Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 31192
تعداد مشاهدات : 10622

چهل حديث از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله همراه با آیات

چهل حديث از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله همراه با آیات

چهل حديث از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله همراه با آیات قرآن کریم

چهل حديث    از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله همراه با آیات

اثر نماز را سبک شمردن

1- قال رَسُولُ اللّهِ صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ:

لاتُضَيِّعُواصَلوتَکُمْ، فَإ نَّ مَنْ ضَيَّعَ صَلوتَهُ، حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ، وَ کانَ حَقّاً عَليِ اللّهِ اءنْ يُدْخِلَهُ النّارَمَعَ الْمُنافِقينَ  .

وسایل الشیعه ج4 ص 30

ترجمه:

فرمود: نماز را سبک و ناچيز مشماريد، هر کس نسبت به نمازش بي اعتنا باشد و آنرا سبک و ضايع گرداند همنشين قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است که او را همراه منافقين در آتش داخل نمايد.

 

مريم : 59   فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا

سپس در پى آنها جانشينانى آمدند كه نماز را ضايع كردند و از شهوت‏هاى (نفس) پيروى كردند، پس به زودى (سزا و كيفر) گمراهى خود را خواهند ديد.

 

 

ثواب مسجد رفتن

2 - قالَ صلّي اللّه عليه و آله: مَنْ مَشي إ لي مَسْجِدٍ مِنْ مَساجِدِاللّهِ، فَلَهُ بِکُّلِ خُطْوَةٍ خَطاها حَتّي يَرْجِعَ إ لي مَنْزِلِهِ، عَشْرُ حَسَناتٍ، وَ مَحي عَنْهُ عَشْرُ سَيِّئاتٍ، وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجاتٍ  .

عقاب الاعمال ص 343

فرمود: هر کس قدمي به سوي يکي از مساجد خداوند بردارد، براي هر قدم ثواب ده حسنه مي باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش هايش پاک مي شود، همچنين در پيشگاه خداوند ده درجه ترفيع مي يابد.

 

انتظار نماز و غیبت نکردن

3 - قالَ صلّي اللّه عليه و آله: اَلْجُلُوسُ فِي الْمَسْجِدِ لاِنْتِظارِ الصَّلوةِ عِبادَةٌ مالَمْ يَحْدُثْ، قيلَ: يا رَسُولَ اللّهِ وَ مَا الْحَدَثُ؟ قالَ: الْغِيْبَةُ.  .

وسایل الشیعه ج 4 ص 116

ترجمه:

فرمود: نشستن در مسجد جهت انتظار وقت نماز عبادت است تا موقعي که حَدَثي از او صادر نگردد.

سؤ ال شد: يا رسول اللّه، منظور از حدث چيست؟فرمود: غيبت و پشت سر ديگران سخن گفتن.


انتظار نماز در کلمه رابطو

آل عمران : 200

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! (در برابر مشكلات و هوسها،) استقامت كنيد! و در برابر دشمنان(نيز)، پايدار باشيد و از مرزهاى خود، مراقبت كنيد و از خدا بپرهيزيد، شايد رستگار شويد!

 

يا أباذر! أتعلم في أيّ شي‏ء انزلت هذه الاية؟ اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ، قلت: لا أدري فداك أبي و امّي، قال: في انتظار الصّلاة خلف الصّلاة.

طرائف الحكم يا اندرزهاى ممتاز    متن‏ج‏2    300    الحديث 1381 في وصية رسول الله صلى الله عليه و آله لأبي ذر الغفاري  

 

اى أبا ذر، آيا ميدانى اين آيه: اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ، در باره چه چيز نازل گرديده (ابا ذر گويد) عرضكردم پدر و مادرم فداى تو باد نميدانم، حضرت فرمود: در مورد انتظار نسبت بنماز در عقب نماز ديگر نازل شده است.

 

با عجله نماز خواندن و نماز کلاغی

4... بَيْنَما رَسُولُ اللّهِ صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ جا لِسٌ فِي الْمَسْجِدِ، إ ذْدَخَلَ رَجُلٌ فَقامَ يُصَلّي، فَلَمْ يُتِمَّ رُکُوعَهُ وَ لاسُجُودَهُ، فَقالَ: نَقَرَ کَنَقْرِ الْغُرابِ، لَئِنْ ماتَ هذا وَ هکَذا صَلوتُهُ لَيَمُوتُنَّ عَلي غَيْرِ ديني

مسایل الشیعه ج 4 ص 31

ترجمه:

رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله در مسجد نشسته بود که شخصي وارد شد و مشغول نماز گشت و رکوع و سجودش را کامل انجام نداد و عجله و شتاب کرد.

حضرت فرمود: کار اين شخص همانند کلاغي است که منقار بر زمين مي زند، اگر با اين حالت از دنيا برود بر دين من نمرده است.

 

زندان مومن و بهشت کافر

5 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: يا اءباذَر، اَلدُّنْيا سِجْنُ الْمُؤْمِن وَ جَنَّةُ الْکافِرِ، وَ ما اءصْبَحَ فيها مُؤْمِنٌ إ لاّ وَ هُوَ حَزينٌ، وَ کَيْفَ لايَحْزُنُ الْمُؤْمِنُ وَ قَدْ اءوَعَدَهُ اللّهُ اءنَّهُ وارِدٌ جَهَنَّمَ  .

اءمالی طوسی ج 2 ص 142

ترجمه:

فرمود: اي ابوذر، دنيا زندان مؤ من و بهشت کافران است، مؤ من هميشه محزون و غمگين مي باشد، چرا چنين نباشد و حال آن که خداوند به او - در مقابل گناهان و خطاهايش - وعده مجازات و دخول جهنّم را داده است.

 

حدیث فوق با آیه زیر منافاتی ندارد :

البقرة : 277   إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ

همانا كسانى كه ايمان آورده و عمل‏هاى شايسته كرده و نماز را به‏پا داشته و زكات پرداخته‏اند، براى آنان در نزد پروردگارشان پاداشى در خور شأن آنهاست، و (در آخرت) نه بيمى بر آنهاست و نه اندوهى خواهند داشت.

 

 

آخرت فروشی

6 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: شَرُّالنّاسِ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْياهُ، وَ شَرُّ مِنْ ذلِکَ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْيا غَيْرِهِ.[6] .

من لا یحضره الفقیه ج 4 ص 353

ترجمه:

فرمود: بدترين افراد کسي است که آخرت خود را به دنيايش بفروشد و بدتر از او آن کسي خواهد بود که آخرت خود را براي دنياي ديگري بفروشد.

 

الشورى : 36   فَما أُوتيتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏ لِلَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ

پس آنچه به شما داده شده (از وسائل گوناگون حيات موقت) بهره و كالاى زندگى دنياست، و آنچه (از پاداش‏هاى اخروى) در نزد خداوند است بهتر و پايدارتر است براى كسانى كه ايمان آورده و بر پروردگارشان توكل مى‏كنند.

 

النازعات : 38   وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا

و زندگى دنيا را (بر آخرت) ترجيح داده،

الأعلى : 16   بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا

(شما به سراغ آن فلاح نمى‏رويد) بلكه شما زندگى دنيا را ترجيح مى‏دهيد.

 

پیامبر صلی الله علیه وآله و احساس خطر در سه چیز

7 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: ثَلاثَةٌ اءخافُهُنَّ عَلي اُمتَّي: الضَّلالَةُ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ، وَ مُضِلاّتُ الْفِتَنِ، وَ شَهْوَةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ  .

اءمالی طوسی ج 1 ص 158

ترجمه:

فرمود: سه چيز است که از آن ها براي امّت خود احساس خطر مي کنم:

1 گمراهي، بعد از آن که هدايت و معرفت پيدا کرده باشند.

2 گمراهي ها و لغزش هاي به وجود آمده از فتنه ها.

