Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 30044
تعداد بازدید : 10935

معاشرت

آداب معاشرت در اسلام

بیست و دو آداب معاشرت در اسلام از احادیث مختلف

آداب معاشرت‏

آن قدر كه در روايات اسلامى وسيله پيامبر ص و ائمه اهل بيت ع به مساله تواضع و حسن خلق و ملاطفت در برخوردها و ترك خشونت در معاشرت، اهميت داده شده است به كمتر چيزى اهميت داده شده.

آداب معاشرت ‏

در قرآن مجيد كرارا در كنار مسائل مهم اشاراتى به آداب اسلامى مجالس شده است از جمله آداب تحيت، و ورود در مجلس، آداب دعوت به طعام، آداب سخن گفتن با پيامبر ص و آداب جا دادن به تازه واردان مخصوصا افراد با فضيلت و پيشگام در ايمان و علم است  

و اين به خوبى نشان مى‏دهد كه قرآن براى هر موضوعى در جاى خود اهميت و ارزش قائل است، و هرگز اجازه نمى‏دهد آداب انسانى معاشرت به خاطر بى اعتنايى افراد زير پا گذارده شود.

در  روايات حتى طرز نشستن، سخن گفتن، تبسم كردن، مزاح نمودن اطعام كردن، طرز نامه نوشتن، و حتى طرز نگاه كردن به دوستان نيز مورد توجه قرار گرفته، و دستورهايى در زمينه هر يك داده شده است كه  تنها يك حديث از امير مؤمنان على ع در اينجا قناعت مى‏كنيم:

ليجتمع فى قلبك الافتقار الى الناس و الاستغناء عنهم، يكون افتقارك اليهم فى لين كلامك، و حسن سيرتك، و يكون استغنائك عنهم فى نزاهة عرضك و بقاء عزك:

" بايد در قلب تو نياز به مردم و بى نيازى از آنها جمع باشد نيازت در نرمى سخن، و حسن سلوك تجلى كند، و بى‏نيازيت در حفظ آبرو و عزت نفس"[1]

سزاوار است سیره نبوی را در آداب مختلف ذکر کنیم و حضرتش را در رفتار و گفتار خود مقتدای خودمان کنیم. و اینکه   خواستیم سیره ی شخصی و  معاشرتی آن حضرت را یک جا بیان کنیم بخاطر چند امر است :

1-   معرفتمان نسبت به آن حضرت بیشتر شود.

2- عشق به آن وجود مقدس پیدا کنیم  .

3- وقتی این آداب و دستورات را بخوانیم و مقید به عمل کردن آنها بشویم چون این اعمال همیشه تکرار می شود همیشه به یاد آن حضرت هستیم و با یاد آن حضرت نیز صلوات می فرستیم . زیرا همانطور که با شنیدن نام آن حضرت مستحب است  صلوات بفرستیم ، همچنین با یاد آن حضرت نیز مستحب است .

1- انجام دادن کارهای خود

در كتاب ارشاد ديلمى است كه: رسول خدا (ص) لباس خود را خودش وصله مى‏زد، و كفش خود را خود مى‏دوخت، و گوسفند خود را مى‏دوشيد، و با بردگان هم غذا مى‏شد، و بر زمين مى‏نشست و بر دراز گوش سوار مى‏شد و ديگرى را هم پشت سر خود بر آن سوار مى‏كرد، و حيا مانعش نمى‏شد از اينكه ما يحتاج خود را خودش از بازار تهيه كرده به سوى اهل خانه‏اش ببرد، به توانگران و فقرا دست مى‏داد و دست خود را نمى‏كشيد تا طرف دست خود را بكشد، بهر كس مى‏رسيد چه توانگر و چه درويش و چه كوچك و چه بزرگ سلام ميداد، و اگر چيزى تعارفش مى‏كردند آن را تحقير نمى‏كرد اگر چه يك خرماى پوسيده بود، رسول خدا (ص) بسيار خفيف المؤنه و كريم الطبع و خوش معاشرت و خوش رو بود، و بدون اينكه، بخندد هميشه تبسمى بر لب داشت، و بدون اينكه چهره‏اش در هم كشيده باشد هميشه اندوهگين به نظر مى‏رسيد، و بدون اينكه از خود ذلتى نشان دهد همواره متواضع بود، و بدون اينكه اسراف بورزد سخى بود، بسيار دل نازك و مهربان به همه مسلمانان بود، هرگز از روى سيرى آروغ نزد، و هرگز دست طمع به سوى چيزى دراز نكرد  [2]

 

2- آرایش کردن خود برای ملاقات برادران دینی

 و در كتاب مكارم الاخلاق روايت شده كه: رسول اللَّه (ص) عادتش اين بود كه خود را در آينه ببيند و سر و روى خود را شانه زند و چه بسا اين كار را در برابر آب انجام مى‏داد و گذشته از اهل خانه خود را براى اصحابش نيز آرايش مى‏داد و مى‏فرمود:خداوند دوست دارد كه بنده‏اش وقتى براى ديدن برادران از خانه بيرون مى‏رود خود را آماده ساخته آرايش دهد  [3]

 

3- ساده ریستی و تواضع

و در كتاب‏هاى علل و عيون و مجالس به اسنادش از حضرت رضا از پدران بزرگوارش (ع) نقل كرده كه رسول اللَّه (ص) فرمود: من از پنج چيز دست برنمى‏دارم تا بميرم: 1- روى زمين و با بردگان غذا خوردن 2- سوار الاغ برهنه شدن 3- بز بدست خود دوشيدن 4- لباس پشمينه پوشيدن 5- و به كودكان سلام كردن، براى اين دست برنمى‏دارم كه امتم نيز بر آن عادت كنند و اين خود سنتى شود براى بعد از خودم  [4]

4- سلام نکردن به زنان جوان

و در كتاب كافى بسند خود از ربعى بن عبد اللَّه از ابى عبد اللَّه ع نقل كرده كه فرمود: رسول خدا (ص) به زنان هم سلام مى‏كرد و آنها سلامش را جواب مى‏دادند، و هم چنين امير المؤمنين (ع)، الا اينكه آن جناب سلام دادن به زنان جوان را كراهت داشت و مى‏فرمود: مى‏ترسم از آهنگ صداى آنها خوشم آيد آن وقت ضرر اين كار از اجرى كه در نظر دارم بيشتر شود  [5]

 

