديان ديگر به آن ايمان آورده و بپذيرند (بر اساس همان ميثاق و بشارت انبيا خودشان) البته اگر خود را مومن واقعيى آن آيين مى داند.

عمل صالح یهودی و مسیحی زمان ما

پس اگر يك يهودى واقعا مومن به دين خود است بايد بشارت دين و رسول خود بر آمدن رسول بعدى و شريعت ديگر و هر آنچه كه به آن دعوت مى كند را را نيز بپذيرد و ما آيه 69 مائده را با توجه به آيات ديگر و در جاى خود مى پذيريم يعنى تا زمانى كه دين و آيين ديگرى نيامده بود نه به طور مطلق. (پس نتیجه میگیریم که ادیان الهی بر اساس میثاق و پیمان انبیای)

البته براى مطالعه و دقت بيشتر رجوع به اين آيات و آيات قبل از آن و مباحث مطرح شده در تفسير الميزان و تفسير نمونه توصيه مى شود.

 

فرق بين مسيحى صهيونيست و يهودى چيست؟

طبق اعتقاد يهوديان بعد از حضرت موسى (ع) فردى خواهد آمد كه يهوديان او را ماشيح يا مسيح مى نامند.

زمانى كه حضرت عيسى (ع) به نبوّت مبعوث شد تعدادى از يهود به او ايمان آوردند ولى عدّه اى بر اين باور بودند كه مسيح بايد داراى حكومت باشد و چون حضرت عيسى (ع) حكومت ظاهرى نداشت، او را به عنوان مسيح نپذيرفتند.

امّا عدّه اى كه ايمان آورده بودند اميد داشتند كه وى روزى صاحب حكومت خواهد شد و چون چنين نشد تعدادى از آنها نيز بعد از حضرت مسيح از ايمان خود برگشتند.

لذا مسيحيان باقى مانده همان يهوديانى بودند كه عيسى مسيح را هم قبول داشتند.

از اينرو كتاب مقدّس مسيحيان شامل كتاب مقدّس يهوديان (عهد عتيق) نيز مى شود.

يهوديان از ديرباز بر اين اعتقاد بودند كه طبق گفتار كتاب مقدّسشان بنى اسرائيل هيچ گاه صاحب حكومت نخواهد شد تا زمانى كه مسيح بيايد در آن زمان است كه بنى اسرائيل دوباره به ارض موعود (فلسطين) باز خواهد گشت.

مسيحيان نيز طبق گزارش عهد عتيق بر اين اعتقاد گرويده اند كه به حكومت رسيدن بنى اسرائيل يا بازگشت آنها به ارض موعود زمانى است كه مسيح بيايد.

لكن آنها مى گويند مراد از آمدن مسيح اوّلين آمدن او نيست بلكه منظور، نزول دوباره ى او به زمين است.

اين اعتقاد بين يهوديان و مسيحيان بود تا اينكه در قرون اخير عدّه اى از يهوديان ايده ى صهيونيسم را مطرح ساخته و گفتند ما بايد حكومت خود را در ارض موعود و در كنار كوه صهيون بنا كنيم تا زمينه براى آمدن مسيح فراهم شود.

اين افراد در ابتدا با اعتراض برخى از علماى يهود مواجه شدند ولى كم كم تعدادى از علماى يهود نيز با اينها هم داستان شدند.

در اين ميان طرّاحان تفكّر صهيونيسم بر آن شدند كه ايده ى صهيونيسم را در جهان مسيحيّت نيز رواج دهند.

 لذا تعدادى از مسيحيان نيز بر اين اعتقاد شدند كه باز آمدن مسيح منوط به اين است كه بنى اسرائيل به ارض موعود بازگردند. لذا در صدد بر آمدند كه از اين گروه حمايت نمايند تا حكومت اسرائيل تأسيس گردد.

بنا بر اين، مسيحيان صهيونيست مسيحيانى هستند كه معتقدند باز آمدن مسيح منوط به بازگشت بنى اسرائيل (يهود) به ارض مقدّس (فلسطين) است.

لذا به هر قيمتى شده مى خواهند كشور اسرائيل در فلسطين پا برجا بماند. [1]

کلید واژه ها:

سوال ,مائده ,بقره ,اسلام,يهوديان ,قيامت ,ايمان ,عمل ,صالح ,مسيحى,زیانکار ,دین ,شان نزول ,قرآن,ميثاق ,بشارت ,ادیان ,رسالت ,صهيونيست

 

 

 



[1] - cd       پرسمان 3


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    قال علی علیه السلام : وَ الشُّبْهَةُ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ: إِعْجَابٍ بِالزِّينَةِ وَ تَسْوِيلِ النَّفْسِ وَ تَأْوِيلِ الْعِوَج‏ وَ لَبْسِ الْحَقِّ بِالْبَاطِلِ.

    شبهه(که از ارکان کفر است ) بر چهار شعبه است: اعجاب و خوش آمدن از زينت، و فريب دادن نفس، و توجيه كجروى‏ها، و پوشاندن حق به باطل

    كتاب سليم بن قيس الهلالي ؛ ج‏2 ؛ ص951

لينک هاي مفيد