3 مشتهيات شکم، و آرزوهاي نفساني و شهوت پرستي.

 

دعای همیشگی  

آل‏عمران : 8   رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ

 (آنان مى‏گويند) پروردگارا، دل‏هاى ما را پس از آنكه ما را راهنمايى كردى منحرف مگردان، و از جانب خود رحمتى به ما مبذول دار، زيرا كه تويى كه بسيار بخشنده‏اى.

 

گمراهی و هدایت

البقرة : 175   أُولئِكَ الَّذينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‏ وَ الْعَذابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَما أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ

آنها هستند كه گمراهى را به بهاى هدايت و عذاب را به ازاى آمرزش خريده‏اند، وه! چه شكيبايند بر آتش!

 

گمراهی و فتنه

الأعراف : 155   وَ اخْتارَ مُوسى‏ قَوْمَهُ سَبْعينَ رَجُلاً لِميقاتِنا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِيَّايَ أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا إِنْ هِيَ إِلاَّ فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ وَ تَهْدي مَنْ تَشاءُ أَنْتَ وَلِيُّنا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الْغافِرينَ

 و موسى از (ميان) قوم خود براى وعده‏گاه ما (وعده نزول تورات پيش از پرستش گوساله، يا وعده توبه پس از آن) هفتاد مرد را برگزيد، پس چون (به شنيدن صدا بسنده نكرده، خواستار ديدن خدا شدند) آن لرزه شديد آنها را فرا گرفت (و همگى مردند، موسى) گفت: پروردگارا، اگر مى‏خواستى آنها و مرا پيش از اين هلاك مى‏كردى آيا ما را به خاطر آنچه نابخردان ما انجام داده‏اند هلاك مى‏كنى؟! اين جز آزمايش تو نيست، هر كس را بخواهى بدان گمراه مى‏كنى و هر كس را بخواهى هدايت مى‏كنى تو يار و سرپرست مايى، ما را بيامرز و بر ما ترحم كن كه تو بهترين آمرزندگانى.

طه : 85   قالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ

خداوند گفت: ما قوم تو را پس از تو آزموديم و سامرى آنها را (از پرستش من) گمراه ساخت.

 

شهوت پرستی

آل‏عمران : 14   زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنينَ وَ الْقَناطيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ

محبت مشتهيات (دنيا) از زنان و فرزندان و اموال انبوه فراوان از طلا و نقره و اسبان نشاندار و چهارپايان و كشت و زرع، براى مردم مزيّن و آراسته شده است، حال آنكه اينها وسيله برخوردارى زندگى دنياست، و خداست كه بازگشت نيكو نزد اوست.


گناهان و عذاب زود رس آنها

8 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: ثَلاثَةٌ مِنَ الذُّنُوبِ تُعَجَّلُ عُقُوبَتُها وَ لا تُؤَخَّرُ إ لي الاخِرَةِ: عُقُوقُ الْوالِدَيْنِ، وَ الْبَغْيُ عَلَي النّاسِ، وَ کُفْرُ الاْ حْسانِ  .

اءمالی طوسی ج 1 ص 13

ترجمه:

فرمود: عقاب و مجازات سه دسته از گناهان زودرس مي باشد و به قيامت کشانده نمي شود: ايجاد ناراحتي براي پدر و مادر، ظلم در حقّ مردم، ناسپاسي در مقابل کارهاي نيک ديگران.

 

گناه و عقوبت

غافر : 3   غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَديدِ الْعِقابِ ذِي الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ إِلَيْهِ الْمَصيرُ

 آمرزنده گناه و پذيرنده توبه، سخت كيفر، صاحب نعمت فراوان و پيوسته، معبودى جز او نيست بازگشت (همه كس و همه چيز) به سوى اوست.

كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَديدُ الْعِقابِ (52)

الأنفال : 52   كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَديدُ الْعِقابِ

(رفتار اين مشركان) مانند رفتار خاندان فرعون و پيشينيان آنها (است) كه به آيات و نشانه‏هاى خدا كفر ورزيدند، خدا هم آنها را به گناهانشان مؤاخذه نمود، حقّا كه خداوند نيرومند و سخت‏كيفر است.

 

نیکی به دیگران و دوری از فساد انگیزی

القصص : 77   وَ ابْتَغِ فيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدينَ

 و در آنچه خداوند به تو داده خانه آخرت را بطلب، و سهم خود را از (عمر و مال) دنيا فراموش مكن (و تحصيل آخرت كن) و (به ديگران) نيكى كن همان‏گونه كه خدا به تو نيكى كرده، و در روى زمين در جستجوى فساد مباش، زيرا خداوند فسادانگيزان را دوست ندارد.

 

عاجز و ناتوان ترين افراد

9- قالَ صلّي اللّه عليه و آله: إ نَّ اءعْجَزَ النّاسِ مَنْ عَجَزَعَنِ الدُّعاءِ، وَ إ نَّ اءبْخَلَ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ  .

اءمالی طوسی ج 1 ص 87

ترجمه:

فرمود: عاجز و ناتوان ترين افراد کسي است که از دعا و مناجات با خداوند ناتوان و محروم باشد، و بخيل ترين اشخاص کسي خواهد بود که از سلام کردن خودداري نمايد.

 

سلام و مصافحه

10 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: إ ذا تَلاقَيْتُمْ فَتَلاقُوا بِالتَّسْليمِ وَ التَّصافُحِ، وَ إ ذا تَفَرَّقْتُمْ فَتَفَرَّقُوا بِإ لاسْتِغْفارِ  .

اءمالی طوسی ج 1 ص 219

ترجمه:

فرمود: هنگام بر خورد و ملاقات با يکديگر سلام و مصافحه نمائيد و موقع جدا شدن براي همديگر طلب آمرزش کنيد.

 

النساء : 86   وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ حَسيباً

 و چون به شما تحيّت و درودى گفته شد شما تحيّتى نيكوتر از آن يا همانند آن را بگوييد، كه بى‏ترديد خداوند حسابرس همه چيز است‏

 

صلوات بر محمد صلی الله علیه و آله

عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ مَنْ صَلَّى عَلَيَّ صَلَاةً وَاحِدَةً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ أَلْفَ صَلَاةٍ فِي أَلْفِ صَفٍّ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ لَمْ يَبْقَ رَطْبٌ وَ لَا يَابِسٌ إِلَّا وَ صَلَّى عَلَى ذَلِكَ الْعَبْدِ لِصَلَاةِ اللَّهِ عَلَي

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏27    259    باب 15 الصلاة عليهم صلوات الله عليهم  

هر کس بر من یک مرتبه  صلوات بفرستد  خداوند متعال هزار مرتبه  در هزار صف از ملائکه براو صلوات می فرستد و ترو خشگی باقی نمی ماند  مگر اینکه بر او درود بفرستند بخاطر اینکه خداوند بر او درود فرستاده است .

 

برکات ذکر صلوات

رسول اکرم صلي الله عليه و آله فرمود:

بسيار ياد کردن خدا و بر من صلوات فرستادن، موجب برطرف شدن فقر مي شود.

با توجه به روايت فوق، داستان زير را تقديم مي داريم. توصيه مي کنيم که قبل از مطالعه به نکات زير توجه نماييد:

1ـ شکي نيست که اذکار، خواص و فوايدي بسيار دارد. طبق روايات رسيده از معصومين عليهم السلام، ذکر صلوات نيز چنين است. يکي از فوايد آن، رهايي از فقر و تنگدستي است. ناگفته پيداست که: نتيجه بخشيدن آن، شرايطي دارد. يکي از شرايط آن، چگونگي حالتهاي روحي، نفسي و معنوي انسان است. با اين بيان، ذکر شخصي به ثمر مي رسد که قبلا زمينه لازم را فراهم کرده باشد. به عبارت ديگر، نبايد توقع داشت که بدون ايجاد زمينه، تکرار اذکار به نتيجه مطلوب برسد.