5 - طریق نشستن                         

  و نيز در كافى به سند خود از حضرت عبد العظيم بن عبد اللَّه حسنى نقل كرده كه ايشان بدون ذكر سند از رسول خدا (ص) نقل كرده و گفته كه آن حضرت سه جور مى‏نشست: يكى" قرفصاء"- و آن عبارت از اين بود كه ساقهاى پا را بلند مى‏كرد و دو دست خود را از جلو بر آنها حلقه مى‏زد و با دست راست بازوى چپ و با دست چپ بازوى راست را مى‏گرفت، دوم اينكه دو زانوى خود و نوك انگشتان پا را به زمين مى‏گذاشت، سوم اينكه يك پا را زير ران خود گذاشته و پاى ديگر را   روى  آن پهن  ميكرد  و هرگز ديده نشد كه چهار زانو بنشيند [6]

و در كافى به سند خود از طلحة بن زيد از امام ابى عبد اللَّه (ع) روايت كرده كه فرمود: رسول خدا (ص) بيشتر اوقات رو به قبله مى‏نشست.[7]  

 و در كافى به سند خود از عبد اللَّه بن مغيره از كسى كه براى او نقل نموده نقل كرده كه گفت: رسول خدا (ص) وقتى وارد منزلى ميشد در نزديكترين جا، نسبت به محل ورود مى‏نشست.  [8]

6-طریق مصافحه

و در كتاب مكارم الاخلاق از كتاب نبوت از على (ع) نقل كرده كه فرمود: هيچ ديده نشد كه رسول خدا (ص) با كسى مصافحه كند و او جلوتر از طرف دست خود را بكشد، بلكه آن قدر دست خود را در دست او نگه ميداشت تا او دست آن جناب را رها سازد.

 

7- بعضی از آداب شخصی و  معاشرتی حضرت

 و هيچ ديده نشد كه كسى با پر حرفى خود مزاحم آن حضرت شود و او از روى انزجار سكوت كند، بلكه آن قدر حوصله به خرج مى‏داد تا طرف ساكت شود و هيچ ديده نشد كه در پيش روى كسى كه در خدمتش نشسته پاى خود را دراز كند، و هيچ وقت مخير بين دو چيز نشد مگر اينكه دشوارتر آن دو را اختيار مى‏فرمود، و هيچ وقت در ظلمى كه به او ميشد به مقام انتقام در نيامد، مگر اينكه محارم خدا هتك شود كه در اين صورت خشم مى‏كرد و خشمش هم براى خداى تعالى بود، و هيچ وقت در حال تكيه كردن غذا ميل نفرمود تا از دنيا رحلت كرد، و هيچ وقت چيزى از او درخواست نشد كه در جواب بگويد:" نه"، و حاجت هيچ حاجتمندى را رد نكرد بلكه عملا يا به زبان به قدرى كه برايش ميسور بود آن را برآورده ميساخت، نمازش در عين تماميت از همه نمازها سبك‏تر و خطبه‏اش از همه خطبه‏ها كوتاهتر و از هذيان دور بود، و مردم، آن جناب را به بوى خوشى كه از او به مشام مى‏رسيد مى‏شناختند، و وقتى با ديگران بر سر يك سفره مى‏نشست اولين كسى بود كه شروع به غذا خوردن مى‏كرد، و آخرين كسى بود كه از غذا دست مى‏كشيد، و هميشه از غذاى جلو خود ميل مى‏فرمود، تنها در رطب و خرما بود كه آن جناب دست دراز ميكرد و بهترش را برمى‏چيد، و وقتى چيزى مى‏آشاميد آشاميدنش با سه نفس بود، و آن را مى‏مكيد و مثل پاره‏اى از مردم نمى‏بلعيد، و دست راستش اختصاص داشت براى خوردن و آشاميدن، و جز با دست راست چيزى نمى‏داد و چيزى‏نمى‏گرفت، و دست چپش براى كارهاى ديگرش بود، رسول خدا با دست راست كار كردن را در جميع كارهاى خود دوست مى‏داشت حتى در لباس پوشيدن و كفش به پا كردن و موى شانه زدنش.

و وقتى دعا مى‏فرمود سه بار تكرار مى‏كرد، و وقتى تكلم مى‏فرمود در كلام خود تكرار نداشت و اگر اذن دخول مى‏گرفت سه بار تكرار مى‏نمود، كلامش همه روشن بود به طورى كه هر شنونده‏اى آن را مى‏فهميد، وقتى تكلم مى‏كرد چيزى شبيه نور از بين ثنايايش بيرون مى‏جست، و اگر آن جناب   را   مى‏ديدى  مى‏گفتى افلج [9] است و حال آنكه چنين نبود، نگاهش همه بگوشه چشم بود، و هيچ وقت با كسى مطالبى را كه خوش آيند آن كس نبود در ميان نمى‏گذاشت، وقتى راه مى‏رفت گويى از كوه سرازير مى‏شد و بارها مى‏فرمود بهترين شما خوش‏اخلاق‏ترين شما است، هيچ وقت طعم چيزى را مذمت نمى‏كرد، و آن را نمى‏ستود، اهل علم و اصحاب حديث در حضورش نزاع نمى‏كردند، و هر دانشمندى كه موفق بدرك حضورش شد اين معنا را گفت كه من به چشم خود احدى را نه قبل از او و نه بعد از او نظير او نديدم  [10].

 

8- طریق نگاه او

 و در كتاب كافى به سند خود از جميل بن دراج از ابى عبد اللَّه (ع) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا (ص) نگاه‏هاى زير چشمى خود را در بين اصحابش به طور مساوى تقسيم كرده بود به اين معنا كه بتمام آنان بيك جور نظر مى‏انداخت و همه را به يك چشم مى‏ديد .  [11]

 

9- تبسم و مزاح

در كتاب مكارم الاخلاق مى‏گويد، رسول خدا (ص) هر وقت حرف مى‏زد در حرف زدنش تبسم مى‏كرد. [12]

 و نيز از يونس شيبانى نقل مى‏كنند كه گفت امام ابى عبد اللَّه (ع) به من فرمود: چطور است شوخى كردنتان با يكديگر؟ عرض كردم خيلى كم است، فرمود چرا با ‏ شوخى نمى‏كنيد؟ شوخى از خوش اخلاقى است و تو با شوخى مى‏توانى در برادر مسلمانت مسرتى ايجاد كنى، رسول خدا (ص) همواره با اشخاص شوخى مى‏كرد، و مى‏خواست تا بدين وسيله آنان را مسرور سازد.  [13]

  و نيز در آن كتاب از ابى القاسم كوفى در كتاب اخلاق خود از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: هيچ مؤمنى نيست مگر اينكه از شوخى بهره‏اى دارد، رسول اللَّه (ص) هم با اشخاص شوخى مى‏كرد، ولى در شوخيهايش جز حق نمى‏گفت .[14]