2ـ به ثمر رسيدن ذکرها، در سايه تلاش و جديت انسان است. به عبارت ديگر، به نتيجه رسيدن آنها با تنبلي و تن پروري منافات دارد و نبايد از تلاش و کوشش در کسب معاش دست کشيد و با تکرار اذکار، به کنجي نشست و به اميد اين که خداوند، روزيمان را مي رساند، از کار و تلاش دست برداشت.

رسول اکرم صلي الله عليه و آله فرمود:

بسيار ياد کردن خدا و بر من صلوات فرستادن، موجب برطرف شدن فقر مي شود.

 

 

تلاوت قرآنش مانع عذاب و صدقه و کارهاي نيک مانع آن و رفتن به سوي مسجد مانع آن

12 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: يُؤْتَي الرَّجُلُ في قَبْرِهِ بِالْعَذابِ، فَإ ذا اُتِيَ مِنْ قِبَلِ رَاءسِهِ دَفَعَتْهُ تِلاوَةُ الْقُرْآنِ، وَ إ ذا اُتِيَ مِنْ قِبَلِ يَدَيْهِ دَفَعَتْهُ الصَّدَقَةُ، وَ إ ذا اُتِيَ مِنْ قِبَلِ رِجْلَيْهِ دَفَعَهُ مَشْيُهُ إ ليَ الْمَسْجِدِ  .

مسکن الفؤاد شهید ثانی ص 50

ترجمه:

فرمود: هنگامي که بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنانچه عذاب از بالاي سر بخواهد وارد شود تلاوت قرآنش مانع عذاب مي گردد و چنانچه از مقابل وارد شود صدقه و کارهاي نيک مانع آن مي باشد.

و چنانچه از پائين پا بخواهد وارد گردد، رفتن به سوي مسجد مانع آن خواهد گشت.

 

احترام ملائکه به قاري قرآن

انس با قرآن و تلاوت آميخته با فهم معاني و مفاهيم آن، انسان را در آسمان معرفت الهي به پرواز درمي‏آورد و با ملائکه هم سنخ مي‏کند و ملکوتيان به او عشق مي‏ورزند، افزون بر اين برخي سوره‏هاي قرآن خواص ويژه‏اي نيز به همراه دارند، از جمله در روايتي که امام صادق (( علیه السلام  ) نقل فرموده است چنين مي‏خوانيم: «پس از آنکه رسول خدا ( صلی الله علیه و آله  ) بر جنازه «سعد بن معاذ» نماز گزارد، فرمود: هفتاد هزار فرشته که در ميان آنها جبرئيل نيز بود بر جنازه او نماز گزاردند. من از جبرئيل علت اين احترام ملائکه را پرسيدم و او گفت: بخاطر اينکه او در همه حالات: در نشستن، ايستادن، سواره بودن، پياده روي و رفت و آمد قل هو الله احد را تلاوت مي‏کرد.»


سیره پیامبر در قرائت

پيامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) نخستين معلم قرائت قرآن بود. قرآن را با صوتي زيبا و شمرده وبا رعايت وقفها بر اصحاب ميخواند. البته بر کثرت وجودت قرائت تأکيد نميورزيد. حتي ميفرمود: قرآن را هر گونهاي که ميتوانيد، بخوانيد. آن حضرت بيشتر بر فهم قرآن تأکيد ميکرد. حاملان قرآن نزد او مکانتي عظميم داشتند. اين مقاله مباحثي را در زمينه آنچه آمده، در بر دارد.

کليد واژه: قرائت، اقراء، تلاوت، رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله )، قرّاء، صحابه.

 

تشويق پيامبر اکرم در حق حاملان قرآن

پيامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) در صحنههاي گوناگون سياسي و اجتماعي به حاملان قرآن اهميت ميدادند. حضرت درگزينش اميران جنگي که بدون شک، امري بسيار حساس و مرتبط با روحيه، امنيت و سرنوشت امت و حکومت نوپاي اسلامي بود ميزان «قرآن خواني» و يا «قرآن داني» آنان را مدنظر و منشأ اثر قرار ميدادند. در خبري آمده است:«بعث النبي ( صلی الله علیه و آله ) وفداً إلي اليمن فأمر عليهم أميراً منهم و هو اصغرهم فمکثوا أياماً لم يسيروا (...) فقال له رجل يا رسول الله أتومره علينا و هو أصغرنا فذکر النبي ( صلی الله علیه و آله ) قرائته للقرآن». (پيامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) هيأتي را به يمن فرستاد و امير آنان را کسي قرار داد که جوانترين ايشان بود. مدتي گذشت اما آنان حرکت نکردند تا اينکه مردي به پيامبر ( صلی الله علیه و آله ) عرض کرد: آيا کسي را به اميري ما ميگماري که کم سنترين ماست؟! پيامبر در پاسخ ميزان تبحر وي را در قرائت قرآن، يادآور شد).

پيامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) از ذکر مقام والاي حاملان قرآن، حتي پس از مرگ ايشان نيز غفلت نميورزيد؛ چنانکه در جنگ احد، هنگام دفن شهدا، فرمود:«أنظروا أکثرهم جمعاً للقرآن فاجعلوه أمام صاحبه في قبره» (بنگريد کداميک از ايشان بخشي بيشتري از قرآن را فراگرفته است؛ وي را قبل از همرزمش در قبر قرار دهيد).

آوردهاند که پيامبر ( صلی الله علیه و آله ) در روز احد امر کرد، کساني را که در صحنه نبرد، در يک صف واحد قرار داشتند و از رتبههاي جهادي يکسان برخوردار بودند، در يک قبر دفن کنند. اين کار نه به جهت کمبود جا و زمين، بلکه از سر اکرام و احترام شهيدان و بر اساس موقعيت آنان در حيات تا لحظه شهادت صورت گرفت.

 

تأکيد بر آموزش قرآن

حضرت رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله ) در کنار ساير کوششها و دقتهايي که به کار ميبستند، بر مسأله ترويج و باز بودن مستمر باب تعليم قرآن در جامعه تأکيد ميورزد. چنانکه فرمود:«خيارکم من تعلم القرآن و علمه»؛ مقصود پيامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) در اين حديث و مانند آن، فراگيري همه قرآن و آموختن روخواني و تجويد و مانند آن نيست؛ بلکه حتي تعليم و تعلم يک آيه نيز ميتواند مصداقي از اين بيان نبوي بوده باشد؛ چنانکه حضرت فرمود:«بلغوا عني ولو آيةً» (از من به ديگران برسانيد؛ حتي يک آيه را».

مسلمان حتي در برابر يک آيه قرآن هم بايد خود را مأمور به تبليغ بداند و آن را بر اساس همان روش حکيمانه، دقيق و حسابشدهاي که در سيره و سنت معلم نخستين قرآن وجود داشته و نمونههايي از آن ذکر گرديد، تبليغ کند.

 

مکارم اخلاق

13 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: عَلَيْکُمْ بِمَکارِمِ الاْ خْلاقِ، فَإ نَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ بَعَثَني بِها، وَ إ نَّ مِنْ مَکارِمِ الاْ خْلاقِ: اءنْ يَعْفُوَالرَّجُلُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ، وَ يُعْطِيَ مَنْ حَرَمَهُ، وَ يَصِلَ مَنْ قَطَعَهُ، وَ اءنْ يَعُودَ مَنْ لايَعُودُهُ.[  .

اءمالی طوسی ج 2 ص 92

ترجمه:

فرمود: بر شما باد رعايت مکارم اخلاق، که خداوند مرا بر آن ها مبعوث نمود، و بعضي از آن ها عبارتند از:

کسي که بر تو ظلم کند به جهت غرض شخصي او را ببخش، کسي که تو را نسبت به چيزي محروم گرداند کمکش نما، با شخصي که با تو قطع دوستي کند رابطه دوستي داشته باش، شخصي که به ديدار تو نيايد به ديدارش برو.

 

عفو  وصفح

النور : 22   وَ لا يَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ يُؤْتُوا أُولِي الْقُرْبى‏ وَ الْمَساكينَ وَ الْمُهاجِرينَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ

 و صاحبان برترى مالى و وسعت معاش از شما، از اينكه به خويشاوندان و فقيران و مهاجران در راه خدا بخشش نمايند، كوتاهى نكنند و بر ترك آن سوگند نخورند و بايد (از بدزبانى و بد خلقى آنان) عفو كنند و درگذرند، آيا دوست نداريد كه خدا شما را ببخشايد؟ و خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است.

 

اخلاق پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله

آل‏عمران : 159   فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلينَ

 پس به بركت رحمتى از جانب خداوند با آنها (امت خود) نرمخو شدى، و اگر بد خلق و سختدل بودى حتما از دورت پراكنده مى‏شدند. پس، از آنها درگذر و برايشان آمرزش طلب و در كارها با آنان مشورت نما، و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن، كه بى‏ترديد خداوند توكل كنندگان را دوست دارد.

 

پيامبر و اخلاق

براي خلق و خوي رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) مي‏بايد سهمي اساسي در کار نشر دعوت او در نظر گرفته شود. ويژگيهاي اخلاقي آن حضرت تا اندازه‏اي است که مي‏توان او را يک اسوه تمام عيار اخلاق انساني در حد بسيار بالا دانست. بايد توجه داشت که خلق و خو به مقدار زيادي، خصيصه‏اي فردي و تا اندازه‏اي لطف الهي است. علاوه بر آن بايد به اين رسالت ويژه رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) نيز اشاره کرد که «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق‏». جذبه پيامبر ( صلی الله علیه و آله ) در جذب دوستان فراوان او و نيز عامه مردم مکه و بعدها مدينه، بخوبي در روايات تاريخي منعکس شده است. اما قبل از آن، صراحت قرآن بهترين شاهد اين امر است: «و تو راست خلقي عظيم[انک لعلي خلق عظيم]». «به سبب رحمت خداست که تو با آنها اين چنين خوشخوي و مهربان هستي، اگر تند خو و سخت دل مي‏بودي از گرد تو پراکنده مي‏شدند.» به همين دليل است که خداوند از او مي‏خواهد با رويي گشاده پذيراي نومسلمانان باشد: «چون ايمان‏آوردگان به آيات ما، نزد تو آمدند، بگو: سلام بر شما، خدا بر خويش مقرر کرده که شما را رحمت کند» و فرمود: در برابر مؤمنان فروتن باش‏» بيشترين توصيفات موجود از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) از امام علي عليه السلام يار ديرين آن حضرت است، آن که نگاهي نافذ داشت و دوست و برادر را بهتر از هر کس ديگري مي‏شناخت: «رسول الله نه زياده از معمول بلند بود و نه زياده از معمول کوتاه، بلکه ميانه بالا بود. مويش نه بسيار مجعد بود و نه بسيار صاف بي‏شکن، بل چين و شکني اندک و دلپذير داشت. چهره‏اش نه لاغر بود و نه فربه بل چهره‏اي مدور داشت با رنگي سفيد مايل به سرخي. چشمانش سياه و مژگانش برگشته بود. درشت استخوان بود و گشاده سينه، بدنش را موي اندک بود و تنها روي سينه‏اش مويي تنگ داشت. دستها و پاهايش زمخت مي‏نمودند با انگشتاني مايل به ستبري. چون راه مي‏رفت محکم و استوار مي‏رفت و چنان پاي از زمين برمي‏کند که گويي از بلندي به پستي مي‏آمد. چون مي‏خواست به کسي روي کند سر بر نمي‏گردانيد که با تمام بدن به سوي او برمي‏گشت. دليرترين آنها و راستگوترينشان بود و به عهد خود سخت پايبند. از همه مردم زبانش نرمتر بود و در معاشرت از همه بهتر.

بيهقي و شامي و ديگران بسياري از اين قبيل گزارشات را که مربوط به قيافه و قامت رسول خداست گردآوري کرده‏اند که اينجا محل ذکر آنها نيست.

علي ( علیه السلام ) در باره خلق اجتماعي او مي‏گويد: «کسي که براي نخستين بار او را مي‏ديد، هيبتش او را مي‏گرفت; هر کسي با او معاشرت مي‏کرد دوستي‏اش را به دل مي‏گرفت. آنگاه که به اصحابش مي‏نگريست، لحظات نگاه را به تساوي ميانشان تقسيم مي‏کرد; وقتي به کسي دست مي‏داد پيش از او دست خويش را باز نمي‏کشيد همچنانچه صورتش را از او برنمي‏گرداند مگر آن که او برگرداند. او چهره‏اي گشاده داشت. تندخو و ملامت‏گر و فحاش و مزاح نبود. سيره او ميانه‏روي، سنت او هدايت و رشد، سخنش معيار حق و حکمش عدل بود.

يکي ديگر از اصحاب رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) مي‏گويد: هيچ کس را نديده که بيش از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) بر لبانش تبسم باشد. و ابو سفيان که پس از مسلمان شدن رفتار اصحاب را با رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) ديد گفت: «ما رايت قوما قط اشد حبا اصحابهم من اصحاب محمد له‏»; «تاکنون نديده بودم که کساني صاحب خويش را آن اندازه که اصحاب محمد ( صلی الله علیه و آله ) او را دوست مي‏دارند، دوست داشته باشند.». امام حسين ( علیه السلام ) نيز به نقل از پدرش رفتار رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) را با مردمي که با او کاري داشتند به خوبي و زيبايي توصيف کرده است که چگونه به مردم نيازمند مي‏رسيد و از آنان مي‏خواست تا نياز کسي را نيز که نمي‏تواند خود را به او برساند، به او برسانند. رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) جز وقتي را که براي خدا و خانواده گذاشته بود، هيچ چيزي را ذخيره نکرده و هميشه در اختيار مردم بود. آن حضرت دائما در پي تاليف قلوب مردم تلاش مي‏کرد (يؤلفهم و لا ينفرهم). بزرگ هر قومي را آرام مي‏کرد و او را بر آنان سروري مي‏داد. از احوال اصحاب خويش تفقه مي‏کرد و از آنچه ميان مردم مي‏گذشت مي‏پرسيد (يتفقد اصحابه و يسال الناس عما في الناس). نيکوکاري را تحسين ]مي‏کرد و کار زشت را سبک مي‏شمرد. آن حضرت ميانه‏روي را حفظ مي‏کرد، از حق[گويي کوتاهي نمي‏کرد و کوتاهي در حق‏گويي را روا نمي‏شمرد. همراهانش از بهترين مردم بودند و بهترين آنان نزد او، ناصح‏ترينشان بود و برترين آنان نزد او، نيکوکارترين آنها. او جز بر ذکر خدا قيام و قعود نداشت; در مجلسي که مي‏نشست حق همه همنشينان را حفظ مي‏کرد; به گونه‏اي که همنشين او، دوستدارتر از او بر خود نمي‏شناخت (و بر آن بود که پيامبر ( صلی الله علیه و آله ) نهايت علاقه را بدو داشته و حتي بر ديگران ترجيحش مي‏دهد). باهر کسي که بدو نيازي داشت آنقدر مي‏نشست تا او برخيزد; کسي که چيزي از او مي‏خواست جز با برآوردن نياز او يا سخني نيکو، او را باز نمي‏گرداند. او در حق، برابر مردم پدري مي‏کرد و همه در برابرش در حق بودند; مجلس او مجلس حکمت و حيا و صبر و امانت بود; صدايي از آن بر نمي‏خواست. بر خورد او با مردم نرم و نيکو بود; از آنچه بدان علاقه‏اي نداشت خود را به تغافل مي‏زد; از هيچ کس عيبجويي نکرده و کسي را ملامت نمي‏نمود. رسول خدا نيکوترين مردم، بخشنده‏ترين و شجاع‏ترين آنان بود. يکي از اصحاب گويد: وقتي نزد او از دنيا سخن مي‏گفتيم با ما همراهي مي‏کرد وقتي سخن از آخرت بود در آن باره با ما سخن مي‏گفت و زماني نيز که سخن از طعام بود چنين مي‏کرد. و عايشه مي‏گفت: «کان خلقه القرآن‏»، و اين که هرگاه سخن مي‏گفت تبسم بر لبانش بود.