  و در كافى به سند خود از معمر بن خلاد نقل كرده كه گفت از حضرت ابى الحسن سؤال كرد كه قربانت شوم، انسان با مردم آميزش و رفت و آمد دارد، مردم مزاح مى‏كنند مى‏خندند، تكليف چيست؟ فرمود، عيبى ندارد اگر نباشد، و من گمان مى‏كنم مقصود آن جناب از جمله" اگر نباشد" اين بود كه اگر فحش نباشد، آن گاه فرمود: مردى اعرابى بديدن رسول اللَّه مى‏آمد و برايش هديه مى‏آورد و همانجا به عنوان شوخى مى‏گفت پول هديه ما را مرحمت كن رسول خدا هم مى‏خنديد و وقتى اندوهناك مى‏شد مى‏فرمود: اعرابى چه شد كاش مى‏آمد.  [15]0

 

10-احترام به کودک و خانواده کودک

و در كتاب مكارم مى‏گويد: رسول خدا (ص) رسمش اين بود كه وقتى مردم بچه‏هاى نو رسيده خود را به عنوان تبرك خدمت آن جناب مى‏آوردند، آن حضرت براى احترام خانواده آن كودك، وى را در دامن خود مى‏گذاشت و چه بسا بچه در دامن آن حضرت بول مى‏كرد و كسانى كه مى‏ديدند ناراحت شده و سر و صدا راه مى‏انداختند، آن حضرت نهيبشان مى‏كرد و مى‏فرمود: هيچ وقت بول بچه را قطع مكنيد و بگذاريد تا آخر بول خود را بكند، خلاصه صبر مى‏كرد تا بچه تا به آخر بول كند آن گاه در حق آن دعا مى‏فرمود و يا برايش اسم مى‏گذاشت و با اين عمل خاندان كودك را بى نهايت مسرور مى‏ساخت، و طورى رفتار مى‏كرد كه خانواده كودك احساس نمى‏كردند كه آن جناب از بول بچه‏شان متاذى شد تا درپى كار خود مى‏شدند، آن وقت برمى‏خاست و لباس خود را مى‏شست.  [16]

 

11-احترام به پیاده رو

 و نيز در همان كتاب روايت شده كه رسول خدا (ص) را رسم چنين بود كه اگر سوار بود هيچ وقت نمى‏گذاشت كسى پياده همراهيش كند يا او را سوار در رديف خود مى‏كرد و يا مى‏فرمود تو جلوتر برو و در هر جا كه مى‏گويى منتظرم باش تا بيايم.  [17]

 

12- عفو نه انتقام

و نيز از كتاب اخلاق ابى القاسم كوفى نقل مى‏كند كه نوشته است: در آثار و اخبار چنين آمده كه رسول خدا (ص) براى خود از احدى انتقام نگرفت، بلكه هر كسى كه آزارش مى‏كرد عفو مى‏فرمود.[18]

و نيز از انس نقل مى‏كند كه گفت: من  نه  سال خدمتگزارى رسول خدا را كردم و هيچ بياد ندارم كه در عرض اين مدت بمن فرموده باشد چرا فلان كار را نكردى، و نيز بياد ندارم كه در يكى از كارهايم خرده‏گيرى كرده باشد.  [19]

در كتاب احياء العلوم مى‏گويد انس گفته: به آن خدايى كه رسول اللَّه (ص) را به حق مبعوث كرد، هيچگاه نشد كه مرا در كارى كه كردم و او را خوش نيامد عتاب كرده باشد كه چرا چنين كردى، نه تنها آن جناب مرا مورد عتاب قرار نداد بلكه اگر هم زوجات او مرا ملامت مى‏كردند مى‏فرمود متعرضش نشويد مقدر چنين بوده [20]

13- جویای احوال شخص غایب

و نيز در مكارم الاخلاق مى‏نويسد كه رسم رسول خدا (ص) اين بود كه اگر كسى از مسلمين را سه روز نمى‏ديد جوياى حالش مى‏شد، اگر مى‏گفتند سفر كرده حضرت دعاى خير براى او مى‏فرمود، و اگر مى‏گفتند منزل است به زيارتش مى‏رفت و اگر مى‏گفتند مريض است عيادتش مى‏فرمود.  [21]

 

- و نيز در آن كتاب از انس نقل كرده كه گفت: هيچيك از اصحاب و يا ديگران آن حضرت را نخواند مگر اينكه در جواب مى‏فرمود:" لبيك".  [22]

 

14- احترام در صدا زدن

و نيز از او نقل كرده كه گفت اصحاب خود را هميشه براى احترام و به دست‏ آوردن دلهايشان به كنيه‏هايشان مى‏خواند، و اگر هم كسى كنيه نداشت خودش براى او كنيه مى‏گذاشت. مردم هم او را به كنيه‏اى كه آن جناب برايش گذاشته بود صدا مى‏زدند. و هم چنين زنان اولاد دار و بى اولاد و حتى بچه‏ها را كنيه مى‏گذاشت و بدين وسيله دلهايشان را به دست مى‏آورد.  [23]

 

15 – احترام به شخص وارد شونده

و نيز در آن كتاب است كه رسول خدا (ص) را رسم اين بود كه هر كه بر او وارد مى‏شد تشك خود را زيرش مى‏گسترانيد و اگر شخص وارد مى‏خواست قبول نكند اصرار مى‏كرد تا بپذيرد [24]

 

16- احترام به سائل و رد نکردن آن

و در كافى به اسناد خود از عجلان نقل كرده كه گفت: من در حضور حضرت صادق (ع) بودم كه سائلى به در خانه‏اش آمد، آن حضرت برخاست و از ظرفى كه در آن خرما بود هر دو دست خود را پر كرده و به فقير داد، چيزى نگذشت سائل ديگرى آمد، و آن جناب برخاست و مشتى خرما به او داد، سپس سائل سومى آمد حضرت برخاست و مشتى خرما نيز به او داد، باز هم چيزى نگذشت سائل چهارمى آمد، اين بار حضرت برخاست و به مرد سائل فرمود: خدا ما و شما را روزى دهد؟ آن گاه به من فرمود: رسول خدا (ص) چنين بود كه احدى از او از مال دنيا چيزى درخواست نمى‏كرد مگر اينكه آن حضرت ميدادش، تا اينكه روزى زنى پسرى را كه داشت نزد آن حضرت فرستاد و گفت از رسول خدا چيزى بخواه اگر در جوابت فرمود چيزى در دست ما نيست بگو پس پيراهنت را به من ده، امام صادق (ع) فرمود: رسول خدا (ص) پيراهن خود را در آورد و جلوى پسر انداخت (در نسخه ديگرى دارد پيراهن خود را كند و به او داد) خداى تعالى با آيه:" لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً- دست خود را بسته بگردن خود مكن، و آن را بكلى هم باز مكن تا اين چنين ملامت شده و تهى دست شوى"، آن جناب را تاديب كرده به ميانه روى در انفاق.  [25]