اينها نمونه‏هايي از برخورد رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) با اطرافيان بود. اکنون مي‏توان آن سخن خداوند را که فرمود: اگر تندخو بودي مردم از گردت پراکنده مي‏شدند، بهتر درک کرد.

 

تکّه اي نان يا دانه اي خرما

14 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: مَنْ وَجَدَ کَسْرَةً اَوْ تَمْرَةً فَاءکَلَهَا لَمْ يُفارِقْ جَوْفَهُ حَتّي يَغْفِرَاللّهُ لَهُ.  .

اءمالی صدوقی ج 14ص 246

ترجمه:

فرمود: هر کس تکّه اي نان يا دانه اي خرما در جائي ببيند، و آن را بردارد و ميل کند، مورد رحمت و مغفرت خداوند قرار مي گيرد.

 

اظهار تواضع و فروتني

15 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: ما تَواضَعَ اءحَدٌ إ لاّ رَفَعَهُ اللّهُ  .

اءمالی طوسی ج 1 ص 56

 

ترجمه:

فرمود: کسي اظهار تواضع و فروتني نکرده، مگر آن که خداوند متعال او را رفعت و عزّت بخشيده است.

 

آیه تواضع

در اين آيه لقمان به فرزندش مى‏گويد: در زمين متكبرانه راه نرو «لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً» و در سوره‏ى فرقان، اوّلين نشانه‏ى بندگان خوب خدا، حركت متواضعانه‏ى آنهاست. «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً» فرقان، 63.

 يكى از اسرار نماز كه در سجده‏ى آن بلندترين نقطه بدن را (حد اقل در هر شبانه روز 34 مرتبه در هفده ركعت نماز واجب) روى خاك مى‏گزاريم، دورى از تكبّر، غرور و تواضع در برابر خداوند است.

گرچه تواضع در برابر تمام انسان‏ها لازم است، امّا در برابر والدين، استاد و مؤمنان لازم‏تر است. تواضع در برابر مؤمنان، از نشانه‏هاى برجسته‏ى اهل ايمان است. «أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» « مائده، 54.

 بر خلاف تقاضاى متكبّران كه پيشنهاد دور كردن فقرا را از انبيا داشتند، آن بزرگواران مى‏فرمودند: ما هرگز آنان را طرد نمى‏كنيم. «وَ ما أَنَا بِطارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا» هود، 29.

انسانِ ضعيف و ناتوانى كه از خاك و نطفه آفريده شده، و در آينده نيز مردارى بيش نخواهد بود، چرا تكبّر مى‏كند؟!

 

مگر علم محدود او با فراموشى آسيب‏پذير نيست؟! مگر زيبايى، قدرت، شهرت و ثروت او، زوال‏پذير نيست؟! مگر بيمارى، فقر و مرگ را در جامعه نديده است؟! مگر توانايى‏هاى او نابود شدنى نيست؟! پس براى چه تكبّر مى‏كند؟! قرآن مى‏فرمايد: متكبّرانه راه نرويد كه زمين سوراخ نمى‏شود، گردن‏كشى نكنيد كه از كوه‏ها بلندتر نمى‏شويد. «وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا» فرقان، 63.

تفسير نور، ج‏9، ص: 267

 

مهلت دادن بدهکار ناتوان

16 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: مَنْ اءنْظَرَ مُعْسِرا، کانَ لَهُ بِکُلِّ يَوْمٍ صَدَقَةٌ.[16] .

اءعیان الشیعه ج 1 ص 305

ترجمه:

فرمود: هر کس بدهکار ناتواني را مهلت دهد براي هر روزش ثواب صدقه در راه خدا ميباشد.

 

مهلت دادن تنگدست

البقرة : 280   وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى‏ مَيْسَرَةٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

و اگر (بدهكار) تنگدست بود پس (بر شماست) مهلت دادن او تا وقت توانايى. و صدقه دادن شما (گذشت از اصل بدهى) براى شما بهتر است اگر بدانيد.

 

نوشته بر بال هدهد

17 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: ما مِنْ هُدْهُدٍ إ لاّ وَ في جِناحِهِ مَکْتُوبٌ بِالِسّرْيانيَّةِ «آلُ مُحَمَّدٍ خَيْرُ الْبَريَّةِ». .

اءمالی طوسی ج 1 ص 360

ترجمه:

فرمود: هيچ پرنده اي به نام هدهد وجود ندارد مگر آن که روي بال هايش به لغت سرياني نوشته شده است: آل محمّد (صلوات اللّه عليهم اجمعين) بهترين مخلوق روي زمين مي باشند.

 

صبر نمودن در برابر مسائل دين و عمل

18 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: يَاءتي عَليَ النّاسِ زَمانٌ، الصّابِرُ مِنْهُمْ عَلي دينِهِ کَالْقابِضِ عَليَ الْجَمَرِ  .

اءمالی طوسی ج 2 ص 192

ترجمه:

فرمود: زماني بر مردم خواهد آمد که صبر نمودن در برابر مسائل دين و عمل به دستورات آن همانند در دست گرفتن آتش گداخته است.

 

گريزان  بودن مردم از علماء  و سه عذاب

19 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: سَيَاءتي زَمانٌ عَلي اُمتَّي يَفِرُّونَ مِنَ الْعُلَماءِ کَما يَفِرُّ الْغَنَمُ مِنَ الذِّئْبِ، إ بْتَلاهُمُ اللّهُ بِثَلاثَةِ اءشْياء: الاْ وَّلُ: يَرَفَعُ الْبَرَکَةَ مِنْ اءمْوالِهِمْ، وَ الثّاني: سَلَّط اللّهُ عَلَيْهِمْ سُلْطانا جائِرا، وَ الثّالِثُ: يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْيا بِلا إ يمانٍ  .

مستدرک الوسایل ج 11 ص 376

ترجمه:

فرمود: زماني بر امّت من خواهد آمد که مردم از علماء گريزان شوند همان طوري که گوسفند از گرگ گريزان است، خداوند چنين جامعه اي را به سه نوع عذاب مبتلا مي گرداند:

1 برکت و رحمت خود را از اموال ايشان برمي دارد.

2 حکمفرمائي ظالم و بي مروّت را بر آن ها مسلّط مي گرداند.

3 هنگام مرگ و جان دادن، بي ايمان از اين دنيا خواهند رفت.

 

دانشمندي  بين گروهي نادان

20 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: اَلْعالِمُ بَيْنَ الْجُهّالِ کَالْحَيّ بَيْنَ الاْ مْواتِ، وَ إ نَّ طالِبَ الْعِلْمِ يَسْتَغْفِرُلَهُ کُلُّ شَي ءٍ حَتّي حيتانِ الْبَحْرِ وَ هَوامُّهُ، وَ سُباعُ الْبَرِّ وَ اءنْعامُهُ، فَاطْلُبُوا الْعِلْمَ فَإ نّهُ السَّبَبُ بَيْنَکُمْ وَ بَيْنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ إ نَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَريضَةٌ عَلي کُلِ مُسْلِمٍ .

بحار الانوار ج 1 ص 172

ترجمه:

فرمود: دانشمندي که بين گروهي نادان قرار گيرد همانند انسان زنده اي است بين مردگان، و کسي که در حال تحصيل علم باشد تمام موجودات برايش طلب مغفرت و آمرزش مي کنند، پس علم را فرا گيريد چون علم وسيله قرب و نزديکي شما به خداوند است، و فراگيري علم، بر هر فرد مسلماني فريضه است.

علم و درجه الهی

المجادلة : 11   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا قيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَ إِذا قيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبيرٌ

 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، هر گاه به شما گفته شد در مجلس‏ها جا باز كنيد، پس جا باز كنيد تا خدا هم به شما (در جاى و روزى و شرح صدر و بهشت) گشايش دهد، و چون گفته شد (براى وسعت جا و تقدم اهل فضل) برخيزيد، پس برخيزيد تا خدا هم كسانى از شما را كه ايمان آورده‏اند و كسانى را كه به آنها دانش عطا شده درجاتى (در دنيا و آخرت) بالا برد. و خداوند از آنچه مى‏كنيد آگاه است.

 

ثواب زيارت عالم و دانشمند

21 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: مَنْ زارَ عالِما فَکَاءنَّما زارَني، وَ مَنْ صافَحَ عالِما فَکاءنَّما صافَحَني، وَ مَنْ جالَسَ عالِماً فَکَاءنَّما جالَسَني، وَ مَنْ جالَسَني فِي الدُّنْيا اءجْلَسْتُهُ مَعي يَوْمَ الْقِيامَةِ.  .

مستدرک الوسایل ج 17 ص 300

ترجمه:

فرمود: هر کس به ديدار و زيارت عالم و دانشمندي برود مثل آن است که مرا زيارت کرده، هر که با دانشمندي دست دهد و مصافحه کند مثل آن که با من مصافحه نموده، هر شخصي همنشين دانشمندي گردد مثل آن است که با من مجالست کرده، و هر که در دنيا با من همنشين شود، در آخرت همنشين من خواهد گشت.

 

نگاه حرام به زن نامحرم

22 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: مَنْ اَصابَ مِنْ إ مْرَاءةٍ نَظْرَةً حَراما، مَلاَ اللّهُ عَيْنَيْهِ نارا  .

مستدرک الوسایل ج 14 ص 270

ترجمه:

فرمود: هرکس نگاه حرامي به زن نامحرمي بيفکند، خداوند چشم هاي او را پر از آتش مي گرداند.

 

دوری از نگاه نامحرم و اثر مهم  آن

النور : 30   قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعُونَ

 به مردان باايمان بگو كه چشمان خود را (از آنچه ديدنش حرام است مانند عورت ديگران و بدن زن اجنبى) فرو بندند، و عورت‏هاى خود را (از اينكه در معرض ديد قرار گيرد) حفظ كنند، اين براى آنها پاكيزه‏تر است. همانا خداوند از آنچه انجام مى‏دهند آگاه است.

 

النور : 31   وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَني‏ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَني‏ أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفينَ مِنْ زينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَميعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

و به زنان باايمان بگو كه چشمان خود را (از نگاه به عورت غير و بدن مرد اجنبى) فرو بندند و عورت‏هاى خود را (تمام بدن را غير از صورت و دست‏ها، از اينكه در معرض ديد اجنبى قرار گيرد) حفظ كنند، و زيور و زينت خود و جاهاى آن را (مانند، گردن، سينه، موهاى سر، بازوان و ساق‏هاى پا) آشكار نسازند، جز آنچه (بر حسب ضرورت عرفى) پيداست (مانند لباس‏هاى رو و صورت و دست‏ها)، و بايد روسرى‏هاى خود را بر روى گريبان‏ها بزنند (تا گردن و سينه پوشانده شود)، و زيور (و جاهاى زيور) را بر كسى آشكار نسازند جز بر شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زن‏هاى همجنس خودشان يا برده‏هاى ملكى‏شان يا مردان عقب مانده تابع خانواده كه نياز شهوانى ندارند يا كودكانى كه نيروى آميزش با زن‏ها را ندارند، و (زنانى كه خلخال در پا دارند) پاهاى خود را (محكم) به زمين نزنند تا زينت‏هايى كه پنهان مى‏دارند معلوم گردد. و همگى شما- اى مؤمنان- به سوى خدا (در تمام ابعاد انسانى) بازگرديد، باشد كه رستگار شويد.

 

ازدواج با زن  به جهت ثروتش و به جهت زيبائي و به جهت دين و ايمانش

23 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: مَنْ تَزَوَّجَ إ مْرَاءةً لِمالِها وَ کَلَهُ اللّهُ إ لَيْهِ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِجَمالِها رَاءي فيها ما يَکَرَهُ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِدينِها جَمَعَ اللّهُ لَهُ ذلِکَ  .

تهذیب الاحکام ج 7 ص 399

ترجمه:

فرمود: هر کس زني را به جهت ثروتش ازدواج کند خداوند او را به همان واگذار مي نمايد، و هر که با زني به جهت زيبائي و جمالش ازدواج کند خوشي نخواهد ديد، و کسي که با زني به جهت دين و ايمانش تزويج نمايد خداوند خواسته هاي او را تاءمين مي گرداند.

( البته اگر زنی پیدا شود که هر سه را داشته باشد  برترین زن است برای ازدواج )

 

ازدواج و آرامش :

الأعراف : 189   هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها فَلَمَّا تَغَشَّاها حَمَلَتْ حَمْلاً خَفيفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرينَ

 اوست آن كه هر يك از شما را از يك نفس (پدرتان) آفريد و همسرش را نيز از جنس او قرار داد تا در كنارش آرام يابد، پس چون با همسرش آميزش كرد وى بارى سبك برگرفت و چندى با آن بار گذراند (اوايل مدت حمل) و چون سنگين بار گرديد هر دو، خداوند، پروردگار خود را خواندند كه اگر ما را فرزندى شايسته (سالم و قادر بر ادامه زندگى) عطا كنى مسلّما از سپاسگزاران خواهيم بود.

الروم : 21   وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ

 و از نشانه‏هاى او اين است كه براى شما از جنس خودتان (نه از فرشتگان و نه از اجنّه و غير آنها) همسرانى آفريد كه در كنار آنها آرامش يابيد، و ميان شما (شوى و زن يا افراد نوع انسانى) علاقه دوستى و مهر باطنى نهاد، همانا در اين امر نشانه‏هايى است (از توحيد و قدرت و حكمت خدا) براى گروهى كه مى‏انديشند

 

خوراکش کمتر و  خوراکش زياد

24 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: مَنْ قَلَّ طَعامُهُ، صَحَّ بَدَنُهُ، وَ صَفاقَلْبُهُ، وَ مَنْ کَثُرَ طَعامُهُ سَقُمَ بَدَنُهَ وَ قَساقَلْبُهُ  .

تنبیه الخواطر معروف به مجموعه ورام. ص548 

ترجمه:

فرمود: هر که خوراکش کمتر باشد بدنش سالم و قلبش با صفا خواهد بود، و هر کس خوراکش زياد باشد امراض جسمي بدنش و کدورت، قلبش را فرا خواهد گرفت.

 

 

سبب خاموشي نور عرفان و معرفت در افکار و قلبها

25 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: لاتُشْبِعُوا، فَيُطْفاء نُورُ الْمَعْرِفَةِ مِنْ قُلُوبِکُمْ  .

مستدرک الوسایل ج 16 ص 218 

ترجمه:

فرمود: شکم خود را از خوراک سير و پر مگردانيد، چون که سبب خاموشي نور عرفان و معرفت در افکار و قلب هايتان مي گردد.