 

17- قبول کردن هدیه

و نيز در آن كتاب به سند خود از جابر از ابى جعفر (ع) روايت كرده كه فرمود: رسول خدا (ص) هديه را قبول مى‏كرد و ليكن صدقه نمى‏خورد.  [26]

 

18- عوض کردن راه رفت و برگشت

و نيز در آن كتاب از موسى بن عمران بن بزيع نقل كرده كه گفت: به حضرت‏ رضا (ع) عرض كردم فدايت شوم مردم چنين روايت مى‏كنند كه رسول خدا (ص) وقتى بدنبال كارى مى‏رفت از راهى كه رفته بود برنمى‏گشت، بلكه از راه ديگرى مراجعت مى‏فرمود، آيا اين روايت صحيح است و رسول خدا (ص) چنين ميكرد؟ آن حضرت در جواب فرمود: آرى من هم خيلى از اوقات چنين مى‏كنم تو نيز چنين كن، آن گاه به من فرمود: بدان كه اين عمل براى رسيدن به رزق نزديك‏تر است.  [27]

 

19 - خروج از منزل بعد از طلوع آفتاب

 و در كتاب اقبال به سند خود از ابى عبد اللَّه (ع) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا (ص) هميشه بعد از طلوع آفتاب از خانه بيرون مى‏آمد. [28] شاید بخاطر این بوده که کار بیرون را مقدم بر عبادت صبحگاه نمی کرده است.

20 - روي خندان

بهترين و گوياترين دليل در اين زمينه خود روايات اسلامى است، كه نمونه‏اى از آن را در اينجا از نظر مى‏گذرانيم.شخصى نزد پيامبر ص آمد، عرض كرد يَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِي مرا سفارش كن، فرمود:

فَكَانَ فِيمَا أَوْصَاهُ أَنْ قَالَ الْقَ أَخَاكَ بِوَجْهٍ مُنْبَسِط "[29]

برادر مسلمانت را با روى گشاده ملاقات كن"

21 - حسن خلق

در حديث ديگرى از پيامبر ص مى‏خوانيم: مَا يُوضَعُ فِي مِيزَانِ امْرِئٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَفْضَلُ مِنْ حُسْنِ الْخُلُق‏[30]

 " در روز قيامت چيزى برتر و بالاتر از حسن خلق در ترازوى عمل كسى نهاده نمى‏شود"!

در حديث ديگرى از امام صادق ع آمده است:

َ الْبِرَّ وَ حُسْنَ الْخُلُقِ يَعْمُرُ الدِّيَارَ وَ يَزِيدُ فِي الرِّزْق‏ [31] " نيكو كارى و حسن خلق، خانه‏ها را آباد، و عمرها را زياد مى‏كند".

و نيز از رسول خدا ص نقل شده:

اكثر ما تلج به امتى الجنة تقوى اللَّه و حسن الخلق:" بيشترين چيزى كه سبب مى‏شود امت من به خاطر آن وارد بهشت شوند تقواى الهى و حسن خلق است".در مورد تواضع و فروتنى نيز از على ع مى‏خوانيم:زينة الشريف التواضع:" آرايش انسانهاى با شرافت فروتنى است"

 

22- تواضع :

و بالآخره در حديثى از امام صادق ع مى‏خوانيم:التواضع اصل كل خير نفيس، و مرتبة رفيعة، و لو كان للتواضع لغة يفهمها الخلق لنطق عن حقايق ما فى مخفيات العواقب ... و من تواضع للَّه شرفه اللَّه على كثير من عباده ... و ليس للَّه عز و جل عبادة يقبلها و يرضاها الا و بابها التواضع:

فروتنى ريشه هر خير و سعادتى است، تواضع مقام والايى است، و اگر براى فروتنى زبان و لغتى بود كه مردم مى‏فهميدند بسيارى از اسرار نهانى و عاقبت كارها را بيان مى‏كرد ...

كسى كه براى خدا فروتنى كند، خدا او را بر بسيارى از بندگانش برترى مى‏بخشد ...

هيچ عبادتى نيست كه مقبول درگاه خدا و موجب رضاى او باشد مگر اينكه راه ورود آن فروتنى است‏[32]



[1] - تفسير نمونه، ج‏23، ص: 444 بطور خلاصه

[2] - ارشاد ديلمى ط بيروت ج 1 ص 115.

[3] - مكارم الاخلاق ص 34.

[4] - علل الشرائع ص 130: ب 108: 1.

[5] - كافى ج 2 ص 148 ح 1.

[6] - كافى ج 2 ص 661 ح 1.

[7] - كافى ج 2 ص 661 ح 4.

[8] - كافى ج 2 ص 662 ح 6.

[9] - افلج كسى است كه ميان دندانهاى بالاى او فاصله زياد باشد.

[10] - مكارم الاخلاق ص 23.

[11] - كافى ج 2 ص 671 ح 1.

[12] - مكارم الاخلاق ص 21.

[13] - مكارم الاخلاق ص 21.

[14] - مكارم الاخلاق ص 21. و مستدرك الوسائل ج 2 ص 76 ح 3.

[15] - كافى ج 2 ص 663 ح 1.

[16] - مكارم الاخلاق ص 25.

[17] - مكارم الاخلاق ص 22.

[18] - مستدرك الوسائل ج 2 ص 87 ح 11.

[19] - مكارم الاخلاق ص 16.

[20] - احياء العلوم ج 7، ص 112.

[21] - مكارم الاخلاق ص 19.

[22] - احياء العلوم ج 7 ص 145 ولى در اينجا (از انس) نيست.

[23] - احياء العلوم ج 7 ص 115.

[24] - احياء العلوم ج 7 ص 114.

[25] - كافى ج 4 ص 55 ح 7.

[26] - كافى ج 5 ص 143 ح 7.

[27] - كافى ج 5 ص 314 ح 41.

[28] - كتاب اقبال ص 281،  

[29] - بحار الأنوار الجامعة لدرآداب معاشرت‏

آن قدر كه در روايات اسلامى وسيله پيامبر ص و ائمه اهل بيت ع به مساله تواضع و حسن خلق و ملاطفت در برخوردها و ترك خشونت در معاشرت، اهميت داده شده است به كمتر چيزى اهميت داده شده.

آداب معاشرت ‏

در قرآن مجيد كرارا در كنار مسائل مهم اشاراتى به آداب اسلامى مجالس شده است از جمله آداب تحيت، و ورود در مجلس، آداب دعوت به طعام، آداب سخن گفتن با پيامبر ص و آداب جا دادن به تازه واردان مخصوصا افراد با فضيلت و پيشگام در ايمان و علم است  

و اين به خوبى نشان مى‏دهد كه قرآن براى هر موضوعى در جاى خود اهميت و ارزش قائل است، و هرگز اجازه نمى‏دهد آداب انسانى معاشرت به خاطر بى اعتنايى افراد زير پا گذارده شود.

در  روايات حتى طرز نشستن، سخن گفتن، تبسم كردن، مزاح نمودن اطعام كردن، طرز نامه نوشتن، و حتى طرز نگاه كردن به دوستان نيز مورد توجه قرار گرفته، و دستورهايى در زمينه هر يك داده شده است كه  تنها يك حديث از امير مؤمنان على ع در اينجا قناعت مى‏كنيم:

ليجتمع فى قلبك الافتقار الى الناس و الاستغناء عنهم، يكون افتقارك اليهم فى لين كلامك، و حسن سيرتك، و يكون استغنائك عنهم فى نزاهة عرضك و بقاء عزك:

" بايد در قلب تو نياز به مردم و بى نيازى از آنها جمع باشد نيازت در نرمى سخن، و حسن سلوك تجلى كند، و بى‏نيازيت در حفظ آبرو و عزت نفس"[1]

سزاوار است سیره نبوی را در آداب مختلف ذکر کنیم و حضرتش را در رفتار و گفتار خود مقتدای خودمان کنیم. و اینکه   خواستیم سیره ی شخصی و  معاشرتی آن حضرت را یک جا بیان کنیم بخاطر چند امر است :

1-   معرفتمان نسبت به آن حضرت بیشتر شود.

2- عشق به آن وجود مقدس پیدا کنیم  .

3- وقتی این آداب و دستورات را بخوانیم و مقید به عمل کردن آنها بشویم چون این اعمال همیشه تکرار می شود همیشه به یاد آن حضرت هستیم و با یاد آن حضرت نیز صلوات می فرستیم . زیرا همانطور که با شنیدن نام آن حضرت مستحب است  صلوات بفرستیم ، همچنین با یاد آن حضرت نیز مستحب است .

1- انجام دادن کارهای خود

در كتاب ارشاد ديلمى است كه: رسول خدا (ص) لباس خود را خودش وصله مى‏زد، و كفش خود را خود مى‏دوخت، و گوسفند خود را مى‏دوشيد، و با بردگان هم غذا مى‏شد، و بر زمين مى‏نشست و بر دراز گوش سوار مى‏شد و ديگرى را هم پشت سر خود بر آن سوار مى‏كرد، و حيا مانعش نمى‏شد از اينكه ما يحتاج خود را خودش از بازار تهيه كرده به سوى اهل خانه‏اش ببرد، به توانگران و فقرا دست مى‏داد و دست خود را نمى‏كشيد تا طرف دست خود را بكشد، بهر كس مى‏رسيد چه توانگر و چه درويش و چه كوچك و چه بزرگ سلام ميداد، و اگر چيزى تعارفش مى‏كردند آن را تحقير نمى‏كرد اگر چه يك خرماى پوسيده بود، رسول خدا (ص) بسيار خفيف المؤنه و كريم الطبع و خوش معاشرت و خوش رو بود، و بدون اينكه، بخندد هميشه تبسمى بر لب داشت، و بدون اينكه چهره‏اش در هم كشيده باشد هميشه اندوهگين به نظر مى‏رسيد، و بدون اينكه از خود ذلتى نشان دهد همواره متواضع بود، و بدون اينكه اسراف بورزد سخى بود، بسيار دل نازك و مهربان به همه مسلمانان بود، هرگز از روى سيرى آروغ نزد، و هرگز دست طمع به سوى چيزى دراز نكرد  [2]

 

2- آرایش کردن خود برای ملاقات برادران دینی

 و در كتاب مكارم الاخلاق روايت شده كه: رسول اللَّه (ص) عادتش اين بود كه خود را در آينه ببيند و سر و روى خود را شانه زند و چه بسا اين كار را در برابر آب انجام مى‏داد و گذشته از اهل خانه خود را براى اصحابش نيز آرايش مى‏داد و مى‏فرمود:خداوند دوست دارد كه بنده‏اش وقتى براى ديدن برادران از خانه بيرون مى‏رود خود را آماده ساخته آرايش دهد  [3]

 

3- ساده ریستی و تواضع

و در كتاب‏هاى علل و عيون و مجالس به اسنادش از حضرت رضا از پدران بزرگوارش (ع) نقل كرده كه رسول اللَّه (ص) فرمود: من از پنج چيز دست برنمى‏دارم تا بميرم: 1- روى زمين و با بردگان غذا خوردن 2- سوار الاغ برهنه شدن 3- بز بدست خود دوشيدن 4- لباس پشمينه پوشيدن 5- و به كودكان سلام كردن، براى اين دست برنمى‏دارم كه امتم نيز بر آن عادت كنند و اين خود سنتى شود براى بعد از خودم  [4]

4- سلام نکردن به زنان جوان

و در كتاب كافى بسند خود از ربعى بن عبد اللَّه از ابى عبد اللَّه ع نقل كرده كه فرمود: رسول خدا (ص) به زنان هم سلام مى‏كرد و آنها سلامش را جواب مى‏دادند، و هم چنين امير المؤمنين (ع)، الا اينكه آن جناب سلام دادن به زنان جوان را كراهت داشت و مى‏فرمود: مى‏ترسم از آهنگ صداى آنها خوشم آيد آن وقت ضرر اين كار از اجرى كه در نظر دارم بيشتر شود  [5]

 

5 - طریق نشستن                         

  و نيز در كافى به سند خود از حضرت عبد العظيم بن عبد اللَّه حسنى نقل كرده كه ايشان بدون ذكر سند از رسول خدا (ص) نقل كرده و گفته كه آن حضرت سه جور مى‏نشست: يكى" قرفصاء"- و آن عبارت از اين بود كه ساقهاى پا را بلند مى‏كرد و دو دست خود را از جلو بر آنها حلقه مى‏زد و با دست راست بازوى چپ و با دست چپ بازوى راست را مى‏گرفت، دوم اينكه دو زانوى خود و نوك انگشتان پا را به زمين مى‏گذاشت، سوم اينكه يك پا را زير ران خود گذاشته و پاى ديگر را   روى  آن پهن  ميكرد  و هرگز ديده نشد كه چهار زانو بنشيند [6]

و در كافى به سند خود از طلحة بن زيد از امام ابى عبد اللَّه (ع) روايت كرده كه فرمود: رسول خدا (ص) بيشتر اوقات رو به قبله مى‏نشست.[7]  

 و در كافى به سند خود از عبد اللَّه بن مغيره از كسى كه براى او نقل نموده نقل كرده كه گفت: رسول خدا (ص) وقتى وارد منزلى ميشد در نزديكترين جا، نسبت به محل ورود مى‏نشست.  [8]

6-طریق مصافحه

و در كتاب مكارم الاخلاق از كتاب نبوت از على (ع) نقل كرده كه فرمود: هيچ ديده نشد كه رسول خدا (ص) با كسى مصافحه كند و او جلوتر از طرف دست خود را بكشد، بلكه آن قدر دست خود را در دست او نگه ميداشت تا او دست آن جناب را رها سازد.