 

عذاب پذیرفتن رياست و مسئوليتي و اهلیت نداشتن آن

26 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: مَنْ تَوَلّي عَمَلا وَ هُوَيَعْلَمُ اءنَّهُ لَيْسَ لَهُ بِاءهْلٍ، فَلْيتُبَّوَءُ مَقْعَدُهُ مِنَ النّارِ

تاریح الاسلام ج 1011120 ص 285

ترجمه:

فرمود: هر که رياست و مسئوليتي را بپذيرد و بداند که أ هليّت آن را ندارد، در قبر و قيامت جايگاه او پر از آتش خواهد شد.

 

مؤ من ضعيف و بي دين

27 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: إ نَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ لَيُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعيفِ الَّذي لادينَ لَهُ، فَقيلَ: وَ ما الْمُؤْمِنُ الضَّعيفُ الَّذي لادينَ لَهُ؟

قالَ: اَلذّي لايَنْهي عَنِ الْمُنْکَرِ  .

وسایل الشیعه ج 16 ص 122

 

ترجمه:

فرمود: همانا خداوند دشمن دارد آن مؤ مني را که ضعيف و بي دين است، سؤ ال شد:

مؤ من ضعيف و بي دين کيست؟ پاسخ داد: کسي که نهي از منکر و جلوگيري از کارهاي زشت نمي کند.

 

صدقه  ی محرمانه و پنهاني

28 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: صَدَقَةُ السِّرِّ تُطْفِي ءُ الْخَطيئَةَ، کَما تُطْفِي ءُ الماءُ النّارَ، وَ تَدْفَعُ سَبْعينَ بابا مِنَ الْبَلاءِ  .

مستدرک الوسایل ج 7 ص 184

ترجمه:

فرمود: صدقه اي که محرمانه و پنهاني داده شود سبب پاکي گناهان مي باشد، همان طوري که آب، آتش را خاموش مي کند، همچنين صدقه هفتاد نوع بلا و آفت را بر طرف مي نمايد.

 

اهميّت  دادن به خورد و خوراک ولی .....

29 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمي مِنَ الطَّعامِ مَخافَةَ الدّاءِ، کَيْفَ لايَحْتمي مِنَ الذُّنُوبِ، مَخافَةَ النّارِ  .

بحار الانوار ج70 ص347

فرمود: تعجّب دارم از کساني که نسبت به خورد و خوراک خود اهميّت مي دهند تا مبادا مريض شوند وليکن اهميّتي نسبت به گناهان نمي دهند و باکي از آتش سوزان جهنم ندارند.

 

دعای انسان در دوری از گناه و عذاب

آل‏عمران : 16   الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ قِنا عَذابَ النَّارِ

 آنان كه مى‏گويند: پروردگارا، همانا ما ايمان آورديم، پس گناهانمان را ببخش و ما را از عذاب آتش نگه دار.

 

دعوت  جن  در دوری از گناه و عذاب

الأحقاف : 31   يا قَوْمَنا أَجيبُوا داعِيَ اللَّهِ وَ آمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُجِرْكُمْ مِنْ عَذابٍ أَليمٍ

اى قوم ما، دعوت‏كننده خدا (پيامبر اسلام) را اجابت كنيد و به او ايمان آوريد تا خداوند از برخى از گناهانتان درگذرد (آنچه كه قبل از اسلام مخالفت حقوق اللَّه كرده‏ايد) و از عذابى دردناك (در آخرت) پناهتان ده

 

علاقه نسبت به رياست و ثروت و  سبب روئيدن نفاق در قلب و درون

30 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: حُبُّ الْجاهِ وَ الْمالِ يُنْبِتُ النِّفاقَ فِي الْقَلْبِ، کَما يُنْبِتُ الْماءُ الْبَقْلَ.[  .

تنبیه الخواطر،معروف به مجموعه ورام .ص 264

ترجمه:

فرمود: علاقه نسبت به رياست و ثروت سبب روئيدن نفاق در قلب و درون خواهد شد، همان طوري که آب و باران سبب روئيدن سبزيجات مي باشند.

 

مال وبال

التوبة : 34   يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّ كَثيراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ الَّذينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَليمٍ

 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، به يقين بسيارى از دانشمندان اهل كتاب و راهبان آنها، اموال مردم را به باطل (به بهاى تحريف تورات و انجيل و گرفتن رشوه) مى‏خورند و (مردم را) از راه خدا باز مى‏دارند و كسانى (از كفار يا مسلمين) كه طلا و نقره را گنجينه مى‏سازند و در راه خدا (به واسطه اخراج حق واجب و قرار دادن باقى در چرخش اقتصاد امت) هزينه نمى‏كنند همه آنان را به عذابى دردناك بشارت ده.

 

فرزند براي مؤ من

31 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: اَلْوَلَدُ کَبِدُالمُؤْمِنِ، إ نْ ماتَ قَبْلَهُ صارَ شَفيعاً، وَ إ نْ ماتَ بَعَدَهُ يَسْتَغْفِرُ اللّهَ، فَيَغْفِرُلَهُ  .

مستدرک الوسایل ج 16 ص112

ترجمه:

فرمود: فرزند براي مؤ من همانند جگر و پاره تن اوست، چنانچه پيش از او بميرد شفيع او مي گردد، اگر بعد از او بميرد برايش استغفار مي کند و خداوند گناهانش را مي آمرزد.

 

 راه بدون حساب وارد بهشت شدن

32 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: حَسِّنُوا اءخْلاقَکُمْ، وَ اءلْطِفُوا جيرانَکُمْ، وَ اءکْرِمُوا نِسائَکُمْ، تَدْخُلُوا الْجَنّةَ بِغَيْرِ حِسابٍ

اءعیان الشیعه ج 1 ص 301 

ترجمه:

فرمود: رفتار و اخلاق خود را نيکو سازيد، نسبت به همسايگان با ملاطفت و محبّت برخورد نمائيد، زنان و همسران خود را گرامي داريد تا بدون حساب وارد بهشت گرديد.

 

بر روش یافتن بر  اخلاق دوستش  

33 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: اَلْمَرْءُ عَلي دينِ خَليلِهِ، فَلْيَنْظُر اءحَدُکُمْ مَنْ يُخالِطُ

اءمالی طوسی ج 2 ص 132

ترجمه:

فرمود: انسان بر روش و اخلاق دوستش پرورش مي يابد و شناخته مي شود، پس متوجّه باشيد با چه کسي دوست و همنشين مي باشيد.

 

پاداش و ثواب دادنِ صدقه   ودادن قرض الحسنه   انجام صله رحم

34 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: اَلصَّدقَةُ بِعَشْرٍ، وَ الْقَرْضُ بِثَمانِيَةَ عَشَرَ، وَ صِلَةُ الرَّحِمِ بِاءرْبَعَةَ وَ عِشْرينَ  .

مستدرک الوسایل ج 7 ص 194

ترجمه:

فرمود: پاداش و ثواب دادنِ صدقه ده برابر درجه، ودادن قرض الحسنه هيجده درجه، و انجام صله رحم بيست و چهار درجه افزايش خواهد داشت.

 

دست فقرا، دست‏ خداست

در قرآن مي‏خوانيم: «از اموال آنها صدقه (زکات) بگير تا به وسيله آن، آنها را پاک‏سازي و پرورش دهي...» «آيا نمي‏دانند که تنها خداوند است که توبه بندگانش را مي‏پذيرد و صدقات را مي‏گيرد؟!» زکات (که از آن در آيات فوق به «صدقه‏» تعبير شده است.) يکي از احکام مهم اسلامي است که داراي فلسفه اخلاقي، اجتماعي، رواني و غيره مي‏باشد. انسان را از پستيها و بخل، پاک مي‏کند. و درخت‏سخاوت و توجه به ديگران را آبياري مي‏نمايد و فاصله‏هاي طبقاتي مرتفع مي‏گردد و سبب پيشرفت جامعه اسلامي خواهد گشت. جالب اين است که در آيه فوق، گيرنده صدقات (زکات)، خدا معرفي شده است. اين تعبير يکي از لطيف‏ترين تعبيراتي است که شکوه و عظمت زکات را بيان مي‏دارد. لذا افراد نبايد به کسي که فقير است‏با ديده تحقير بنگرند و با دادن زکات، شخصيت آنها را درهم شکنند بلکه با اين نگرش که در واقع، خدا گيرنده زکات است‏با حالت‏خضوع، تواضع و ادب زکات را پرداخت نمايند. پيامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله  ) مي‏فرمايد: «هيچ کس از شما صدقه‏اي از کسب حلال و پاکيزه نمي‏پردازد. که خداوند جز مال پاکيزه را نمي‏پذيرد. مگر اينکه خداوند با دست راست‏خويش آن را مي‏گيرد، حتي اگر يک دانه خرما باشد، سپس در دست‏ خدا نمو و رشد مي‏کند تا از کوه هم بزرگتر مي‏گردد.» در حديث ديگري، پيامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله  ) مي‏فرمايد: «صدقه پيش از آنکه در دست نيازمند قرار بگيرد، به دست‏خدا مي‏رسد.»