 

7- بعضی از آداب شخصی و  معاشرتی حضرت

 و هيچ ديده نشد كه كسى با پر حرفى خود مزاحم آن حضرت شود و او از روى انزجار سكوت كند، بلكه آن قدر حوصله به خرج مى‏داد تا طرف ساكت شود و هيچ ديده نشد كه در پيش روى كسى كه در خدمتش نشسته پاى خود را دراز كند، و هيچ وقت مخير بين دو چيز نشد مگر اينكه دشوارتر آن دو را اختيار مى‏فرمود، و هيچ وقت در ظلمى كه به او ميشد به مقام انتقام در نيامد، مگر اينكه محارم خدا هتك شود كه در اين صورت خشم مى‏كرد و خشمش هم براى خداى تعالى بود، و هيچ وقت در حال تكيه كردن غذا ميل نفرمود تا از دنيا رحلت كرد، و هيچ وقت چيزى از او درخواست نشد كه در جواب بگويد:" نه"، و حاجت هيچ حاجتمندى را رد نكرد بلكه عملا يا به زبان به قدرى كه برايش ميسور بود آن را برآورده ميساخت، نمازش در عين تماميت از همه نمازها سبك‏تر و خطبه‏اش از همه خطبه‏ها كوتاهتر و از هذيان دور بود، و مردم، آن جناب را به بوى خوشى كه از او به مشام مى‏رسيد مى‏شناختند، و وقتى با ديگران بر سر يك سفره مى‏نشست اولين كسى بود كه شروع به غذا خوردن مى‏كرد، و آخرين كسى بود كه از غذا دست مى‏كشيد، و هميشه از غذاى جلو خود ميل مى‏فرمود، تنها در رطب و خرما بود كه آن جناب دست دراز ميكرد و بهترش را برمى‏چيد، و وقتى چيزى مى‏آشاميد آشاميدنش با سه نفس بود، و آن را مى‏مكيد و مثل پاره‏اى از مردم نمى‏بلعيد، و دست راستش اختصاص داشت براى خوردن و آشاميدن، و جز با دست راست چيزى نمى‏داد و چيزى‏نمى‏گرفت، و دست چپش براى كارهاى ديگرش بود، رسول خدا با دست راست كار كردن را در جميع كارهاى خود دوست مى‏داشت حتى در لباس پوشيدن و كفش به پا كردن و موى شانه زدنش.

و وقتى دعا مى‏فرمود سه بار تكرار مى‏كرد، و وقتى تكلم مى‏فرمود در كلام خود تكرار نداشت و اگر اذن دخول مى‏گرفت سه بار تكرار مى‏نمود، كلامش همه روشن بود به طورى كه هر شنونده‏اى آن را مى‏فهميد، وقتى تكلم مى‏كرد چيزى شبيه نور از بين ثنايايش بيرون مى‏جست، و اگر آن جناب   را   مى‏ديدى  مى‏گفتى افلج [9] است و حال آنكه چنين نبود، نگاهش همه بگوشه چشم بود، و هيچ وقت با كسى مطالبى را كه خوش آيند آن كس نبود در ميان نمى‏گذاشت، وقتى راه مى‏رفت گويى از كوه سرازير مى‏شد و بارها مى‏فرمود بهترين شما خوش‏اخلاق‏ترين شما است، هيچ وقت طعم چيزى را مذمت نمى‏كرد، و آن را نمى‏ستود، اهل علم و اصحاب حديث در حضورش نزاع نمى‏كردند، و هر دانشمندى كه موفق بدرك حضورش شد اين معنا را گفت كه من به چشم خود احدى را نه قبل از او و نه بعد از او نظير او نديدم  [10].

 

8- طریق نگاه او

 و در كتاب كافى به سند خود از جميل بن دراج از ابى عبد اللَّه (ع) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا (ص) نگاه‏هاى زير چشمى خود را در بين اصحابش به طور مساوى تقسيم كرده بود به اين معنا كه بتمام آنان بيك جور نظر مى‏انداخت و همه را به يك چشم مى‏ديد .  [11]

 

9- تبسم و مزاح

در كتاب مكارم الاخلاق مى‏گويد، رسول خدا (ص) هر وقت حرف مى‏زد در حرف زدنش تبسم مى‏كرد. [12]

 و نيز از يونس شيبانى نقل مى‏كنند كه گفت امام ابى عبد اللَّه (ع) به من فرمود: چطور است شوخى كردنتان با يكديگر؟ عرض كردم خيلى كم است، فرمود چرا با ‏ شوخى نمى‏كنيد؟ شوخى از خوش اخلاقى است و تو با شوخى مى‏توانى در برادر مسلمانت مسرتى ايجاد كنى، رسول خدا (ص) همواره با اشخاص شوخى مى‏كرد، و مى‏خواست تا بدين وسيله آنان را مسرور سازد.  [13]

  و نيز در آن كتاب از ابى القاسم كوفى در كتاب اخلاق خود از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: هيچ مؤمنى نيست مگر اينكه از شوخى بهره‏اى دارد، رسول اللَّه (ص) هم با اشخاص شوخى مى‏كرد، ولى در شوخيهايش جز حق نمى‏گفت .[14]

  و در كافى به سند خود از معمر بن خلاد نقل كرده كه گفت از حضرت ابى الحسن سؤال كرد كه قربانت شوم، انسان با مردم آميزش و رفت و آمد دارد، مردم مزاح مى‏كنند مى‏خندند، تكليف چيست؟ فرمود، عيبى ندارد اگر نباشد، و من گمان مى‏كنم مقصود آن جناب از جمله" اگر نباشد" اين بود كه اگر فحش نباشد، آن گاه فرمود: مردى اعرابى بديدن رسول اللَّه مى‏آمد و برايش هديه مى‏آورد و همانجا به عنوان شوخى مى‏گفت پول هديه ما را مرحمت كن رسول خدا هم مى‏خنديد و وقتى اندوهناك مى‏شد مى‏فرمود: اعرابى چه شد كاش مى‏آمد.  [15]0

 

10-احترام به کودک و خانواده کودک

و در كتاب مكارم مى‏گويد: رسول خدا (ص) رسمش اين بود كه وقتى مردم بچه‏هاى نو رسيده خود را به عنوان تبرك خدمت آن جناب مى‏آوردند، آن حضرت براى احترام خانواده آن كودك، وى را در دامن خود مى‏گذاشت و چه بسا بچه در دامن آن حضرت بول مى‏كرد و كسانى كه مى‏ديدند ناراحت شده و سر و صدا راه مى‏انداختند، آن حضرت نهيبشان مى‏كرد و مى‏فرمود: هيچ وقت بول بچه را قطع مكنيد و بگذاريد تا آخر بول خود را بكند، خلاصه صبر مى‏كرد تا بچه تا به آخر بول كند آن گاه در حق آن دعا مى‏فرمود و يا برايش اسم مى‏گذاشت و با اين عمل خاندان كودك را بى نهايت مسرور مى‏ساخت، و طورى رفتار مى‏كرد كه خانواده كودك احساس نمى‏كردند كه آن جناب از بول بچه‏شان متاذى شد تا درپى كار خود مى‏شدند، آن وقت برمى‏خاست و لباس خود را مى‏شست.  [16]

 

11-احترام به پیاده رو

 و نيز در همان كتاب روايت شده كه رسول خدا (ص) را رسم چنين بود كه اگر سوار بود هيچ وقت نمى‏گذاشت كسى پياده همراهيش كند يا او را سوار در رديف خود مى‏كرد و يا مى‏فرمود تو جلوتر برو و در هر جا كه مى‏گويى منتظرم باش تا بيايم.  [17]

 

12- عفو نه انتقام

و نيز از كتاب اخلاق ابى القاسم كوفى نقل مى‏كند كه نوشته است: در آثار و اخبار چنين آمده كه رسول خدا (ص) براى خود از احدى انتقام نگرفت، بلكه هر كسى كه آزارش مى‏كرد عفو مى‏فرمود.[18]

و نيز از انس نقل مى‏كند كه گفت: من  نه  سال خدمتگزارى رسول خدا را كردم و هيچ بياد ندارم كه در عرض اين مدت بمن فرموده باشد چرا فلان كار را نكردى، و نيز بياد ندارم كه در يكى از كارهايم خرده‏گيرى كرده باشد.  [19]

در كتاب احياء العلوم مى‏گويد انس گفته: به آن خدايى كه رسول اللَّه (ص) را به حق مبعوث كرد، هيچگاه نشد كه مرا در كارى كه كردم و او را خوش نيامد عتاب كرده باشد كه چرا چنين كردى، نه تنها آن جناب مرا مورد عتاب قرار نداد بلكه اگر هم زوجات او مرا ملامت مى‏كردند مى‏فرمود متعرضش نشويد مقدر چنين بوده [20]

13- جویای احوال شخص غایب

و نيز در مكارم الاخلاق مى‏نويسد كه رسم رسول خدا (ص) اين بود كه اگر كسى از مسلمين را سه روز نمى‏ديد جوياى حالش مى‏شد، اگر مى‏گفتند سفر كرده حضرت دعاى خير براى او مى‏فرمود، و اگر مى‏گفتند منزل است به زيارتش مى‏رفت و اگر مى‏گفتند مريض است عيادتش مى‏فرمود.  [21]

 

- و نيز در آن كتاب از انس نقل كرده كه گفت: هيچيك از اصحاب و يا ديگران آن حضرت را نخواند مگر اينكه در جواب مى‏فرمود:" لبيك".  [22]

 

14- احترام در صدا زدن

و نيز از او نقل كرده كه گفت اصحاب خود را هميشه براى احترام و به دست‏ آوردن دلهايشان به كنيه‏هايشان مى‏خواند، و اگر هم كسى كنيه نداشت خودش براى او كنيه مى‏گذاشت. مردم هم او را به كنيه‏اى كه آن جناب برايش گذاشته بود صدا مى‏زدند. و هم چنين زنان اولاد دار و بى اولاد و حتى بچه‏ها را كنيه مى‏گذاشت و بدين وسيله دلهايشان را به دست مى‏آورد.  [23]

 

15 – احترام به شخص وارد شونده

و نيز در آن كتاب است كه رسول خدا (ص) را رسم اين بود كه هر كه بر او وارد مى‏شد تشك خود را زيرش مى‏گسترانيد و اگر شخص وارد مى‏خواست قبول نكند اصرار مى‏كرد تا بپذيرد [24]

 

16- احترام به سائل و رد نکردن آن

و در كافى به اسناد خود از عجلان نقل كرده كه گفت: من در حضور حضرت صادق (ع) بودم كه سائلى به در خانه‏اش آمد، آن حضرت برخاست و از ظرفى كه در آن خرما بود هر دو دست خود را پر كرده و به فقير داد، چيزى نگذشت سائل ديگرى آمد، و آن جناب برخاست و مشتى خرما به او داد، سپس سائل سومى آمد حضرت برخاست و مشتى خرما نيز به او داد، باز هم چيزى نگذشت سائل چهارمى آمد، اين بار حضرت برخاست و به مرد سائل فرمود: خدا ما و شما را روزى دهد؟ آن گاه به من فرمود: رسول خدا (ص) چنين بود كه احدى از او از مال دنيا چيزى درخواست نمى‏كرد مگر اينكه آن حضرت ميدادش، تا اينكه روزى زنى پسرى را كه داشت نزد آن حضرت فرستاد و گفت از رسول خدا چيزى بخواه اگر در جوابت فرمود چيزى در دست ما نيست بگو پس پيراهنت را به من ده، امام صادق (ع) فرمود: رسول خدا (ص) پيراهن خود را در آورد و جلوى پسر انداخت (در نسخه ديگرى دارد پيراهن خود را كند و به او داد) خداى تعالى با آيه:" لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً- دست خود را بسته بگردن خود مكن، و آن را بكلى هم باز مكن تا اين چنين ملامت شده و تهى دست شوى"، آن جناب را تاديب كرده به ميانه روى در انفاق.  [25]

 

17- قبول کردن هدیه

و نيز در آن كتاب به سند خود از جابر از ابى جعفر (ع) روايت كرده كه فرمود: رسول خدا (ص) هديه را قبول مى‏كرد و ليكن صدقه نمى‏خورد.  [26]

 