 

زيادى از جانب خداوند متعال

عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَقُولُ:

لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها*   قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: اللَّهُمَّ زِدْنِي [فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها  

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: اللَّهُمَّ زِدْنِي‏]   فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً  

فَعَلِمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنَّ الْكَثِيرَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يُحْصَى وَ لَيْسَ لَهُ مُنْتَهًى «5».

 

 ابو ايّوب خزّاز گويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه فرمود:

وقتى آيه مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها   [هر كس كه حسنه‏اى بياورد براى بهتر خواهد بود]. نازل شد، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: بار خدايا بر من افزون فرما.

و چون خداوند آيه مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها   [هر كس حسنه‏اى بياورد براى او ده برابر خواهد بود]. را نازل كرد. پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: خدايا بر من افزون فرما.

پس خداوند متعال آيه مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً   چه كسى است كه به خدا قرض نيكويى بدهد تا برايش چندين برابر زياد گرداند]. نازل گردانيد.

آنگاه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله دانست كه كثرت و زيادى از جانب خداوند متعال به شمارش نيايد و به پايان نرسد.

الأربعون حديثا         67    الحديث التاسع و العشرون‏

مریضی و پاک شدن خطاها ولغزش ها

35 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: لايَمْرُضُ مُؤْمِنٌ وَ لامُؤْمِنَةٌ إ لاّحَطّ اللّهُ بِهِ خَطاياهُ  .

جامع الاحادیث ج 3 ص 89

ترجمه:

فرمود: هيچ مؤ من و مؤ منه اي مريض نمي گردد مگر آن که خطاها ولغزش هايش پاک و بخشوده مي شود.

 

در قيامت از سختي ها و مشکلات در اءمان ماندن

36 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: مَنْ وَقَّرَ ذا شَيْبَةٍ فِي الاْ سْلامِ اءمَّنَهُ اللّهُ مِنْ فَزَعِ يَوْمِ الْقِيامَةِ  .

کافی ج 2 ص 658

ترجمه:

فرمود: هر کس بزرگسال مسلماني را گرامي دارد و احترام نمايد، خداوند او را در قيامت از سختي ها و مشکلات در اءمان مي دارد.

 

گریان بودن تمامي چشم ها در روز قيامت بجز سه چشم

37 قالَ: صلّي اللّه عليه و آله: کُلُّ عَيْنٍ باکِيَةٌ يَوْمَ الْقِيامَةِ إ لاّ ثَلاثَ اءعْيُنٍ: عَيْنٌ بَکَتْ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ، وَ عَيْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللّهِ، وَ عَيْنٌ باتَتْ ساهِرَةً في سَبي لِاللّهِ.[  .

ثواب الاعمال ج 1 ص 211

ترجمه:

فرمود: تمامي چشم ها در روز قيامت گريانند، مگر سه دسته:

1 آن چشمي که به جهت خوف و ترس از عذاب خداوند گريه کرده باشد.

2 چشمي که از گناهان و موارد خلاف بسته و نگاه نکرده باشد.

3 چشمي که شبها در عبادت و بندگي خداوند متعال بيدار بوده باشد.

 

سرور و سيّد مردم در دنيا و در قبامت

38 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: سادَةُ النّاسِ فِي الدُّنْيا الا سْخِياء، سادَةُ النّاسِ فِي الاخِرَةِ الاْ تْقِياء.  .

ا عیان الشیعه ج 1 ص 302

ترجمه:

فرمود: سرور و سيّد مردم در دنيا افراد سخاوتمند خواهند بود، وسيّد و سرور انسان ها در قيامت پرهيزکاران مي باشند.

 

  موعظه و نصحيت جبرئيل

39 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: وَ عَظَني جِبْرئيلُ عليه السلام: يا مُحَمَّدُ، اءحْبِبْ مَنْ شِئْتَ فَإ نَّکَ مُفارِقُهُ، وَ اعْمَلْ ما شِئْتَ فَإ نَّکَ مُلاقيهِ  .

اءمالی طوسی ج 2 ص 203

ترجمه:

فرمود: جبرئيل مرا موعظه و نصحيت کرد: با هر کس که خواهي دوست باش، بالا خره بين تو و او جدائي خواهد افتاد. هر چه خواهي انجام ده، ولي بدان نتيجه و پاداش آنرا خواهي گرفت.

 

سفارش پروردگار به 9 چيز

40 قالَ صلّي اللّه عليه و آله: اَوْ صاني رَبّي بِتِسْع: اَوْ صاني بِالاْ خْلاصِ فِي السِّرِّ وَالْعَلانِيَةِ، وَ الْعَدْلِ فِي الرِّضا وَ الْغَضَبِ، وَ الْقَصْدِ فِي الْفَقْرِ وَ الْغِني، وَ اَنْ اءعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَني، وَ اءعطِيَ مَنْ حَرَمَني، وَ اءصِلَ مَنْ قَطَعَني، وَ اَنْ يَکُونَ صُمْتي فِکْراً، وَ مَنْطِقي ذِکْراً، وَ نَظَري عِبْراً  .

اءعیان الشیعه ج 1 ص 300

ترجمه:

پیامبر گرامی فرمود خداوند مرا به به نه خصلت سفارش فرمود:

1)     اخلاص در آشکار و پنهان

2)      دادگري در خوشنودي و خشم

3)      ميانه روي در نياز وتوانمندي،

4)      بخشيدن کسي که در حقّ من ستم روا داشته است

5)      کمک به کسي که مرا محروم گردانده،

6)      ديدار خويشاونداني که با من قطع رابطه نموده اند

7)     و اين که خاموشيم انديشه

8)     و سخنم، يادآوري خداوند

9)      و نگاهم عبرت و پند باشد.

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

حديث

    قَالَ الصادق علیه السلام : مَسْحُ الْوَجْهِ بَعْدَ الْوُضُوءِ يَذْهَبُ بِالْكَلَفِ وَ يَزِيدُ فِي الرِّزْق‏ وَ أُمِرَ بِمَسْحِ الْحَاجِبِ وَ أَنْ يَقُولَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُحْسِنِ الْمُجْمِلِ الْمُنْعِمِ الْمُفَضِّلِ فَلَا تَرْمَدُ عَيْنَا

    و فرمود: دست كشيدن بچهره پس از وضوء ككمك چهره را بزدايد، و روزى را فراوان كند، تذکر: قبل از وضو پاهای خود را خوب بشویید تا تمیز شود که وقتی مسح کشیدید رغبت داشته باشید که آب دست و مسحتون را روی صورت بکشید. البته مومن همیشه باید پاهایش تمیز باشد. و فرمود: بابرو دست كشند و گويند: االْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُحْسِنِ الْمُجْمِلِ الْمُنْعِمِ الْمُفَضِل‏تا چشم درد نگيرد،

    بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏59، ص: 27