18- عوض کردن راه رفت و برگشت

و نيز در آن كتاب از موسى بن عمران بن بزيع نقل كرده كه گفت: به حضرت‏ رضا (ع) عرض كردم فدايت شوم مردم چنين روايت مى‏كنند كه رسول خدا (ص) وقتى بدنبال كارى مى‏رفت از راهى كه رفته بود برنمى‏گشت، بلكه از راه ديگرى مراجعت مى‏فرمود، آيا اين روايت صحيح است و رسول خدا (ص) چنين ميكرد؟ آن حضرت در جواب فرمود: آرى من هم خيلى از اوقات چنين مى‏كنم تو نيز چنين كن، آن گاه به من فرمود: بدان كه اين عمل براى رسيدن به رزق نزديك‏تر است.  [27]

 

19 - خروج از منزل بعد از طلوع آفتاب

 و در كتاب اقبال به سند خود از ابى عبد اللَّه (ع) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا (ص) هميشه بعد از طلوع آفتاب از خانه بيرون مى‏آمد. [28] شاید بخاطر این بوده که کار بیرون را مقدم بر عبادت صبحگاه نمی کرده است.

20 - روي خندان

بهترين و گوياترين دليل در اين زمينه خود روايات اسلامى است، كه نمونه‏اى از آن را در اينجا از نظر مى‏گذرانيم.شخصى نزد پيامبر ص آمد، عرض كرد يَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِي مرا سفارش كن، فرمود:

فَكَانَ فِيمَا أَوْصَاهُ أَنْ قَالَ الْقَ أَخَاكَ بِوَجْهٍ مُنْبَسِط "[29]

برادر مسلمانت را با روى گشاده ملاقات كن"

21 - حسن خلق

در حديث ديگرى از پيامبر ص مى‏خوانيم: مَا يُوضَعُ فِي مِيزَانِ امْرِئٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَفْضَلُ مِنْ حُسْنِ الْخُلُق‏[30]

 " در روز قيامت چيزى برتر و بالاتر از حسن خلق در ترازوى عمل كسى نهاده نمى‏شود"!

در حديث ديگرى از امام صادق ع آمده است:

َ الْبِرَّ وَ حُسْنَ الْخُلُقِ يَعْمُرُ الدِّيَارَ وَ يَزِيدُ فِي الرِّزْق‏ [31] " نيكو كارى و حسن خلق، خانه‏ها را آباد، و عمرها را زياد مى‏كند".

و نيز از رسول خدا ص نقل شده:

اكثر ما تلج به امتى الجنة تقوى اللَّه و حسن الخلق:" بيشترين چيزى كه سبب مى‏شود امت من به خاطر آن وارد بهشت شوند تقواى الهى و حسن خلق است".در مورد تواضع و فروتنى نيز از على ع مى‏خوانيم:زينة الشريف التواضع:" آرايش انسانهاى با شرافت فروتنى است"

 

22- تواضع :

و بالآخره در حديثى از امام صادق ع مى‏خوانيم:التواضع اصل كل خير نفيس، و مرتبة رفيعة، و لو كان للتواضع لغة يفهمها الخلق لنطق عن حقايق ما فى مخفيات العواقب ... و من تواضع للَّه شرفه اللَّه على كثير من عباده ... و ليس للَّه عز و جل عبادة يقبلها و يرضاها الا و بابها التواضع:

فروتنى ريشه هر خير و سعادتى است، تواضع مقام والايى است، و اگر براى فروتنى زبان و لغتى بود كه مردم مى‏فهميدند بسيارى از اسرار نهانى و عاقبت كارها را بيان مى‏كرد ...

كسى كه براى خدا فروتنى كند، خدا او را بر بسيارى از بندگانش برترى مى‏بخشد ...

هيچ عبادتى نيست كه مقبول درگاه خدا و موجب رضاى او باشد مگر اينكه راه ورود آن فروتنى است‏[32]



[1] - تفسير نمونه، ج‏23، ص: 444 بطور خلاصه

[2] - ارشاد ديلمى ط بيروت ج 1 ص 115.

[3] - مكارم الاخلاق ص 34.

[4] - علل الشرائع ص 130: ب 108: 1.

[5] - كافى ج 2 ص 148 ح 1.

[6] - كافى ج 2 ص 661 ح 1.

[7] - كافى ج 2 ص 661 ح 4.

[8] - كافى ج 2 ص 662 ح 6.

[9] - افلج كسى است كه ميان دندانهاى بالاى او فاصله زياد باشد.

[10] - مكارم الاخلاق ص 23.

[11] - كافى ج 2 ص 671 ح 1.

[12] - مكارم الاخلاق ص 21.

[13] - مكارم الاخلاق ص 21.

[14] - مكارم الاخلاق ص 21. و مستدرك الوسائل ج 2 ص 76 ح 3.

[15] - كافى ج 2 ص 663 ح 1.

[16] - مكارم الاخلاق ص 25.

[17] - مكارم الاخلاق ص 22.

[18] - مستدرك الوسائل ج 2 ص 87 ح 11.

[19] - مكارم الاخلاق ص 16.

[20] - احياء العلوم ج 7، ص 112.

[21] - مكارم الاخلاق ص 19.

[22] - احياء العلوم ج 7 ص 145 ولى در اينجا (از انس) نيست.

[23] - احياء العلوم ج 7 ص 115.

[24] - احياء العلوم ج 7 ص 114.

[25] - كافى ج 4 ص 55 ح 7.

[26] - كافى ج 5 ص 143 ح 7.

[27] - كافى ج 5 ص 314 ح 41.

[28] - كتاب اقبال ص 281،  

[29] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏71    171    باب 10  

[30]  بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏68    374    باب 92  

[31] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏1    151    باب 4  

 

[32] - تفسير نمونه، ج‏17، ص: 59 بطور خلاصه

 ر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏71    171    باب 10  

[30]  بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏68    374    باب 92  

[31] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏1    151    باب 4  

 

[32] - تفسير نمونه، ج‏17، ص: 59 بطور خلاصه

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    أَبُو جَعْفَرٍ ع يَقُولُ إِنَّ لِجَمِيعِ شَهْرِ رَمَضَانَ لَفَضْلًا عَلَى جَمِيعِ سَائِرِ الشُّهُورِ كَفَضْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلَى سَائِرِ الرُّسُل‏

    جابر مى‏گويد: حضرت ابو جعفر امام باقر (ع) مى‏فرمود: برترى جمعه‏هاى ماه رمضان بر جمعه‏هاى ديگر ماهها، مانند برترى رسول خدا (ص) بر ديگر پيامبرا

    ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ص 40

لينک هاي مفيد